تبليغاتX
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اراک
 
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اراک
 
 
به Anjomannews.ir تغییر یافت.
 

انصار حزب الله گرگان، مراسم سخنراني شمس الواعظين در گرگان را به آشوب و درگيري کشاند. شمس الواعظين در اين مراسم تحت هجوم انصار حزب الله قرار گرفت که با حمايت روزنامه نگاران و خبرنگاران حاضر در حاضر در جلسه، گزندي به وي نرسيد.

طي چند روز گذشته، شهر گرگان، حوادث غيرمترقبه اي چون ربايش همسر باطبي در ساعت 8 شب توسط نيروهاي امنيتي بوده که البته نامبرده پس از چند روز آزاد شد.

به گزارش خبرنگار روز شمس الواعظين که به دعوت خانه مطبوعات استان گلستان، قرار بود در مسجد هيات متوسلين گرگان سخنراني کند، با حمله انصار حزب الله به رهبري فردي به نام شيخ حسن زاده مواجه شد. براساس گزارش دريافته، خانه مطبوعات استان گلستان قبلا براي برگزاري اين جلسه از اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي مجوزهاي لازم را براي برگزاري سخنراني شمس الواعظين دريافت کرده بود.

سرهنگ ابراهيم کريمي فرمانده نيروي انتظامي استان، در اين باره به معترضين عضوخانه مطبوعات استان گلستان که چرا بر اساس قوانين اين نيرو در تأمين امنيت مراسم کاري انجام نمي دهد گفت: نيروي انتظامي مسوول امنيت در بيرون از مکان مسجد است، و امنيت داخل آن ارتباطي به اين نيرو ندارد.

در آغاز مراسم سخنراني، شيخ حسن زاده تقاضاي صحبت کرد که مورد قبول مديريت جلسه قرار گرفت. اما بعد از اتمام سخنانش اجازه ادامه جلسه را با آغاز سخنراني شمس الواعظين نداده، و با قرائت نامه اي، اعلام کرد که فرماندار گرگان طي نامه اي اعلام کرده که جلسه مذکور غير قانوني بوده و شوراي تأمين با برگزاري آن مخالف است.

اين كه اين نامه چرا توسط فرماندار به فرد نامبرده داده شده تا درمراسم قرائت كند موضوعي است كه تا كنون ازسوي فرماندار گرگان مورد تكذيب واقع نشده است.

هواداران شيخ حسن زاده با فحاشي هاي غيرقابل تحمل، آن هم درحضور زنان، دختران، وكودكان، ودر حمايت از نظام شعارهاي زير را براي برهم زدن نظم جلسه تكرار مي كردند:

حزب فقط حزب علي/ رهبرفقط سيدعلي
مرگ برمنافق
مرگ بر قلم به دست مزدور
خط فقط خط علي/رهبر فقط سيد علي
بسيجي مي ميرد/ ذلت نمي پذيرد

درخانه مطبوعات استان گلستان نيروهاي جبهه رفته وجانباز حضور دارند كه نيروهاي انصار آنان را تحت عنوان خوارج خطاب قرار داده ومراسم را به آشوب كشيدند.

ناظران سياسي منطقه معتقدند با رفتن دكترشاعري استاندار استان گلستان به معاونت وزارت بهداشت، گروه مذكور با سرپرست استانداري استان گلستان به نام دكتر انجم شعاع كه قبلا مديركل اداره محيط زيست كرمان بوده، وداراي سياست هاي ملايم تري نسبت به ديگر نيروهاي جناح راست افراطي به شمارمي رود، مخالف بوده وبا ايجاد جو تشنج وآشوب سعي دارند استان را ناامن جلوه داده ومديريت وي را زير سوال برده تا با بركناري وي نيروي موافق خود را برمسند قدرت بشانند.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 2 PM  توسط انجمن نیوز  | 
ادوارنیوز: کانون نویسندگان ایران در خصوص اتفاقات اخیر بیانیه ای صادر کرده است که در پی می خوانید:

در هفته های اخير، در ادامه سرکوب، مسايل مهمی رخ داده است که با توجه به شرايط دشوار کنونی، سرنوشت مردم ميهن ما را به مخاطره جدی می‌اندازد. مهم ترين اين رويدادها عبارت‌اند:

۱ – کانون بارها در باره مجازات اعدام اعتراص کرده و خواهان برچيده شدن احکام اعدام شده است . در يک سال اخير در چند استان از جمله خوزستان ، کردستان، سيستان و بلوچستان اعدام هايی صورت گرفته که آخرين مورد آن اعدام چند نفر در شهر اهواز و زاهدان است .

۲ -وضعيت جسمی و روانی احمد باطبی که از سال ۷۸ تاکنون در زندان بوده ، همه ی مردم را نگران کرده است . کانون نويسندگان ايران خواهان آزادی فوری احمد باطبی و ديگر زندانيان سياسی است. ما می خواهيم هرچه زودتر وضعيت عمومی اين دانشجوی مبارز از طريق رسانه ها به اطلاع عموم مردم برسد و اقدام به معالجه او شود.

- متاسفانه اخيرا سايت کانون نويسندگان ايران نيز همچون بسياری از سايت های ديگر مسدود شده است، و اين تنها راه ارتباط کانون با مخاطبانش از ميان رفته است.
- نشريات دانشجويی با سانسور شديدی روبه رو هستند و روزی نيست که شماری از اين نشريات توقيف و نويسندگان آن ها به دادگاه فرا خوانده نشوند. ما می خواهيم که اين سد وبندها از پيش روی نشريات روشنگر دانشجويی برداشته شود.


۵ - موج سرکوب روشنفکران و نويسندگان ايران، هنرمندان و فعالان سياسی – اجتماعی هر روز ابعاد و شکل های گوناگون به خود می‌گيرد. احضار به دادگاه ها، امری روزمره شده است. تهديد و ارعاب مستقيم و غير مستقيم به ابزاری معمول بدل گشته است. در کنار اين شيوه ها، مدتی است برخی روزنامه ها ، قلم بر مدار روزگار قتل های زنجيره ای می‌گردانند و يادآور برنامه ی "هويت " و "چراغ" شده‌اند. هتاکی می‌کنند و می‌کوشند با بهره‌گيری از واژه‌هايی چون "مرتد"، "معاند" ، "مفسد" و ... زنجيره‌ای ديگر بسازند. عوامل اجرايی اين سياست ، در کوچه و پس کوچه ها، راه بر نويسندگان و فعالان سياسی می بندند و آن ها را به قصد کشت کتک می زنند.

کانون نويسندگان ايران اعتراض و انزجار شديد خود را نسبت به اين گونه اعمال ابراز می دارد و خواستار پايان دادن به چنين حرکات ضد انسانی است .
 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 2 PM  توسط انجمن نیوز  | 
ادوارنیوز: مهندس علی اکبر موسوی (خوئینی) نماینده مردم تهران در مجلس ششم و دبیرکل سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) در دادسرای انقلاب تهران حاضر شد.

به گزارش خبرنگار ادوارنیوز بازپرسی شعبه امنیت دادسرای عمومی و انقلاب تهران ضمن ابلاغیه ای که به کفیل مهندس موسوی ابلاغ گردیده بود  ایشان را ظرف مدت 20 روز به بازپرسی فراخوانده بود.

