|
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اراک
|
||
|
به Anjomannews.ir تغییر یافت. |
روزنا: آيتالله العظمي صانعي در محكوميت توهين به پيامبر عظيمالشان اسلام (ص) در سئولات آزمون ضمن خدمت فرهنگيان بيانيهاي صادر كرد.
در اين بيانه آمده است: گرچه مدتي است بياحترامي و توهين به مراجع و علماء و بزرگان دين و ديانت كثرالله امثالهم كه باعث قطع رابطه افراد هتاك با ولايت الله و دخول در ولايت شيطان است، در مملكت ما ولو به صورت محدود پديدار گشته ولكن مع الأسف، با آنكه قدرتمندان و دولتمردان جمهوري اسلامي كه همه آبرو و عزت و صلاح و سداد آنها مرهون لطف خداوند و اسلام و مردم عزيز و شريف ايران بوده و هست، هيچگونه عكسالعمل بازدارندهاي تا به امروز از آنها ديده و مشاهده نشده و آيا مصلحت انديشي و حبّ و بغضها و مسامحهها و بيتفاوتيها بايد كار را بجايي برساند كه امروز در مملكتي كه بايد همه امورش مطابق با موازين اسلامي باشد، شاهد طرح سوالات توهين آميز نسبت به پيامبر عظيمالشأن اسلام (صلي الله عليه و آله و سلم) آن هم در دولتي كه مدعي قدسي بودن آن است، باشيم.
بياحترامي به پيامبر عظيمالشأن (صلي الله عليه و آله و سلم) در چنين شرايطي جرمي بزرگ و گناهي نابخشودني است كه اميد است با مجازات دولتمرداني كه زمينهساز چنين مسائلي بودهاند، ديگر شاهد چنين مصيبتهاي بزرگ براي اسلام و جمهوري اسلامي نباشيم و بايد بدانيم كه ضعيفكشي و مجازات مباشر، آن هم با عدم مجازات و تنبيه سبب مقتدر كه اقوي از مباشر است، نه تنها راه مقابله با اين گونه هتاكيها نمي باشد، بلكه سبب جريتر شدن افرادي كه سعي در گسترش تحجر و تهي كردن مباحث بلند و ارزشمند اسلام از عمق و دقت و سوق دادن جامعه به سوي خرافات ميباشند، ميگردد.
اميد آنكه با واكنش همه متدينين و قدرتمندان جلوي تكرار اين گونه مسائل براي هميشه گرفته شود تا بيش از اين شاهد غربت اسلام و افكار امام امت (سلام الله عليه) نباشيم.
www.roozna.com
عليرضا اسپهبد، نقاش آزادي و انسان ديروز در تهران براي هميشه خاموش شد. او با وجود خلق آثار بزرگي در همه اين سال ها که بي گمان در تاريخ هنر ايران بر صدر مي نشيند، سانسور شد. در سه دهه گذشته تنها يکي دو بار به او اجازه برگزاري نمايشگاه داده شد. هرگز براي تدريس در دانشگاه از او دعوت نشد و در سه سال اخير از فرط سانسور و تنهايي به غم غريبي دچار شد. غمي که سر انجام نقاش بزرگ آزادي را در پنجاه و پنج سالگي با مرگ پيوند داد.
مرگ در اوج
عليرضا اسپهبد، متولد ۲۲ آذر ۱۳۳۰ در تهران بود. او تحصيلات خود را در هنرستان هنرهاي زيباي پسران در سال 1350 به پايان برد و پس از آن به تحصيل در رشته گرافيك دانشكده هنرهاى تزئينى تهران مشغول و در سال ۱۳۵۴ قارغ التحصيل شد. اسپهبد هم چنين داراي فوق ليسانس هنر از دانشگاه گلد اسميت لندن بود.
برگزاري نمايشگاه هاي از نقاشي هايش با عنوان "کلاغ ها" در سال 1354، نام عليرضا اسپهبد را به عنوان يک نقاش مدرن و صاحب سبک تثبيت کرد، زماني که هنوز تنها 24 سال داشت.
اسپهبد فعاليت مطبوعاتي خود را از مجله تماشا و در دوران دانشجويي آغاز کرد و پس از آن در سال 57 که براي تحصيل در لندن حضور داشت به جمع همکاران مجله ايرانشهر به سر دبيري احمد شاملو پيوست که در آن هنگام در لندن منتشر مي شد. پس از بازگشت به ايران به دعوت احمد شاملو به عنوان طراح و گرافيست کتاب جمعه از فروردين 58 تا هنگام توقيف کتاب جمعه با او همکاري کرد.
