پدر انيميشن ايران از دانشگاه تهران اخراج شد
سر يکي از کلاسهاي درس دانشکده هنر دانشگاه تهران، نورالدين زرين کلک، استاد مدعو دانشکده هنرهاي زيبا هنگام بررسي مجسمه فرشته بدون مويي که توسط يکي از دانشجويان دختر ساخته شده بود، به او گفت: "چرا اين فرشته مو ندارد؟" دانشجو، که سابقه درگيري با زرين کلک را از ترم گذشته داشت، گفت: "شايد نمي خواهد موهايش را ببينند." زرين کلک به طرف اين دختر دانشجو رفت، کمي از موهاي او را از زير چادرش بيرون کشيد و گفت: "فکر مي کردم تو کچلي، ولي نه، تو مو داري." به دنبال اين موضوع دختر چادري، هاجر سليمي نمين، که پدرش عباس سليمي نمين يکي از سران نيروهاي مذهبي تندرو محسوب مي شود، و خودش شاگرد اول امسال است، از دست استاد ناراحت شد. ترم قبل نيز استاد زرين کلک به او گفته بود: "سر کلاس من نيا" و وقتي او درس را گرفته بود، به او گفته بود: "کارهاي تو را براي امتحان تحويل نخواهم گرفت." متعاقب برخورد اخير استاد گرافيک با دانشجوي خود، نيروهاي بسيج دانشجويي که اين روزها آماده اند تا مانند رييس جمورشان محمود احمدي نژاد، يک انقلاب فرهنگي ديگر را در دانشگاهها راه بيندازند، دانشگاه را به هم ريختند. زاهدي وزير علوم، تحقيقات و فنآوري گفت: "استاد توهين کننده به حجاب اسلامي در دانشگاه تهران اخراج شده و حق هيچ گونه تدريسي ندارد." به همين دليل زرين کلک، پدر انيميشن ايران، رسما اخراج شد و همزمان، ديروز مراسم بزرگداشتي نيز براي وي برگزار شد.
به گفته ناظران، در پشت صحنه اين اتفاق گفتگوهاي نگران کننده اي در جريان است. نگراني از اين بابت که موضوع اخير مي تواند بهانه اي براي راه افتادن جو تصفيه استادان باشد که به دانشگاه ضربه خواهد زد. در ايران، چنين موضوعي مي تواند به يک حادثه سياسي تبديل شود. حادثه اي که چند سو دارد: استادي که نسبت به وضع خود در جمهوري اسلامي ناراضي است، دانشجوي با حجابي که در وضع استيصال قرار گرفته است، سياستمداراني که موضوعي اخلاقي و قضائي را وسيله تسويه حساب مي کنند و کساني که مجبورند براي دفاع از هنر و فرهنگ، واقعيت يک پرونده انساني را ناديده بگيرند.
بدون هيچ قضاوتي به معرفي دکتر زرين کلک مي پردازيم.
نورالدين زرين کلک کيست؟
نور الدين زرين كلك: طراح انيميشن. تصويرگر کتابهاي کودکان و نوجوانان، استاد دانشگاه تهران. متولد 1316. وي داراي دکتراي داروسازي از دانشگاه تهران به سال 1341 است. همچنين کارگرداني انيميشن را در زماني که سفرهاي پرماجراي تن تن و ميلو از بروکسل آغاز و در تمام جهان ادامه يافته بود، زير نظر انيماتور بزرگ، رائول سروه در آکادمي سلطنتي بلژيک در سال 1351 گذراند و در سال 1354 موفق به گذراندن دوره عالي فيلم عروسکي از "استوديو يري ترونکا" شد. وي سه سال با هاليوود زير نظر جان هالاس براي انيميشن سندباد که توسط يک موسسه فنلاندي ساخته مي شد، به عنوان مدير پروژه کار کرد. ديويد ارليش، يکي از بزرگان آسيفا در مورد وي گفته است: "نورالدين به لحاظ انساني صميمي ترين، صادق ترين و ايده آليست ترين انساني است که ديده ام."