دبیر کل سازمان دانش اموختگان صبح امروز در دادسرای عمومی و انقلاب تهران حضور یافت اما  به دلیل عدم حضور قاضی متین راسخ بازپرس این شعبه، بررسی پرونده  وی به وقت دیگری موکول گردید.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 2 PM  توسط انجمن نیوز  | 
سه نفر از اعضاي شوراي مركزي سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحكيم وحدت) شاخه گيلان از سوي اداره كل اطلاعات استان گيلان بازداشت شدند.
عبدالله مومني، سخنگوي سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي با اعلام اين خبر گفت: ماموران اداره اطلاعات غروب روز پنج شنبه با مراجعه به دفتر ادوار تحكيم شاخه گيلان و ارايه كارت رسمي اقدام به بازداشت آرش بهمني, سيد كوهزاد اسماعيلي و بابك مهدي‌‏زاده دبيران كميته‌‏هاي اطلاع‌‏رساني حقوق بشر و مالي اين تشكيلات كردند.
وي با بيان اين كه پس از اين اتفاق اعضاي شعبه گيلان سازمان ادوار تحكيم وحدت براي مطلع شدن از اتهامات بازداشت شدگان تلاش كردند، گفت: برغم رايزني دوستان ما با مسوولان و تصميم‌‏گيران استان گيلان اين تلاش‌‏ها تهاكنون به نتيجه نرسيده است.
مومني ادامه داد: بازداشت شدگان توانسته‌‏اند با خانواده‌‏هاي خود تماس تلفني داشته باشند و به خانواده‌‏هاي خود گفته‌‏اند كه از آنها هيچ بازجويي صورت نگرفته است اما برغم وعده‌‏ها براي آزادي اين افراد به نظر مي‌‏رسد اراده‌‏اي براي ادامه اين روند وجود دارد.
وي ضمن هشدار نسبت به ادامه بازداشت اين افراد خواستار رعايت قانون در مورد آنها شد و افزود: اين افرا د بدون ارايه حكم قضايي و اعلام اتهام مشخص در زندان هستند و با وجود گذشت چهار روز از بازداشت آنها هنوز اتهام‌‏شان اعلام نشده است.
سخنگوي سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي، با بيان اين كه در اين مدت از اين افراد خواسته شده كه خبر بازداشت‌‏شان را علني و خبري نكنند، گفت: اين برخوردها را با هدف ايجاد محدوديت براي فعالان سياسي و مدني مي‌‏دانيم كه همزمان با حضور رييس‌‏جمهور اقدام به بازداشت فعالان سياسي شده است.
وي اين بازداشت‌‏ها را نشان دهنده حاكم بودن نگاه امنيتي بر دولت نهم خواند و گفت: شايسته نيست حضور رييس‌‏جمهور در استانها موجبات سلب آزادي و ناامني براي برخي شهروندان شود و به جاي مهرورزي وعده داده شده، شاهد ايجاد محدوديت براي فعالان سياسي باشيم.
مومني با اعلام اعتراض سازمان ادوار تحكيم وحدت به بازداشت اين افراد، خواستار آزادي آنها شد و افزود: از آنجا كه سازمان ادوار تحكيم وحدت نسبت به رعايت حقوق بشر و حقوق شهروندي حساس است، به محدوديت اعضاي اين سازمان نيز حساس‌‏تر است و بر همين اساس امروز جلسه شوراي مركزي سازمان ادوار تحكيم وحدت برگزار مي‌‏شود و حساسيت خود را از طرق مسالمت‌‏آميز و مجاري قانوني به اطلاع مي‌‏رسانيم.
وي با اشاره به برگزاري اولين مجمع عمومي سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي شعبه گيلان و تعيين شوراي مركزي اين مدت دو سال گفت: با توجه به اهتمام اعضاي سازمان دانش آموختگان به فعاليت‌‏هاي جمعي و تشكيلاتي به نظر مي‌‏رسد اين گونه برخوردها نتيجه و هزينه رفتن به سوي فعاليت‌‏هاي سازماندهي شده تشكيلاتي است.
منبع:ایلنا
 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 12 PM  توسط انجمن نیوز  | 
 محمود احمدي‌نژاد رئيس جمهور پيش از ظهر امروز يكشنبه در ششمين همايش سراسري روحانيون و مسئولين سازمان عقيدتي سياسي ناجا، كه در ستاد فرماندهي نيروي انتظامي برگزار شد، گفت: تهديد دشمنان در 28 سال گذشته همواره در نقطه‌اي متمركز بوده است كه امروز نيز بر روي مساله هسته‌اي متمركز شده است.
وي افزود: موضوع فناوري هسته‌اي فقط بحث يك دانش و صنعت نيست، بلكه رويارويي دنياي استكبار با توانمندي و مديريت سياسي انقلاب است، آنها نگران غني‌سازي و مثلاً تعداد دستگاه‌هاي ما نيستند، بلكه نگران خود انقلاب هستند .
وي ادامه داد:‌دشمنان در حال مغرور شدن در مقابل انقلاب اسلامي هستند و اين هيمنه آنها را خواهد شكست به همين جهت مي‌دانند كه اگر در اين عرصه شكست بخورند قطعاً بايد دست و پاي خودشان را از كل دنيا جمع كنند.
رئيس ‌جمهور با اشاره به برخي زمزمه‌هاي تسليم، سازش و حقارت كه از گوشه و كنار شنيده مي‌شود، اظهار داشت: دشمنان قوانيني را كه خودشان نوشته‌اند و ما نيز به عضويت آن در آمده‌ايم را زيرپا گذاشته‌اند، آنوقت برخي‌ها به ملت ايران ايراد مي‌گيرند كه چرا در مقابل آنها ايستاده‌ايد.البته اين عجيب نيست طول تاريخ پر است از انسان‌هاي دنيا طلب و خودخواه كه دشمنان، 28 سال دلشان را به آنها خوش كرده‌اند كه تاكنون راه به جايي نبرده و نخواهند برد.
احمدي‌نژاد تصريح كرد: ايران فناوري توليد سوخت را در اختيار دارد و اين قطاري است كه در حال حركت است و ترمز و دنده عقب ندارد. چون ما در سال گذشته ترمز و دنده عقب آن را كنده و دور انداخته‌ايم.
وي با بيان اين كه ايران اهل گفتگو و منطق است، افزود: آنان ادعاي گفتگو و منطق مي‌كنند اما وقتي كم مي‌آورند به زور اسلحه متوسل مي‌شوند اما امروز اسلحه‌هاي آنها هم از كار افتاده و كاربرد ندارد.
رئيس‌جمهور به ديدار شب گذشته گروهي از اعضاي كليساهاي امريكا با خود اشاره كرد و گفت:آنها نيز به همين مسايل اشاره مي‌كردند اما ما گفتيم دوران سلاح اتمي به پايان رسيده چون به كار شوروي نيامد و همچنين اگر به درد مي‌خورد مي‌توانست مانع از شكست آقاي بوش در انتخابات وشكست امريكا در عراق شود.
احمدي‌نژاد با بيان اين كه راه ما روشن است اظهار داشت:سياستي كه آن عزيز(رهبري) تدوين و اعلام كرده‌اند ما با اقتدار و تدبير به پيش خواهيم برد و قطعاً يك مشت آدم‌هايي كه هويت آنها روشن است، نمي‌توانند مدعي ملت ايران شوند.
وي به حضور گسترده مردم در 22 بهمن سال جاري اشاره كرد و افزود: مي‌خواهند با ترساندن كارها را جلو ببرند بعضي‌ها هم در فضاي دشمن حركت مي‌كنند، اما مطمئن باشند دشمنان قادر نخواهند بود در بخش اقتصادي آسيبي به ما وارد كنند. چون به عنوان نمونه حجم قراردادهايي كه بعد از قطعنامه ايران با طرف‌هاي خارجي بسته‌است ، كه در تاريخ بعد از انقلاب سابقه ندارد.
رئيس‌جمهور ادامه داد: زماني اميد آنان به كاهش قيمت نفت بود اما ما وابستگي به نفت را كاهش داديم و بايد بدانند با فتنه‌گري و گران كردن كالاها نمي‌توانند توطئه كنند.اين مشكلات حل مي‌شود و دست خائنين از اين سرزمين قطع خواهد شد.
احمدي‌نژاد با بيان اين كه سحر ساحران فرعوني اثري در مقابل عصاي موساي انقلاب ندارد تاكيد كرد: آنان با اشتباه كردن خودشان ضرر مي‌كنند چون امروز ابتكار عمل در دست ملت ايران است و آنان نيز مي‌دانند و قبول كرده‌اند كه ايران فناوري هسته‌اي دارد و در نهايت همه آنها مجبور خواهند بود در مقابل عظمت اين انقلاب تعظيم كنند.

منبع:فارس

 |+| نوشته شده در  دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 12 PM  توسط انجمن نیوز  | 
 http://www.bbcpersian.com

در پی انتشار ادعای شرکت روسی سازنده نيروگاه اتمی بوشهر در مورد تاخير در پرداخت ها از سوی ايران، اين شرکت خواستار اصلاحيه ای بر قرار داد بين دو طرف شده است.

روز چهارشنبه، 22 فوريه، گزارش شد که شرکت روسی اتم استروی اکسپورت در اشاره به اظهارات منابع اين شرکت در مورد توقف پرداخت اقساط مربوط به قرارداده بوشهر گفته است که اين تاخيرها ناشی از تصميم ايران به تغيير ارز مورد استفاده از دلار به يورو بوده است.

سخنگوی اين شرکت افزوده است که هر نوع تغييری در نحوه پرداخت تنها پس از آن مجاز است که هر دو طرف بر سر چنين تغييری به توافق رسيده و اصلاحيه ای را در اين زمينه امضا کرده باشند.

وی گفته است که در غير اينصورت، ممکن است شرکت به دليل نقض قوانين تجاری روسيه به پرداخت جريمه محکوم شود.

به گفته سخنگوی اتم استروی اکسپورت، اين شرکت اسناد مربوط به اين تغييرات را برای طرف ايرانی ارسال داشته و آماده امضای اين اسناد است.

انتظار می رود يک هيات ايرانی در خلال روزهای آينده برای مذاکره و حل و فصل اين مساله عازم مسکو شود.

مقامات روسی گفته بودند که ايران اقساط ماهانه مورد توافق دو طرف را به طور کامل پرداخت نکرده اما ايران تاکيد داشت که تمامی پرداخت ها در موعد مقرر صورت گرفته است.

به نظر می رسد که اختلاف دو طرف ناشی از تغيير در ارز مورد استفاده در انجام پرداخت ها ناشی شده است.

امکان تاخير در راه اندازی

بر اساس جدول زمانی که در ماه سپتامبر سال گذشته مورد توافق روسيه و ايران قرار گرفت، نيروگاه اتمی بوشهر می بايست تا ماه سپتامبر سال جاری مسيحی - هفت ماه ديگر - راه اندازی شود و برای اين منظور، سوخت نيروگاهی تا ماه آينده مسيحی به اين نيروگاه تحويل شود.
نيروگاه اتمی بوشهر
انتظار می رفت طرح احداث نيروگاه بوشهر تا پاييز سال آينده تکميل شود

در صورت راه اندازی نيروگاه تا ماه سپتامبر، توليد برق از ماه نوامبر آغاز می شد.

روز سه شنبه آژانس انرژی اتمی روسيه گفت که ممکن است توقف پرداخت ها از سوی ايران باعث تاخير در تحويل سوخت و راه اندازی نيروگاه شود.

مقامات ايرانی توقف پرداخت را تکذيب کرده بودند و معاون سازمان انرژی اتمی ايران تاکيد ورزيده بود که تمامی پرداخت ها در موعد مقرر انجام شده است.