پس از آن در سال هاي ده شصت اسپهبد علاوه بر طراحي برخي از مجلات به نقاشي نيز پرداخت. تصاوير برخي از نقاشي هاي او در آن دهه بر روي جلد مجلاتي چون آدينه، ايران فردا، صنعت حمل و نقل و برخي ديگر از ماهنامه هاي فرهنگي منتشر مي شد.
در شناسنامه کاري او شرکت در چندين نمايشگاه گروهى در سال هاي پيش از انقلاب و برگزارى نخستين نمايشگاه انفرادى در سال 54 ثبت است. در سال هاي 55 و 56 در دو دوره نمايشگاه سالانه بال سوئيس شرکت داشت و در سال 1356 نمايشگاه انفرادي آثارش در گالري بدفوردهاوس لندن برگزار شد. در سال هاي پس از انقلاب به عليرضا اسپهبد جزء دو مورد اجازه برگزاري نمايشگاه داده نشد.
در تمام اين سال ها اسپهبد زندگي خود را از طريق فروش تابلوهاي نقاشي، تدريس خصوصي نقاشي و طراحي روي جلد کتاب گذراند. طراحي روي جلد بيش از 140 عنوان کتاب، از آن جمله طرح هاي او روي آثار احمد شاملو، حاصل اين بخش از فعاليت هاي اسپهبد است.
در فاصله سال هاي 2001 تا 2003 پن آلمان براي سه سال متوالي چندين اثر عليرضا اسپهبد را به عنوان كارت پستال و پوستر نمايشگاه کتاب فرانکفورت در تيراژي ميليوني منتشر كرد.
در چند سال گذشته اسپهبد در تنگنا و تنهايي مطلق چه در خانه و بيرون از خانه قرار داشت، چنان که خود در گفتگويي در سال 83 گفت: "فعلاً مدت دو سال است كه زندگي ام از طريق آثارم تأمين نمي شود. پيش از اين خوب بود. چون مي توانستم نقاشيها را بفروشم، مقدمه اي براي يك كتاب مي نوشتم. طرح جلد چندين كتاب را مي ساختم، آرم مؤسسات تجاري را مي ساختم".
اسپهبد در همين سال ها بود که برخي از آثار بي همتايش چون "تيرباران شده" را خلق کرد، نقاشي حيرت انگيزي که در آن مردي نيم انسان ـ نيم اسب در حال گريستن در دستمالي سفيد و خونچکان است. اين نقاشي از جمله آثار شاخص هنري است که به ياد اعدام هاي سال 67 و همه آزادي خواهان اعدام شده خلق شده است. غير از اين اسپهبد يکي از معدود نقاشان ايراني است که آثار به هم پيوسته اي را نيز خلق کرده، که مجموعه "کلاغ ها" از جمله همين آثار است.
بي پروايي اسپهبد در خلق آثاري همواره متعهد به انسان و آزادي، فشارها را بر او افزايش داد. اين فشارها زماني به شکل تهديد، زماني به شکل کنترل و مراقبت و همواره به شکل حذف و سانسور در مورد عليرضا اسپهبد وجود داشتند. ناديده گرفتن او و آثار بزرگش حتا در سال هاي دوره اصلاحات نيز تداوم داشت. با اين همه عليرضا اسپهبد در تمام اين سال ها را در گالري کوچکش در خيابان دولت تهران و بعد از آن در خانه اش به نقاشي و خلق آثاري مشغول بود که بي گمان در تاريخ هنر معاصر ايران و جهان جايگاه شايسته اي خواهد داشت.
مرگ ناگهاني عليرضا اسپهبد در پنجاه و پنج سالگي جامعه هنري ايران را با بهت مواجه کرده است. محمود دولتآبادي، در واکنش به مرگ اسپهبد در گفت و گويي با خبرگزاري ايسنا گفت:"شايد او يكي از معدود نقاشهايي بود كه با ادبيات بيشتر سر و كار داشت". دولت آبادي همچنين با اشاره به انزواي اسپهبد که در شمار اجتماعي ترين نقاشان ايران بود، گفت:" اين اواخر اين فترت و انزواي عليرضا اسپهبد آنقدر شديد شده بود كه ما هم حتا كمتر يكديگر را ميديديم. دلتنگي او از مجموعهي جامعهي هنر و مجموعهي روابط حاكم بر فضاي هنرهاي تجسمي در كشور بود. با ما كه دوستان اهل قلمش بوديم، مشكلي نداشت؛لابد انتظار داشت جامعهي هنرهاي تجسمي بيشتر به كارهايش توجه كنند". دولت آبادي از "تنهايي سنگيني" سخن گفته که اسپهبد طي دو سال گذشته در خانواده و جامعه تحمل ميكرد:"يكي دوبار كه با او صحبت كرده و سراغش را گرفتم كه چه ميكند، گفت: تنها نقاشي ميكشم".