قطاري که آنان را با هم برد
کتابهاي درسي شايد اولين جايي بود که تصويرگران کتاب در تاريخ ايران همديگر را آنجا مي يافتند. پرويز کلانتري، نقاش ايراني در مورد زرين کلک مي گويد: "قطار زندگي من با قطار زندگي نورالدين زرين کلک در ايستگاه کتابهاي درسي تلاقي کرد و از چهل و چند سال پيش تا امروز( 1385) سرنوشت ما به هم گره خورده است." آمدن فيروز شيروانلو که از فعالان مخالف حکومت در انگلستان و دوستان فرح پهلوي بود و تا پيش از آنکه آن يکي ملکه دربار شود و فرياد کشيدن براي رنجبران جهان را متوقف کند، اين يکي هم به اين نتيجه رسيده بود که بايد به جاي حرف هاي صد من يک غاز اپوزيسيوني خارج از کشور، به ايران برود و کاري بکند، باعث شد که فيروز شيروانلوي خوش سليقه و مدير نيز از انگليس بيايد و کار مديريت هنري کتابهاي درسي را برعهده بگيرد. بزودي در جريان ترور شاه، فيروز شيروانلو نيز همراه بسياري از اعضاي کنفدراسيون که در کشور فعال بودند، دستگير شد، اما معلوم شد که ديگر رابطه اي با ترور کنندگان ندارد و آزادش کردند. فيروز شيروانلو پس از آزادي به کار سابقش بازنگشت، بلکه بزرگترين موسسه کتاب کودکان را با نام کانون پروش فکري کودکان و نوجوانان بنياد گذاشت. شيروانلو گروهي از گرافيست هاي قديمي را که آن روزها جوان بودند و تمام ثروت گرافيستي کشور بشمار مي آمدند، از جمله زرين کلک را با خود به کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان برد.
پزشکي که هم انيماتور بود و هم نظامي
آن روزها زرين کلک جوان دکتر ارتش بود و انتقال يک افسر ارتش به دستگاه غير نظامي، کاري تقريبا ناممکن بود، اما شيروانلو که استعداد، انضباط و قابليت زرين کلک را در کار تصويرگري مي شناخت، برايش نقشه کشيده بود که از او يک استاد هنر انيميشن بسازد. لذا با سماجت انتقال او را از ارتش به کانون پي گرفت. ارتش هم از روي لجاجت حکم دکتر ستوان نورالدين زرين کلک را به دورترين نقطه كشور يعني خاش نوشت و به او ابلاغ کرد. اما سرانجام سماجت شيروانلو باعث شد که وي ترتيب انتقال او را به کانون بدهد و براي آموزش او را به دست قوي ترين استادان انيميشن آن روز جهان يعني رائول سروه در بلژيک بسپارد. زرين کلک جوان وقتش را تلف نکرد و آموختني ها را آموخت و وقتي به ايران بازگشت، ديگر همکارانش هنر انيميشن را به شيوه خودآموزي تجربه و فيلم هاي کوتاهي هم ساخته بودند.
زرين کلک و کورش و شاه نامه
زرين کلک از روزي که به ايران بازگشت در کنار توليد انيميشن به آموزش اين هنر به نسل هاي بعد پرداخت. وي مدتي در کانون پرورش فکري کودکان و نوجوانان مدرسه اي تشکيل داد که هنرجويان مستعد را با ديپلم مي پذيرفتند. و پس از آن دانشکده انيميشن را در سطح فوق ليسانس بنا کرد که با شروع انقلاب نيمه کار ماند. اين نيمه ماندن فقط در مورد دانشکده فوق ليسانس نبود، بلکه کتابهاي "شاهنامه" نقاشي شده زرين کلک نيز که همه از انتشارات کشور بودند، پس از انقلاب خمير شدند. پس از انقلاب غربت زرين کلک در ميان مديران فرهنگي کشور، همچنان ادامه يافت و قدرت او در ميان جمع وسيع انيماتورها و کاريکاتوريست هاي کشور افزايش يافت.
|
+|
نوشته شده در یکشنبه شانزدهم اردیبهشت 1386ساعت
4 PM  توسط انجمن نیوز
|