اين مقامات در مورد تغيير مبنای ارزی پرداخت ها اظهار نظری نکرده بودند.

قرارداد ساخت نيروگاه اتمی بوشهر در سال 1995 بين ايران و روسيه امضا شد و چند بار اخبار نزديک شدن زمان تکميل آن انتشار يافته است.

طرح ساخت نيروگاه بوشهر تنها طرح هسته ای ايران است که با مشارکت طرف خارجی انجام می شود و آژانس بين المللی انرژی اتمی نيز نسبت به انطباق آن با ضوابط مورد نظر اعتراضی نداشته و طرح مشمول تحريم های شورای امنيت سازمان ملل عليه ايران نيست.

با اينهمه، برخی منابع آمريکايی از اخبار مربوط به تاخير در آغاز به کار نيروگاه بوشهر ابراز خرسندی کردند و از روسيه خواستند تا حل و فصل مساله هسته ای ايران، از تکميل اين طرح خودداری ورزد.

مقامات روسيه اين درخواست را رد کرده و همواره بر تعهد خود نسبت به اجرای به موقع طرح ساخت نيروگاه تاکيد نهاده اند.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه سوم اسفند 1385ساعت 1 PM  توسط انجمن نیوز  | 
 

ادوارنیوز: شهرام جزایری فرار کرد.

بنا بر گزارش خبرگزاری ها و تایید روابط عمومی مجتمع قضايي امور اقتصادي‌، شهرام جزايري عرب، كه چندي پيش مجدداً محاكمه شده و قرار بود راي وي تا چند روز آينده صادر و اعلام شود، از دست ماموران گریخت.

بنا بر گزارش قوه قضاییه شهرام جزایری در نتيجه اغفال ماموران، متواري شده است. خبرگزاری فارس نیز خبری مبنی بر فرار وی به خارج از کشور منتشر ساخته است.

گفتنی است، طی سالهای گذشته این تاجر جوان که گفته می شود با پرداخت رشوه به مقامات عالیرتبه کشور به ثروت انبوهی رسیده است، به سمبل مفاسد اقتصادی نزد مردم بدل شده بود و قوه قضاییه نیز می کوشید عزم خود برای برخورد با آنچه مفاسد اقتصادی می نامد را در این پرونده به نمایش بگذارد.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه دوم اسفند 1385ساعت 7 PM  توسط انجمن نیوز  | 
ادوارنیوز: مهندس علی اکبر موسوی (خوئینی) نماینده مردم تهران در مجلس ششم و دبیرکل سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم وحدت) به دادسرای انقلاب تهران احضار شد.

دکتر محمد شریف وکیل مهندس موسوی (خوئینی) در گفتگو با خبرنگار ادوارنیوز با اعلام این خبر گفت: بازپرسی شعبه امنیت دادسرای عمومی و انقلاب تهران ضمن ابلاغیه ای که به کفیل مهندس موسوی ابلاغ گردیده ایشان را ظرف مدت 20 روز به بازپرسی فراخوانده است.

وی افزود: ابلاغ این برگه قضایی نشان می دهد که پرونده موکل محترم کماکان در مرحله تحقیقات مقدماتی در جریان است.

دکتر شریف همچنین در خصوص علت این احضاریه گفت: در مورد علت ابلاغ این برگه قضایی در حال حاضر اطلاعی موجود نیست.

وی همچنین در پایان گفت: امیدوارم که پرونده ای امر در این مرحله با صدور قرار منع پیگرد مختومه گردد.

گفتنی است مهندس موسوی (خوئینی) در تجمع دفاع از حقوق زنان در 22 خردادماه سال جاری بازداشت شد و مدت 130 روز در بازداشتگاه 209 وزارت اطلاعات در زندان اوین در بازداشت موقت به سر برد.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 12 PM  توسط انجمن نیوز  | 
ادوارنیوز: سخنگوی سازمان دانش آموختگان ایران نسبت به وضعیت سلامتی احمد باطبی ابراز نگرانی کرد.

عبدالله مومنی در گفتگو با خبرنگار ادوار نیوز ضمن ابراز نگرانی از وضعیت سلامتی این دانشجوی زندانی گفت: سلامت زندانیان به عهده مسئولان زندان است و افراد خاطی در این زمینه باید نسبت به عملکردشان پاسخگو باشند.

وی افزود: با توجه به حوادث تلخ تابستان گذشته در زندان ها، نگرانی در مورد وضعیت زندانیان سیاسی افزایش یافته است .

مومنی وقوع چنین حوادثی را نتیجه بی اعتنایی به حقوق اولیه زندانیان از جمله دسترسی به پزشک دانست و با انتقاد از بازداشت مجدد احمد باطبی گفت: به نظر نمی رسد هشت سال حبس برای یک فعال دانشجویی تناسبی با عدالت داشته باشد و ما خواهان آزادی هرچه سریعتر احمد باطبی هستیم.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 12 PM  توسط انجمن نیوز  | 
ادوارنیوز : عیس خان حاتمی عضو شورای مرکزی جبهه ملی ایران مورد بازجویی وزارت اطلاعات قرار گرفت.

روز يکشنبه ۲۹ بهمن ۱۳۸۵، آقای عيسی خان حاتمی، عضو شورای مرکزی جبهه ملی ايران و مدير مسئول مجله ايرانمهر توسط وزارت اطلاعات احضار و در مورد فعاليتهای سياسی و خط مشی مجله بازجويی شد. 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 11 AM  توسط انجمن نیوز  | 
 

احمد باطبی در کنار همسرش
حال احمد باطبی در چند روز اخیر رو به وخامت نهاده و وی دچار تشنج عصبی شده است
احمد باطبی زندانی سیاسی که در جریان نا آرامی های دانشجویی سال 1378 بازداشت شد، به دلیل وخامت وضع جسمانی به بیمارستان شهدای تجریش منتقل شده است.
در حالی که ظرف روزهای اخیر خبرهای مختلفی از وضعیت جسمانی احمد باطبی در رسانه ها منتشر شده بود، روز دوشنبه 30 بهمن ماه خبرگزاری ایسنا به نقل از پدر وی گزارش داد که وضعیت جسمانی و روانی احمد باطبی بد است و اخیرا دچار تشنج شده است.

وی از مسئولین خواسته است تا فرزندش را تحت مداوا قرار دهند.

این در حالی است که به گفته خبرگزاری ایسنا، سهراب سلیمانی، مدیر کل زندانهای استان تهران وضعیت احمد باطبی را مساعد توصیف کرده است.

اما به گفته خلیل بهرامیان وکیل مدافع احمد باطبی، حال احمد باطبی در چند روز گذشته رو به وخامت نهاده و مسئولان ناچار شده اند وی را به بیمارستان شهدای تجریش انتقال دهند.

 

آقای بهرامیان گفت : "دیروز دکتر حسام فیروزی که پزشک معالج احمد باطبی است، اطلاع داد که حال موکل من خوب نیست و از چند روز پیش تا به حال چند بار دچار تشنج شده است و دو بار به بهداری زندان انتقال یافته است که سرانجام وی را به بیمارستان شهدای تجریش منتقل کردند."

این وکیل دادگستری در باره بیماری احمد باطبی می گوید که پزشکان تشخیص داده اند که احتمال اختلالاتی در سلسله اعصاب مرکزی وجود دارد که باید برای تشخیص دقیق و مداوا در بیمارستان باقی بماند.

آقای بهرامیان می گوید از دیشب تا به حال دیگر خبری از وضعیت احمد باطبی ندارد و نمی داند که آیا مسئولان با بستری شدن وی در بیمارستان موافقت کرده اند یا وی مجددا به زندان منتقل شده است.

وکیل مدافع این زندانی سیاسی ضمن ابراز نگرانی از وخیم تر شدن بیماری وی در زندان به مسئولان قوه قضاییه هشدار داد که مانع از تکرار شدن مورد مشابه ای نظیر مرگ اکبر محمدی در زندان شوند.

اکبر محمدی زندانی سیاسی دیگری که به دلیل شرکت در تظاهرات دانشجویی سال 1378 محکوم شده و در زندان به سر می برد در تابستان گذشته در زندان جان باخت و نزدیکان وی، اهمال مسئولان در مورد درمان و انتقال سریع وی به بیمارستان را عامل مرگ مشکوک وی می دانند.

خلیل بهرامیان همچنین در باره وضعیت حقوقی پرونده احمد باطبی گفت که این پرونده همچنان راکد است اما پس از بازداشت باطبی در تابستان گذشته به اتهام غیبت از زندان و همچنین بازداشت پزشک معالج وی، گاهی از گشوده شدن پرونده اتهامی جدیدی علیه وی نیز سخن به میان آمده است اما تا کنون کتبا چیزی در این رابطه به وی اعلام نشده است.

احمد باطبی در تابستان سال گذشته پس از حدود یک سال خروج از زندان، مجددا بازداشت و به زندان بازگردانده شد و از آن زمان به بعد علیرغم بیماری در زندان باقی مانده و همچنین گفته می شود از ادامه تحصیل وی در رشته جامعه شناسی نیز ممانعت به عمل آمده است.

منبع:بی بی سی

 |+| نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 11 AM  توسط انجمن نیوز  | 
ادوارنيوز: سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحکيم وحدت) با انتشار اطلاعيه اي نسبت به تاييد حکم دو سال حبس براي مهندس مهدي اميني زاده معاون دبيرکل اين سازمان اعتراض کرد.