عليرضا اسپهبد، در مقدمه تنها کتابي که از نقش هايش با گردآوري آيدين آغداشلو و مقدمه جواد مجابي منتشر شد و در بر گيرنده برخي از نقاشي هايش از سال 50 تا 76 است با اشاره تنگناهايي که برايش ايجاد کردند، جمله اي نوشته که دردي مشترک را فرياد مي زند: "من اين واقعيت را همچون تعهدى پذيرفته ام كه بى تفاوت و خنثى نمانم كه از نقاشى تنها زينت ديوار نسازم و همه توانايى هايم را صرفاً در نمايش توانمندى هدر ندهم. دلمشغولى من هميشه اين است؛ در جهانى كه آدمى در تلاش حماسى خود در كار خلق روابط انسانى، پاى برزمين استوار كرده است؛ هنر، اين والاترين شيوه زيست آدمى، چه براى من نقاش و چه براى شماى بيننده، چه دارد و چه خواهدداشت، اگر فريب بازى با فرم و ساختار و ابزار، آن را از هنرمند و انسان تهى كند".
يگانه فرزندش "بامداد" که در اين چند سال و همه آن سال ها شاهد رنج هاي عليرضا اسپهبد بوده، اکنون تنها مانده است. به تسلاي او مي بايست نوشت که عليرضا اسپهبد تنها بود و بزرگ و انسان. و از زبان عموي دلخسته اش احمد شاملو که:"خاطره اش تا جاودانِ جاويدان در گذرگاه ادوار داوري خواهد شد".
شش سال پس از درگذشت احمد شاملو شاعر، محقق، روزنامه نگار و نويسنده نامدار ايرانی، دستور زبان فارسی او با ويرايش و تصحيحی تازه با عنوان نامها و نشانه ها در دستور زبان فارسی توسط انتشارات مرواريد و کمک دفتر حفظ و نظارت بر نشر آثار شاملو منتشر شده است.
کتاب نامها و نشانه ها در دستور زبان فارسی که از کتابهای ناياب طی يک دهه اخير بوده را شاملو در سال ۱۳۳۳ خورشيدی در زندان قصر تهران نوشته و قصد داشته تا بمرور، دستور زبان فارسی را در سه دفتر اسم، فعل و حرف مورد بررسی قرار دهد اما اين تلاش تنها به نگارش دفتر اسم منتهی شده است.
دفتر اسم که تنها مجموعه به سامان رسيده از دستور زبان شاملوست، خود از چهار بخش اسم، اضافه، صفت و ضمير تشکيل می شود که در نخستين نوبت چاپ آن در سال ۱۳۴۳ بخش مربوط به ضمير در چاپخانه گم شده است.
با اين که شاملو در اين سالها هنوز در قيد حيات بود اما در دومين نوبت چاپ هم در سال ۱۳۷۵ بخش مربوط به ضمير به کتاب اضافه نشد و مطالب با ويرايش تازه و ساماندهی جديد منتشر شده به اميد اينکه يک جلد کتاب متمم هم به آن اضافه شود؛ اتفاقی که با اوجگيری بيماری شاملو و صرف وقت شبانه روزی او بر فرهنگنامه کتاب کوچه هرگز مجال رخ ندادن نيافت.
با ناتمام ماندن دستور زبان شاملو، اين بار شش سال پس از درگذشت او اين کتاب با ويرايش و تصحيحی مجدد، برای اولين بار با عنوان نامها و نشانه ها در دستور زبان فارسی روانه بازار شده که نشان می دهد کتاب، بخشی از دستور زبان است و نه همه آن.
مردی به شيدايی، عاشق زبان مادری خويش
کتاب نامها و نشانه ها با توجه به فاصله زياد سطرهای و اندازه نسبتاً درشت متن، کتابی کم حجم و ساده خوان است که شاملو تصميم داشته در آن بنياد زبان فارسی را به شکلی خلاصه، علمی و آسان برای خواننده روايت کند.
نگارش کامل دستور زبان گرچه ناکام مانده اما دفتر اسم دستور زبان فارسی نشان می دهد که شاملو تا چه حد بر فارسی تسلط داشته و در صورت سرانجام گرفتن اين مجموعه تا چه حد با اين کتاب به زبان مادری خود خدمت می کرده است.
نويسنده با تسلط مثال زدنی اش بر آثار نثر و نظم ادبيات فارسی از بخشهای زيبا از ادبيات کلاسيک ايران نيز برای فهم آسانتر مباحث کتاب استفاده کرده است که زمينه ساز آشنايی و علاقه مندی بيشترمخاطبانش را به ادبيات فارسی فراهم می کند.