متن اين بيانيه به اين شرح است :

برخوردهاي امنيتي و قضايي با فعالان سياسي و منتقدان اجتماعي روند رو به گسترشي يافته است و ابعاد تازه اي به خود گرفته است. در اين ميان آنچه جلب توجه مي كند آنكه سهم فعالان صديق جنبش دانشجويي كه بدون وابستگي به جريانات قدرت وتنها با تكيه بر اصالت جنبش دانشجويي و پايفشاري بر مطالبات آزادي خواهانه و بر حق ملت ايران به كنش سياسي منتقدانه مي پردازند از هرگروه ديگري بيشتر است.

مهندس مهدي اميني زاده معاون دبيركل سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي(ادوار تحكيم وحدت) از جمله چهره هاي سياسي تحول خواه است كه با تكيه بر سابقه‌اي روشن و منزه از هرگونه كج‌روي و همواره پايبند به اصول آزادي و استقلال ميهن، طي سالهاي گذشته از اركان موثر جنبش دانشجويي در ايران بوده است. عضويت ايشان در شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت توام با يكي از شكوفاترين ادوار تاريخي جنبش دانشجويان ايراني بوده است و بي شك اگر نبود تلاش‌هاي مجدانه ايشان و ساير فعالان آن مقطع از تاريخ جنبش دانشجويي، اضمحلال و نابودي اين جنبش اصيل و مردمي بواسطه فشارها و نقشه‌هاي شوم مقدر بود.

چنين سابقه درخشاني در دفاع از آرمان هاي ملت و حقوق شهروندان در جامعه امروز ايران كه حكومت هرگونه دگر انديشي را جرمي نابخشودني تلقي مي‌كند و سخن از حقوق انساني را تعدي به قواي حاكمه خود مي پندارد و نخبه گان را جز در موضع تاييد و تمجيد خود بر نمي‌تابد، مستلزم پرداخت هزينه هاي سنگيني است. متاسفانه اين هزينه ها تنها محدود به تحمل بازداشت غيرقانوني و محروميت از تحصيل در دوره كارشناسي ارشد نشده و ابعاد گسترده تري نيز يافته است. مهندس مهدي اميني زاده كه خردادماه 82 به شكلي كاملا غيرقانوني دستگير شده و بيش از سه ماه را در زندان انفرادي به سر برده بود، اينك با تاييد دادگاه تجديدنظر استان تهران به دوسال حبس تعزيري محكوم شده است، در حالي كه اتهامات تكراري وارده به ايشان به هيچوجه با منش و عملكرد ايشان قابل تطبيق نيست. خوشبختانه قانون اساسي موجود در اصل 26 خود حق افراد جامعه را براي تشكيل احزاب و گروه‌ها به رسميت شناخته است و اصولا آن را آزاد اعلام كرده است اما بدبختانه 28 سال پس از به بار‌نشستن فرياد ملت براي به رسميت شناخته شدن حقوق و آزادي هايشان، در عملكرد حاكمان هيچ توجهي به حقوق بشر و اصول مصرح قانون اساسي وجود ندارد.

امروز آقاي اميني زاده به اتهام عضويت در يك NGO که از نظر دادگاه غيرقانوني بوده است محاكمه و محكوم مي شود، در حالي كه موسسان اين موسسه (سپهر انديشه نوين) و همچنين خود ايشان بارها در دفاعيات خود اعلام كرده اند كه مطابق قوانين عادي و جاري كشور روند ثبت اين موسسه را به طور كامل از طريق مراجع ذي صلاح در وزارت كشور پيموده اند و تنها يك استعلام ساده از وزارت كشور اين واقعيت را بر دادگاه رسيدگي كننده آشكار مي‌ساخت. از سوي ديگر چنانچه بارها در دفاعيات متهمان ديگر اين پرونده آقايان صابر، عليجاني و رحماني تاكيد شده است به طور كلي هدف و برنامه اين موسسه تنها امور تحقيقاتي و مطالعاتي بوده است و در واقع تجمع اعضاي اين NGO چيزي بيش از يك حلقه مطالعاتي نبوده است كه به اعتقاد قريب بالاتفاق حقوق‌دانان تشكيل چنين جمعي اصولا آزاد است و نيازي به اخذ مجوز هم ندارد. از سوي ديگر منسوب كردن اعتراضات دانشجويي خردادماه 82 به آقاي اميني زاده از ديگر اتهامات غيرعقلايي است كه هيچگونه وجه انتسابي به ايشان پيدا نمي‌كند، براستي بهتر آن نيست كه حكومت به جاي آنكه با تحت فشار قرار دادن فعالان دانشجويي و سياسي براي تراشيدن عامل اغتشاش و مجرم به دنبال دليل واقعي اعتراض دانشجويان و همه اقشار جامعه به صدور حكم مرگ در ازاي چند جمله انتقاد و طرح نظريه آن هم از سوي يك استاد دانشگاه باشد؟ آيا حاكميت به واقع متوجه آن نيست كه تضييع گسترده و نظام‌مند حقوق و آزادي هاي عمومي ره‌آوردي جز نارضايتي و اعتراض نخواهد داشت؟

مع الوصف، شوراي مركزي سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي، ضمن اعلام اعتراض به صدور حكم دو سال حبس تعزيري براي آقاي مهندس مهدي اميني زاده و هشدار نسبت به عواقب اجراي چنين حكم غيرقانوني و غير موجه‌أي از مسئولان قضايي ‌مي‌خواهد تا هر چه سريعتر از طرق فوق‌العاده بازنگري در احكام نسبت به نقض راي شعبه 36 دادگاه تجديدنظر استان تهران اقدام نموده و مطابق اصل 171 قانون اساسي در مقام اعاده حيثيت، احقاق حقوق تضييع شده و جبران خسارات وارده به آقاي مهندس مهدي اميني زاده برآيند.

شوراي مركزي سازمان دانش آموختگان ايران اسلامي (ادوار تحكيم وحدت)

 |+| نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 11 AM  توسط انجمن نیوز  | 
ایران در موقعیت خطرناکی قرارگرفته است. مسئولان بلند پایه نظام که اندکی پس از سقوط صدام ازنگرانی حمله‌ی آمریکا پیشنهادی به دولت بوش برای مذاکره مبنی بر به رسمیت شناحتن اسرائیل و قطع کمک به حماس داده بودند، امروز به تصور اینکه آمریکا نمی‌تواند به ایران حمله کند، به تحریکات خود علیه آمریکا ادامه می‌دهند. صدام حسین نیز مانند آقای محمود احمدی نژاد تصور می‌کرد که آمریکا به کشورعراق حمله نمی‌کند. همین ارزیابی غلط سبب شد که عراق مورد تهاجم قراربگیرد و درکنار فجایع کشتار مردم، ویرانی کشور، سقوط دولت، صدام جان خود وهمراهانش را نیزاز دست بدهد. آیا به سود دولت عراق نبود که صدام در برابر جنگ طلبان آمریکایی اختلافات خود را با آنها از طریق مذاکره حل می‌کرد؟ آیا آقای احمدی نژاد و هم فکران او نمی‌خواهند ازتجربه اسفبارعراق و سر نوشت شوم صدام درس بگیرند؟ آیا می‌خواهند ایران را مانند عراق به ویرانی بکشانند؟

تندرو‌ها در دولت‌های آمریکا و اسرائیل در پی فرصت‌اند تا ایران را به دام جنگ بکشانند. آنها به این جنگ نیازمندند چون بر این باورند که ایران در جنگ علیه تروریسم جهانی در جبهه مقابل آمریکا قرار دارد و در عراق نیز به شورشیان آنجا کمک می‌رساند. آقای احمدی نزاد و هم فکران ایشان نیز می‌توانند با ارزیابی نادرست، که گویا آمریکا قادر نیست به ایران حمله کند، راه را برآنها هموارسازند و به سادگی ایران را به کام جنگ و ویرانی بکشانند. جمهوری اسلامی ممکن است مانند صدام، برسرقمار جنگ، حکومت خود را نیزاز دست بدهد. آقای احمدی نژاد به نا درست تصور می‌کند آمریکایی که نزدیک به دو میلیون نیروی نظامی تعلیم دیده، با زراد خانه بی انتهای اتمی، ناوگان عظیم جنگی و نیروی هوایی غیر قابل مقاومت دارد، صرفاً با ٣٠٠٠ تلفات نظامی خود درعراق توان جنگی را از دست داده باشد، و دیگر نتواند به ایران حمله کند. درست برعکس، جنگ طلبان دولت بوش قصد کرده اند تا با گسترش جنگ به ایران، شکست خود را درعراق بپوشانند. تمام شواهد گواهی می‌دهد که طرح حمله‌ی نظامی به ایران جدی است. مردم ایران به درستی نگران وقوع جنگ اند.

ما دانشگاهیان ایرانی برون مرز که نشانه‌های حمله نظامی به ایران را می‌بینیم توجه دولتمردان ایران را به مسئولیت خطیری که دارند جلب می‌کنیم تا خطر جنگ را جدی بگیرند واز سیاست‌های ماجراجویانه دست بردارند و ایران را طعمه‌ی حریق جنگ نکنند. آنها اجازه ندارند زندگی مردم و سرنوشت ایران را به محاسبات غلط و آرمانگرایانه بسپارند. ما به مسئولان رده بالای جمهوری اسلامی، به فقها، سیاست گزاران، نخبگان فکری جامعه و مردم ایران اعلام می‌کنیم که ادامه سیاست کنونی دولت احمدی نژاد، جنگ طلبان آمریکایی را به ایران خواهد کشاند. دامنه چنین جنگی که می‌تواند به سادگی به تمام منطقه سرایت کند بسیارمصیبت بار و غیر قابل تصوراست، زیرا می‌تواند به کاربرد سلاح اتمی نیز منجر شود، بخشی از ایران را برای همیشه غیر قابل زیست نماید، و تمامیت ارضی کشور را به مخاطره اندازد. دولت احمدی نژاد را باید از این خطربرحذر دارید.

ما شک نداریم که دست یابی به انرژی اتمی حق مردم ایران است. ولی این حق باید از راه و روش درست و سنجیده ای پی گرفته شود. عقل سلیم حکم می‌کند که راه اصولی این خواست باید از طریق مذاکره و جلب اعتماد جامعه جهانی انجام بگیرد، نه پنهانکاری و ماجراجویی.

ما دانشگاهیان، به همه مردم ایران، به ویژه نخبگان آگاه جامعه توصیه می‌کنیم که در برابرسیاست‌های مخرب مسئولان حکومتی سکوت نکنند و آنها را وادارند که قطعنامه سازمان ملل را بپذیرند و به پای میز مذاکره برگردند و خواست دستیابی به انرژی اتمی را با اراده آزاد مردم، طی بحث و گفتگوی آزاد، مشارکت فکری نخبگان و کارشناسان و به دور از تهدیدها و تهمت‌ها، و برقراری صلح و امنیت پی بگیرند. اولین گام لازم در این راه پذیرفتن قطعنامه سازمان ملل، و متوقف کردن موقتی برنامه غنی سازی اورانیم است. این توقف فقط برای ایجاد اعتماد سیاسی جامعه بین المللی است، نه برای صرفنظر کردن از حق قانونی ملت ایران. افزون بر آن، در حال حاضر کشور ما نیاز به اورانیم غنی شده ندارد، زیرا اورانیم لازم برای تنها رآکتور ایران در بوشهر توسط روسیه برای مدت ١٠ سال تضمین شده است. ما مطمئن هستیم که اگر سیاست‌های آقای احمدی نژاد بهانه ای به جنگ طلبان آمریکا ندهد، مردم صلح جوی دو کشورایران و آمریکا می‌توانند از این جنگ احتمالی وحشتناک جلوگیری کنند.

ما شاهد آن هستیم که خوشبختانه این بار مردم آمریکا، افراد ، گروه‌ها، واحزاب دمکراتیک و صلح دوست با درس گیری از تجربه تلخ اشغال عراق، علیه حمله نظامی به ایران و گسترش جنگ بسیج شده اند. جنبش ضد جنگ در آمریکا و انگلیس و سایر کشورها، فشار اصلی را بر روی دولت‌های متبوع خود گذاشته اند تا مانع گسترش جنگ عراق به ایران و سایر نقاط خاور میانه گردند. ما ایرانیان دمکرات و صلح طلب و آزادیخواه وظیفه‌ی خود می‌دانیم فشار اصلی را بر روی دولت ایران و سیاست‌های تحریك آمیز آقای احمدی نژاد قرار داده خواهان پیشگیری فاجعه ای خانمان بر انداز در ایران و منطقه گردیم.

١٩ فوریه ٢٠٠٧ برابر با ٢٩ بهمن ١٣٨٥

امضاء کنندگان:

آبراهیمیان، اروند، دانشگاه شهرنیویورک
امیر احمدی، هوشنگ، دانشگاه راتگرز
انتصار، نادر، دانگشاه آلا بامای جنوبی
بیات، آصف، دانشگاه لیدن، هلند
برقعی، محمد، دانشگاه استرایر
بروجردی، مهرزاد، دانشگاه سیراکیوس
بهروز، مازیار، دانشگاه ایالتی کالیفرنیا در سانفرانسیسکو
پارسا، میثاق، دارتموت کالج
تلطف، كامران، دانشگاه آریزونا
توحیدی، نیره، دانشگاه ایالتی کالیفرنیا، نورتریج
توکلیان، بهرام، دانشگاه دنیسون
درویش پور، مهرداد، دانشگاه استهکلم
دریایی، تورج، دانشگاه ایالتی کالیفرنیا، فولرتون
زاهدی، داریوش، دانشگاه کالیفرنیا در برکلی
زنگنه، حمید، دانشگاه واید نر
جهانشاه، فرشید، دانشگاه ایالتی اوكلاهاما
حسن پور، بینش، دانشگاه تورنتو، کانادا
حقیقت جو، فاطمه، دانشگاه‌هاروارد
خلدی، شهرام، دانشگاه منچستر
علمداری، کاظم، دانشگاه ایالتی کالیفرنیا، لس آنجلس
فرهنگ، منصور، کالج بنینگتون
کریمی حکاک، احمد، دانشگاه مریلند
کمالی پور، یحیی، دانشگاه پردو
گنج‌بخش، اميرحسين، پژوهشگر ارشد در انستيتوی ملی‌ امريكا
محمدی، منیره، دانشگاه یورک، تورنتو - کانادا
مشایخی، مهرداد، دانشگاه جورج تاون
مقدم، عبدالرضا، دانشگاه تورنتو، کانادا
مقدم، والنتاین، دانشگاه پردو
مهدی،علی اکبر، دانشگاه وزلین اوهایو
منشی پوری، محمود، دانشگاه کوینپیاک
میرسپاسی، علی، دانشگاه نیویورک
نواب، محمد، دانشگاه کالیفرنیا در لس آنجلس
هاشمی، نادر، دانشگاه نورث وسترن

منبع:ایران امروز

 |+| نوشته شده در  سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 11 AM  توسط انجمن نیوز  | 

روزنا: اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان در اروپا در نامه اي سرگشاده به اعضاي شوراي امنيت ملي خواستار تجديد نظر در سياست خارجي مسئولان جمهوري اسلامي شد .

متن کامل اين نامه به اين شرح است :

«ولاتلقوا بايديکم الي التهلکه»

اعضاي محترم شوراي امنيت ملي جمهوري اسلامي ايران،

بيست و هشتمين سالگشت پيروزي انقلاب اسلامي و مردمي ايران با بحراني مقارن شده‌است که هر تصميمي در قبال آن تصميمي تاريخي و سرنوشت‌ساز خواهد بود. ايام ايامي است پرالتهاب و پربيم براي دلسوزان انقلاب و ايران، چه مساله هسته‌اي به لطف بي‌تدبيري‌ها، مذاکره نکردن‌ها و فرصت‌سوزي‌هاي خودي و سياست‌بازي دشمنان از پرونده به تنش، و سرانجام بحران تبديل شده. بر دشمني دشمنان عذري نيست که دشمنند. اما بي‌تدبيري و ندانم کاري آنان را که به کارگرداني اين ملک ايستاده‌اند توجيه چيست؟ دوستداران و دلسوزان نظام از لزوم ظرافت ديپلماتيک، ميانه‌روي سياسي و سنجشِ دور از احساساتِ هزينه و فايده بسيار گفته و مي‌گويند و همچنان حباب بر آب مي‌نشانند! ما را سر تکرار اين سخن نيست، که گر گوش شنوايي بود تاکنون چنين ناشنيده نمي‌ماند. اين سخن صادقانه را از ما دانشجويان و دانشوران ايراني بپذيريد که بحران هسته‌اي، کشور را در ورطة جنگ اقتصادي انداخته و به آستانه جنگ نظامي کشانده. در اين فرآيند همه بيش و کم سهيميم و براي توقف آن در برابر خالق و خلق مسئول.

برخي به چشمان نگران ما مي‌خندند که طبل جنگ توخالي ‌است و هيمنه ما بيش از هيمه انباشتة دشمنان است. ما نيز چنين آرزو داريم اما نمي‌توانيم چشمان خود بر اين حقيقت تلخ ببنديم که چو جنگ برفروزد، ببازيم و ببريم، بازي در ميدان ماست و آتش در خرمن ما. رومي مستِ تيغ بر کف را غمي از توپ و تفنگ ما نيست! چه کنيم که نوع هجمة تبليغاتي و جنگ رواني رسانه‌اي در غرب که در روزهاي اخير رنگي ديگر به خود گرفته به طرز غريبي ما را به ياد تبليغات رسانه‌اي پيش از حمله به عراق مي‌اندازد. اين جنگ رواني و تحريم اقتصادي خود دست کمي از جنگ واقعي ندارد و کمتر از جنگ مسلحانه به اعتبار و اقتصاد ايران ضربه نمي‌زند. به حساب زميني، احتمال جنگ واقعي را گرچه هنوز زياد نمي‌دانيم اما بيمي روزافزون داريم و مي‌دانيم که تحريم اقتصادي و چنين جنگي به کام گروه‌هاي صهيوني و فرقه‌هاي نظامي و بنيادگرايان مسيحي و يهودي و مسلمان و سکولار شيرين‌تر از عسل است! اينانند که گر به هوش نباشيم حرف خود به کرسي نشانند و فرمان حمله بستانند. اينانند که جنگ تجارتشان است و مرگ ارض موعدشان. منافع مردم آمريکا شايد در نجنگيدن باشد اما پاره‌اي سران واشنگتن به مصالح اسراييل نظر دارند و آنرا در ويراني ايران مي‌بينند. ولي رجزخوانان، اين لابي‌هاي غيررسمي اما مقتدر را از ياد برده‌اند. اينان شب و روز ماهرانه در کار حفظ منافع مالي و پيشبرد مطامع سياسي خويشند و در دولت آمريکا آصف برخيا. چرا آب به آسيابشان بريزيم و هيزم به آتششان؟