شاملو در اوايل کتاب در مقدمه گونه ای که از متن مصاحبه های وی در سالهای گذشته استخراج شده خود را "مردی به شيدايی عاشق زبان مادری خويش" معرفی می کند و در وصف فارسی می گويد زبانی است که در طول قرنها و قرنها، ملتی پرمايه، رنج و شادی و خود را بدان سروده و زبانی ترکيبی و پيوندی است که به هر معجزتی در قلمرو کلام و انديشه راه می دهد:
"حتی عربی که در فارسی وارد شد، فارسی ماند، مشتی مفهوم را که لازم داشت از زبان عربی به نفع خودش مصادره کرد اما ساختارش را از دست نداد، زبانی که در پيرانه سری نيز ظرفيتهای عظيم تازه ای در آن می يابم و برخوردم با آن، برخورد با چيزی مقدس است."
در ادامه اين مقدمه واره، شاملو می گويد: "شايد به همين دليل است که اين اواخر کمتر می نويسم زيرا معتقدم که در اين معبد قدسی تنها بايد حضور قلب داشت و انسان هميشه حضور قلب ندارد".
اثری از دغدغه های شاملو در کتابی ناتمام
سياوش فرزند شاملو در پيشگفتار کتاب می گويد دلنگرانيهای مداوم پدرش در مورد رسم الخط و آيين نگارش او را بر آن داشت که به دو موضوع تغيير و اصلاح خط و شيوه و روش نوشتن بيشتر فکر کند، به همين منظور هم تلاش داشته تا علاوه بر دستور زبان فارسی، قواعد تازه تری برای حفظ خط فارسی تدوين کند.
شاملو علاوه بر موضوع تصويری بودن خط فارسی در ارتباط با اصلاح آن، خوانش اشتباه نوشتار و رعايت فاصله واژگانی، به اصلاح ساختاری خط فارسی اعتقاد داشت و در تلاش بود تا با دو مشکل رسم الخط و آيين نگارش فارسی اقدام به تدوين، تنظيم و چاپ نظراتش با عنوان دستور خط فارسی کند اما به گفته فرزندش، مشکلات زيادی که در زندگی برايش به وجود آورده شده بود، نگذاشت تا به تنيجه آرزويش برسد.
با اين همه به نظر می رسد که شاملو در مدت زمان زندانش در سال ۱۳۳۳ توانسته بخش مهمی از ساختار آموزه هايش در دستور زبان فارسی را به قصد انتشار به روی کاغذ بياورد.
شاملو در کتاب نامها و نشانه ها ، اصوات و حروف بيصدا را به خواننده معرفی کرده، حروف مختص عربی را که به الفبای فارسی اضافه شده، جداگانه همراه با اصوات آن توضيح داده، همزه و اقسام آن را با مثالهای متعدد نشان داده، علائم نقطه گذاری و جمله بندی را بتفصيل توضيح داده و در پايان هر فصل، تمرينهايی برای فهم بهتر مطالب برای خوانندگانش در نظر گرفته است.
"دفتر نشانه گذاری" که يکی از کوتاهترين بخشهای کتاب است را شايد بتوان يکی از وجوه تمايز کتاب نيمه تمام شاملو با ديگر دستور زبانها دانست که اهميت چندانی به نشانه گذاری که مبحثی معاصر در زبان فارسی است نمی دهند.
شاملو در مقدمه اين دفتر به افراط و تفريط برخی از نويسندگان در استفاده از نشانه ها اشاره کرده و نوشته که از اين پس به جای وقتگذاری با حل جدول کلمات متقاطع، جملات پرويرگول کتابها را با جابجا کردن عناصر سازنده شان به فصيحترين صورت ممکن درآوريد، "يقين داشته باشيد ظرف چند ماه ويراستار درجه يکی از آب در می آييد!"
نام ها و نشانه ها گرچه برای خواننده بزرگسال نوشته شده اما به نظر می رسد برای آموزش کودکان و الگو قراردادن در تأليف کتابهای آموزشی مدارس نيز به عنوان نمونه کوتاه و گويا می تواند مفيد باشد.
شاملو خود می گويد اگرچه زبان شناس نيست اما به علت سرودن شعر نيازمند آگاهی از مقوله زبان فارسی بوده و همين موضوع را به شاعران جوان هم سفارش می کند تا به زبان به عنوان وسيله ای مصرفی که می توان "پدرش را درآورد" نگاه نکنند.
شناسنامه کتاب:
نامها و نشانه ها در دستور زبان فارسی
احمد شاملو
چاپ اول، انتشارات مرواريد، ۱۳۸۵ تهران
تيراژ ۲۲۰۰ جلد
۱۷۳ صفحه
بي بي سي
|
|