گويند ويتنام مي‌سازيم! چشم بگشاييد آن که نسلي از مردمانش خاکستر جنگ شد، جنگلش سوخت و کشتزارش خشکيد ويتنام بود. آن که نان ملتش گلوله شد، آبش زهر، رشته‌اش پنبه و کشتگانش پشته ويتنام بود. آن که نخبگانش گريخت، شهر شهرش فروريخت و بند بندش گسيخت ويتنام بود. آن که پس از سي سال نبرد دهشتناک، خسته و ويران و عقب مانده‌تر از پيش و صد البته با نام بي‌نان «پيروز» باقي ماند ويتنام بود. پنج مليون کشته، کودکان ناقص‌الخلقه، درختان سوخته، مردم سرطان‌گرفته، آب‌هاي مسموم و مزارع لم يزرع و اقتصادي ويران حاصل دسترنج ويتنام بود. آمريکا نه عذر خواست و نه غرامت پرداخت. در عوض ويتنام مجبور شد بدهي‌هاي دولت نگونسار سايگون را نيز به گردن گيرد تا از تحريم آمريکا رهايي يابد و باز بتواند دست طلب پيش بانک‌هاي غربي دراز کند! کدام کارخانة آمريکا بمباران شد و کدام سربازش شيميايي؟ همة آن بربريت لگام گسيختة حق‌دريده در خاک ويتنام مي‌گذشت و در برد و باختش بازنده همان ويتنام فقير استعمارزده بود که بود.

ما نمي‌خواهيم پاره تنمان ويتنام شود. بگذاريد ايران بمانيم! عشق ما به اين مرز و بوم گر از مهر شما بيش نباشد، کمتر هم نيست. که گر شما را انديشه‌اي است از قدرت امروز و داوري تاريخ بي‌رحم فردا، ما فرزندان جويندة دانش ايران را سودايي نيست مگر آبادي و آرامش ميهني که تلخي بسيار از ايام کشيده. ما بزرگي اسلام و سربلندي ايران را گر نه بيشتر، دست کم به اندازه شما آرزومنديم. اما دريغا که راهي که در پرونده هسته‌اي مي‌پيماييد به چنين ارمغان گران‌سنگي انجامد! آرزوي ديرين ما داشتن ايراني است مغرور که سربرافرازد و کس را توان مخالفتش نباشد. اميد ما پيشتازي ايران در علم و صنعت و فناوري است تا به جاي آن که به اسب و تبار و گذشته‌مان بنازيم، به «رستم يلي هست» در سيستان بباليم. اگر چشم بگشاييد مي‌بينيد که افسوس هنوز چنين نيست و اين طور که چهارنعل به سوي تحريم و جنگ مي‌تازيم، تا ساليان سال نيز چنين نخواهد شد! ستيزه‌جويي‌ها و دشمن‌تراشي‌هايي که در يک سال گذشته کشورمان را زبانزد جهانيان کرده چنان بوده که گويي ايران ابرقدرتي فعال ما يشاء است و جهان زير نگين دارد! افسوس و صد افسوس که چنين نيست! حتي آمريکا نيز چنين قدرتي ندارد! حقيقت تلخ اين است که ما با چنين خواب بلند و خيال رنگين، از عهده دفاع از نام تاريخي خليج فارس هم برنيامده‌ايم و در پاي پديده پيش پا افتاده‌اي چون تورم پژمرده‌ايم.

جناب آقاي دکتر احمدي نژاد، رئيس محترم شوراي امنيت ملي،

داوري مايي که مواجهه‌اي مستقيم با غربيان داريم را بپذيريد که هيچ عاملي به اندازة سمينار ناميمون هولوکاست و وعدة پاک کردن اسرائيل از روي نقشه نمي‌توانست افکار عمومي غربيان را منفي و اجماع جهاني عليه ايران را تسهيل، و تحريم و اقدام نظامي را در اذهان عمومي جهانيان توجيه کند. در اين همه ديگران را ترساندن، با زمين و زمان درافتادن و سخن از پيشتازي هاي ايران راندن چه سود وقتي در کنترل قيمت گوجه درمانده‌ايم و حتي با بالاترين قيمت نفت و حراج صندوق ذخيرة ارزي هم چنين کارنامة اقتصادي‌اي داريم؟ ما را چه جاي سوداي رهايي جهان و پرچمداري مسلمانان؟ کار خانة خدا به صاحب خانه وانهيد و چون عبدالمطلب سر خود گيريد که شما را وظيفه‌اي ديگر است! از اين همه سخنان نسنجيده تحريک آميز چه سود وقتي که نه چنان که خود مي‌پنداريم قدرتمنديم و نه آن چنان که پاره‌اي رسانه‌هاي غربي ترسيم مي‌کنند هولناک؟ اين چنين با همه درساخته‌اي يعني چه؟ اين همه شاخ و شانه کشيدن چه ثمري جز يکپارچگي جهان در راستاي منافع دشمنان اين نظام داشته؟ جز در معرض خطر قرار دادن نتيجة سرمايه‌گذاري‌هاي دولت‌هاي پيشين براي دستيابي به انرژي صلح‌آميز هسته‌اي چه حاصل شده؟ جز خاموشي صداهاي ضدجنگ و تقويت مواضع صهيونيان عليه ايران چه به دست آمده؟

هنوز به ياد داريم که آن روز که جوانان ما صف به صف در نبرد عراق پرپر مي‌شدند کسي در جهان اشکي نريخت و تکاني نخورد! ما را برچسب وحشتزدگي زدن نهايت بي‌انصافي است. ما از جنس آن رزم آرايي نيستيم که در مخالفت با ملي‌شدن صنعت نفت بي شرمانه در خانه اين ملت مي‌گفت «آقايان شما يک لولهنگ هم نمي‌توانيد بسازيد، نفت پيشکشتان!» نه، ما دانايي و توانايي کشورمان را باور داريم و پيشتازي اش را آرزو. اما واقعيت را هم مي‌بينيم و حق را مي‌گوييم، آيا تحمل سخن حقتان هست؟ «بدانيد آن که او را حق سود ندهد، باطل زيانش رساند و آن که به راه نيفتد، گمراهي به هلاکتش کشاند» (نهج البلاغه خطبه 28).

حقيقت تلخ اين است که آمريکا مي‌تواند سالي 800 ميليارد دلار به چاه ويل ارتشش بريزد، ما اما اين همه نمي توانيم! و مهمتر اين‌که آمريکا مي‌تواند بجنگد بي آن که خاکش صدمه ببيند. عراق را بنگريد. عراقي است که سينة عراقي مي‌شکافد. بلي سرباز آمريکايي هم کشته مي‌شود، اما اين دانشگاه‌هاي آمريکا نيست که تعطيل مي شوند. اين مردم آمريکا نيستند که گرسنه مي‌مانند و در صف کيلومتري بنزين مي‌ايستند. اين برق بيمارستان‌هاي آمريکا نيست که قطع مي‌شود. بلي سرباز آمريکايي هم کشته مي‌شود، اما ثروت منهتن و قدرت واشنگتن محفوظ مي‌ماند. اين مسجد سني و حرم شيعه است که هتک حرمت مي شود! بلي سرباز آمريکايي هم کشته مي‌شود، اما اين نفت عراق است که به جيب آمريکا مي‌رود و عتبات عاليات است که صدمه مي‌بيند. بلي سرباز آمريکايي هم کشته مي شود، اما اين اوپک است که يکي از اعضاي اصلي خود از دست داده است و با حمله به ايران از هم مي‌پاشد. آيا مي‌خواهيم ايران را نيز چو هيروشيما و کنگو و ويتنام و نيکاراگوا و افغانستان و عراق خوکچه‌اي در آزمايشگاه سلاح‌هاي غربي کنيم؟ چرا با دم اين شير نر بازي مي‌کنيد؟ خيال جالوت‌کشي داود و ملک سليمان بايد از سر انداخت. گفتن از اين که غرب مستکبر است و جهانيان مرعوب غرب چه سود وقتي پا بر خفتانمان مي‌فشارند؟ سنگ را بر سر زني سر بشکند چه لحد باشد چه حجرالاسود! شعارهاي ناشتا صنعت و پيشرفت نمي‌آورد. تلخ است توسعه‌نيافته‌تر بودن، تلخ. اما راهش خودسازي است نه خودکشي! تا جنيني کار خون آشامي است. آري، با مشت به جنگ سندان نمي روند! براي دفاع از حق ايران و ايراني براي تمتع از تحقيقات هسته‌اي و انرژي اتمي با تدبير بيشتر راه کم‌هزينه‌تري برگزينيد و از هر فرصت مذاکره بهره گيريد.

جناب آقاي دکتر لاريجاني، دبير محترم شوراي امنيت ملي،

ايران صفوي (1101-879 ش) به دوره خود به مراتب قدرتمندتر از ايران امروز بود. اما شاه عباسِ مستبد همين ايران، چون ديد نمي‌تواند هم با ازبکان بجنگد، هم عثماني براند و هم امراي پرتقالي- يهودي هرمز براندازد، «ننگ» صلح با عثماني متجاوز را خريد (969) تا «نام» کشورش جاودان کند. به صبر ساليان و کوشش پيگير بي شعار، هم ازبکان واپس راند (976)، هم بغداد گشود (982) و هم بندرعباس (994) و هرمز را (1001). 190 سال بعد عباس ميرزا نيز کوشيد به راه شاه سلفش رود. پس از شکست اصلاندوز (1191) به ناچار صلح پذيرفت تا سپاه سازد و شير ايران برابر خرس تزار بيارايد. اما کوته‌بينانِ کم‌صبر فرياد وااسلاما سردادند و از فروش ملک مسلمين به بيگانگان ناليدند. شور مردمان افروختند بي آنکه شعوري افزايند. شاه را به جنگ خواندند و وليعهد بي‌هميت انگاشتند (1202). با فتواي جهاد در برابر چشمان گريان عباس ميرزا به ميدان شدند و مهلتش ندادند که در آرامشِ صلح، عقب‌ماندگي ميهن جبران نمايد. با سپاه ناسازِ غيردايمي به تابستان تاختند و با فتوحات اوليه به ريش نايب السلطنه ترسو خنديدند که آنچه به جنگ ده ساله ميسر نشد در جهادي سه ماهه به کف آمد! به زمستان هر يک خرم از بازپس‌گيري ملک اسلام به کاشانه خود شدند و سپاه اندک ميرزا ماند و ارتش انتقامجوي روس. هر چه وليعهد به آن درشترگانِ غيرتزده اصرار کرد نه خود آمدند نه خبرشان. دربار تهران هم که به نوش خويش و زنبارگي مشغول بود. نتيجه آنکه سپاه ايران سنگر به سنگر عقب نشست. گرجستان که بازنستاند هيچ، ايروان و لنکران و تبريز هم ز دست داد و کار حتي به تهديد پايتخت کشيد. ترکمانچاي زير سرنيزه روس امضا شد و ايران محکوم به پرداخت غرامت (1207). در انجام نيز همان عباس ميرزاي دين‌فروش بي‌هميت ترسو بود که به رغم خست دربار به همت مردم غيور آذربايجان و با ثروت شخصي خود خراج سنگين نخستين را گزارد تا روس ها تبريز و جنوب ارس را تخليه کنند. رگ برآمده و غيرت برافروخته نابخردان تفليس که بازنياورد هيچ، دست ايران ز ايروان نيز بريد و از بادکوبه تا دربند را يکسره به يغما داد. و ننگ براي آنان ماند که عباس ميرزا را به ننگ‌پذيري و وادادگي متهم مي‌داشتند. از کار اين دو عباس که با همة خطاهايشان اين واقعيت را مي‌فهميدند بايد درس آموخت. هر که ناموخت از گذشت روزگار/ هيچ ناموزد ز هيچ آموزگار.

به اعتراف دوست و دشمن کار عراق نه چنان مي رود که مراد آمريکاست. حساب آن غدار مکار توسعهيافته با مجهزترين ابزار و کارکشته‌ترين کارشناسان چنين غلط از کار درآمد. چون است که زمامداران ما وقعي هم به نظرات کارشناسان و دلسوزان ننهند، حرف خود زنند و خويش به غمزه مساله آموز صدمدرس دانند؟ خواستند بي زاد و توشه و زحمت با شعار و دعا و موج احساسات، روس واپس نشانند. در انجام اما پشت دوتا کمر به خدمت روس و انگليس بستند. اين مملکت بايد چند باکو و ايروان ديگر از دست دهد؟ به مذاکرات نتيجه‌مندتر و اطمينان‌بخش‌تر شما اميد بسته‌ايم. با تدبير و مذاکره ساية تحريم و جنگ از سر ايران برداريد.

گر اين نامه صريح و پرکنايه به نظر آمد نه از سر انکار و لجاجت که از روي دلسوزي بود، چه «حق سنگين است و گوارا، و باطل سبک اما در کام چون سنگ خارا» (نهج البلاغه، گلواژة 376). آري بزرگي بزرگان به حق شنوي است نه شمشيرکشي، که اميد ما به بزرگي شماست. «و لا تکونوا کالذين قالوا سمعنا و هم لا يسمعون!» (قرآن کريم، انفال 21) اين سخن علي(ع) براي به کار بستن است نه قاب گرفتن که فرمود «مردم در کارهاي تو چنان مي نگرند که در کار واليان پيش از خود مي نگري و درباره‌ات آن گويند که تو درباره آنان گويي!» (نهج البلاغه، عهدنامه مالک اشتر) فهل من مدکر؟!

در پايان ضمن دعوت از ملت عزيز ايران براي شرکت گسترده در راهپيمايي 22 بهمن در اين شرايط حساس بين‌المللي، از مسئولان و مديران نظام خواستاريم که در بيست و هشتمين سالروز انقلاب شکوهمند اسلامي، از تحميل هزينه‌هاي کمرشکن تحريم و تقابل با جامعة جهاني بر گردة نحيف جامعة ايران جلوگيري کنند. 2 اسفند نزديک است؛ اين بلا از جان ايران دور کنيد.

و من الله التوفيق و عليه التکلان
اتحادية انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان در اروپا – 20 بهمن 1385 

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 12 PM  توسط انجمن نیوز  | 
یک جوان در هنگام بالارفتن از برج آزادی در لحظات پایانی ، کنترل خود را از دست داد و به پایین پرت شد .

، این جوان به ظاهر سنگ نورد که پیش از آغاز سخنرانی رییس جمهور در مراسم 22 بهمن در میدان آزادی از ضلع شمالی برج بدون هماهنگی با نیروهای انتظامی و امداد ، اقدام به بالارفتن از دیواره برج کرده بود ، پس از پایان مراسم در لحظاتی که تقریبا به بالای برج رسیده بود کنترل طناب را از دست داد و به پایین سقوط کرد .

وی بلافاصله پس از سقوط بر اثر ضربه مغزی در گذشت .


نيروي انتظامي تلاش كرد با عمليات راپل اين ماجراجو را نجات دهد اما وي حاضر به همكاري نشد !

این در حالی است که بیش از یک ساعت از بالارفتن این جوان می گذشت و به نظر می رسید که وی قادر به ادامه کار نیست ، نیروهای آتش نشانی برای نجات وی خود را به محل نرساندند .

گفتنی است پیش از این نیز جوان دیگری از ضلع دیگر برج آزادی بالا رفت اما لحظاتی بعد به پایین مراجعت کرد .

پلیس پس از این حادثه با باطوم مردم تجمع کننده را متفرق کرد .

منبع:مبارزین

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم بهمن 1385ساعت 12 PM  توسط انجمن نیوز  | 
فرزانه خرقاني، مديرمسوول روزنامه توقيف‌‏شده «روزگار» به شعبه پنجم دادسراي كاركنان دولت احضار شد.

به دنبال شكايت هيأت نظارت بر مطبوعات از مديرمسوول روزنامه «روزگار»، پرونده‌‏اي براي خرقاني در شعبه پنجم دادسراي كاركنان دولت تشكيل شد كه در اين زمينه وي بايد روز اول اسفند ماه سال جاري در شعبه مزبور حاضر و ضمن تفهيم اتهام، به سوالات بازپرس پرونده پاسخ دهد.

روزنامه «روزگار» پس از انتشار شش شماره از دور جديد فعاليت خود، در تاريخ پنجم آبان ماه سال جاري به علت عدم رعايت بند «ب» ماده «33» قانون مطبوعات و انتشار مطالب در زمينه‌‏هاي غيرمصوب روزنامه، از سوي هيأت نظارت بر مطبوعات توقيف شد.

جلسه بازپرسي رسيدگي به اين پرونده كه قرار بود 24 دي ماه سال جاري تشكيل شود، تجديد وقت شده بود.

منبع: ایلنا
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 11 AM  توسط انجمن نیوز  | 

ادوارنیوز: وزير اطلاعات، از شناسايی ۱۰۰ جاسوس آمريکا و اسرائيل در مناطق مرزی ايران خبر داد که قصد داشتند به اطلاعات نظامی و سياسی ايران دست يابند. 

به گزارش فارس، محسنی‌ اژه‌ای چهارشنبه شب در جمع طلاب بسيجی مدرسه فيضيه قم گفت اين افراد از عوامل مستقيم آمريکا و اسرائيل و نيروی سرويس‌های جاسوسی سيا و موساد بوده‌اند که قصد داشتند به اطلاعات نظامی و سياسی ايران دست يابند؛ اين گروه شناسايی شده‌اند و در تور اطلاعاتی ما قرار دارند.

وی از اجرای طرحی توسط دشمنان مبنی بر تربيت عده‌ای از افراد جاسوس در داخل کشور خبر داد و گفت: ما توانسته‌ايم تمامی افرادی را که به بهانه گذراندن دوره‌های آموزشی و با هدف شرکت در دوره‌های آموزشی جاسوسی، از کشور خارج شوند، شناسايی و دستگير کنيم.

محسنی اژه‌ای با اشاره به برخی شايعات درباره ماجراجويی نظامی آمريکا عليه ايران گفت طبق بررسی‌‌های به عمل آمده و اطلاعات کسب شده، هيچ ‌گونه اخبار، طرح برنامه و يا گزارش خاصی در مورد حمله احتمالی نظامی آمريکا به ايران وجود ندارد.

وی ادامه داد: وزارت اطلاعات مدت زيادی است که عناصر داخل و خارج از کشور و همچنين منطقه را زير نظر گرفته‌ است ولی طبق اطلاعات به دست آمده، تمام شايعات مطرح شده در خصوص حمله نظامی آمريکا به ايران، برای ايجاد جنگ روانی بوده است.

محسنی اژه‌ای در ادامه تصريح کرد: رسانه‌های داخلی در شرايط کنونی بايد مراقب باشند تا به بلندگوهای دشمنان تبديل نشوند و خواسته‌های آنان را عملی نکنند.

بالا^^
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 11 AM  توسط انجمن نیوز  | 
ادوارنيوز: مهندس مهدي اميني زاده، معاون دبيركل سازمان دانش آموختگان ايران نسبت به اقدام اخير مسئولان امنيتي در ممانعت از سفر آقاي عبدالله مومني سخنگوي سازمان و دكتر هاشم آقاجري، انتقاد كرد و از مسئولان اينگونه اقدامات خواست تا لااقل به سرانجام بي اعتنايي به حقوق ملت در رژيم سابق توجه داشته باشند .

معاون دبيركل سازمان ادوار تحكيم وحدت درگفتگو با خبرنگار ادوارنيوز گفت : رويكرد اخيري كه دستگاه قضايي و مقامات امنيتي در محدود كردن فعالان سياسي از حقوق شهروندي شان در پيش گرفته اند و نمونه بارز آن ممانعت از سفر آقايان عبدالله مومني سخنگوي سازمان دانش آموختگان و دكتر آقاجري و آقاي رحماني بود در واقع ادامه اقدامات قبلي مجموعه امنيتي و قضايي در به رسميت نشاختن حقوق شهروندي مردم و از جمله محاكمه فعالان سياسي، سركوب دانشجويان ،‌ كشاندن آنها به كميته هاي انضباطي و ممانعت از تحصيل فعالان دانشجويي است كه در كنار هم نشانگر بي اعتنايي مقامات به حقوق شهروندي ملت است .

مهندس مهدي اميني زاده در ادامه گفت : علاوه بر اين، اقدام اخير در مورد آقايان مومني آقاجري و رحماني حتي با قوانين موجود كشور هم در تناقض است و هيچكدام از قوانين مرتبط با ممنوع الخروج كردن افراد براي اين فعالان سياسي اعمال نشده است.

عضو شوراي مركزي سازمان دانش آموختگان گفت : ما ضمن محكوم كردن اين اقدام و ساير برخوردهاي صورت گرفته با فعالان سياسي و حقوق بشري از كليه نهادهاي مدافع حقوق بشر و گروه ها و احزابي كه در درون كشور به فعاليت هاي تحول طلبانه مشغولند مي خواهيم كه با حساسيت بيشتري اين روند جديد را بررسي كنند و اجازه ندهند كه بيش از اين حقوق ملت بازيچه مقامات امنيتي قرار گيرد و به تصميم گيرندگان در اين مورد نيز يادآوري مي كنيم كه در سالگرد انقلابي اينگونه محدوديتها اعمال مي شود كه قرار بود براي مردم آزادي، استقلال و جمهوري به ارمغان بياورد.

وي افزود: در بيست و هشتمين سالگرد انقلاب از آزادي شهروندان و جمهوريت نظام جز نامي باقي نمانده است و استقلال كشور نيز به دليل رفتارهاي نسنجيده و ماجراجويانه بخش هايي از حاكميت به شدت مورد خدشه و تهديد قرار گرفته است .

معاون دبيركل سازمان دانش آموختگان ايران در پايان گفتگوي خود خاطرنشان ساخت: از دست اندركاران اينگونه محدوديتها مي خواهيم لااقل اندكي به نتايج رفتارهاي رژيم سابق بنگرند و ببينند كه به بازي گرفتن آزادي هاي اساسي مردم چه نتيجه اي در بر خواهد داشت.

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و یکم بهمن 1385ساعت 11 AM  توسط انجمن نیوز  | 

<شاه كنوني فقط پادشاه نيست؛ در عمل، ‌نخست‌وزير و فرمانده كل نيروهاي مسلح هم هست. تمام تصميمات مهم دولت را يا خود اتخاذ مي‌كند يا بايد پيش از اجرا، به تصويب او برسد. هيچ انتصاب مهمي در كادر اداري ايران بي‌توافق او انجام نمي‌گيرد. كار سازمان امنيت را به طور مستقيم در دست دارد. روابط خارجي ايران را هم خودش اداره مي‌كند... شاه يقين دارد كه در شرايط فعلي، حكومت فردي او تنها راه حكمروايي بر ايران است....>

اين، بخشي از گزارش دفتر اطلا‌عات و تحقيقات وزارت امور خارجه آمريكا در سال 1344 است؛ توصيفي دقيق و قابل تامل از ساخت قدرت خودكامه در ايران.

در طول سال‌هاي 1342 تا 1357 شاه موفق شد كه خود را در ايران به عنوان فعال مايشاء مستقر كند. چنين احاطه و تسلطي موجب شده بود كه ديگران از امكان هرگونه مشاركت فعالا‌نه در امور اجرايي يا قانونگذاري محروم گردند. به گفته ريچارد هولمز- كه زماني رئيس سيا و بعد، سفير آمريكا در ايران شد- از سال 1342 به بعد، شاه به طور روزافزوني در مسائل و تصميمات روزمره دولت دخالت مستقيم پيدا كرد و ديگر حاضر نيست قدرت خود را به ديگران وابگذارد.

اميرعباس هويدا كه بيش از 12 سال نخست‌وزير بوده است، تصريح مي‌كند: <كدام مسووليت؟! مگر او مي‌گذارد كسي احساس مسووليت هم بكند؟ همه تصميم‌ها را خودش شخصا مي‌گيرد... تنها كاري كه از دستم برمي‌آيد اين است كه وظايف محوله را به نحو احسن انجام دهم.>

جعفر شريف‌امامي هم كه دوره‌اي كوتاه، نخست‌وزير نظام سلطنتي بوده است، مي‌گويد: <اعليحضرت راجع به بعضي از مسائل، فوق‌العاده اصرار داشتند و مقيد بودند، من‌جمله اينكه اختياري نمي‌خواستند به كسي داده بشود و مخصوصا در مسائل خارجي هر اقدام كوچكي بايستي كه با نظر و اطلا‌ع خودشان باشد و همچنين در مورد وزارت جنگ.>

فريدون هويدا، سفير ايران در سازمان ملل متحد، <سرشت ديكتاتوري رژيم شاه> را به‌مثابه <ريشه اصلي بحران> ارزيابي مي‌كند.

هايزر، ژنرال آمريكايي هم از منظر خويش مي‌نويسد: <ضعف اصلي ارتش ايران، وابستگي به فرماندهي محض در مركز بود.>

ماهيت نظام ديكتاتوري را نزديكان به شاه به‌خوبي لمس كرده بودند؛ عبدالمجيد مجيدي، رئيس سازمان برنامه رژيم پهلوي، تاكيد مي‌كند كه نخست‌وزير مملكت، اسماً نخست‌وزير بود و عملا‌ً تمام تصميمات در سطح بالا‌تري گرفته مي‌شد،‌تمام امور بستگي به شخص اعليحضرت پيدا مي‌كرد. چنين وضعي را استمپل، از زاويه خود آسيب‌شناسي مي‌كند: <مهم‌ترين مساله در چنين نظام متكي بر فرد، اين است كه نقش كل ساختار سياسي، وابسته به شخصيت فردي مي‌گردد... اين به معني خطري جدي بود، زيرا وقتي كه بحران آغاز مي‌شد، ممكن بود كه وي قادر نباشد نقش خود را به عنوان رهبر مطلق ايفا كند.>

اتفاقي كه در زمستان 57 به وقوع پيوست...

شاه البته خود در ارديبهشت 57 و در يك مصاحبه تصريح كرده بود كه <دولت یعنی من>! نشستن بر مركب قدرت مطلقه، شاه را از مردم دور كرد. غرور و تكبر، ميوه اين دوري بود. از لا‌به‌لا‌ي خاطرات اسدا... اعلم، مي‌توان رفتار توأم با تمسخر و استهزاي شاه را حتي با كساني كه سال‌ها در خدمت وي بودند، مشاهده نمود.

به عقيده برخي آگاهان و ناظران سياسي، شخصيت شاه به‌ويژه پس از برگزاري جشن‌هاي 2500 ساله در تخت جمشيد دگرگون شد؛ اينان، ديدار نيكسون از ايران در سال 1351 را هم نقطه‌عطفي در تغيير روحيات شاه ارزيابي مي‌كنند و جريان منتهي به چهار برابر شدن قيمت نفت در سال‌هاي 1352 و 1353 را نيز عامل تسريع در دگرگوني شاه تحليل مي‌نمايند.

شاه كه خود را <ديكتاتوري خيرخواه> مي‌خواند، در 15 آبان 57 متني را كه رضا قطبي، از نزديكان فرح نگاشته بود، به عنوان پيامي به <ملت عزيز ايران> قرائت كرد: <متعهد مي‌شوم كه خطاهاي گذشته ديگر تكرار نخواهد شد؛ متعهد مي‌شوم كه خطاهاي گذشته از هر جهت جبران نيز خواهد شد... تضمين مي‌كنم كه حكومت ايران در آينده براساس قانون اساسي... و به دور از استبداد، ظلم و فساد خواهد بود... من نيز پيام انقلا‌ب شما ملت ايران را شنيدم....>

ديكتاتور اما <پيام> را بسيار دير شنيده بود. جنبش اجتماعي عليه نظام متكي بر فرد، گسترش و عمق يافته و تغيير رژيم را هدف گرفته بود..

مرتضي کاظميان

www.roozna.com

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم بهمن 1385ساعت 6 PM  توسط انجمن نیوز  | 
 
  بالا