تبليغاتX
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اراک
 
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اراک
 
 
به Anjomannews.ir تغییر یافت.
 

جلسه رسيدگي به اتهامات ابوالفضل جهاندار و مسعود درخشندي، از فعالان دانشجويي صبح امروز به صورت غيرعلني در شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران برگزار شد.

محمدعلي دادخواه، وكيل مدافع اين فعالان دانشجويي با اعلام اين مطلب، گفت: در اين جلسه اتهامات موكلم با استناد به قانون مجازات اسلامي قرائت و بنده و موكلانم حسب مورد به دفاع از اتهامات انتسابي پرداختيم.
وي افزود: در اين جلسه آخرين دفاع از موكلانم اخذ شد و قرار است دادگاه ظرف مهلت قانوني نسبت به اين پرونده اتخاذ تصميم كند.
دادخواه از تشريح جزئيات دادگاه به علت غيرعلني برگزار شدن آن خودداري كرد و گفت: چون دادگاه به صورت غيرعلني برگزار شد، تشريح جزئيات جلسه دادگاه طبق قانون امري خلاف است.
اتهامات اين دو فعال دانشجويي، اقدام عليه امنيت ملي و تبليغ عليه نظام عنوان شده است.
پرونده جهاندار و درخشندي پيش از اين در شعبه 14 بازپرسي دادسراي انقلاب تهران مورد رسيدگي قرار گرفت كه بازپرس پرونده در نهايت براي اين دو فعال دانشجويي قرار مجرميت، صادر و پرونده آنها را با صدور كيفرخواست جهت رسيدگي به شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران ارجاع كرد.
 |+| نوشته شده در  شنبه سی ام دی 1385ساعت 6 PM  توسط انجمن نیوز  | 
 
 
صدور احکام سنگین برای فعالین دانشجویی
 

اسامی تعدادی از احضار شدگان به کمیته های انضباطیکمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشرزینب پیغمبرزاده دانشجوی سال آخر کارشناسی رشته پژوهشگری اجتماعی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران که به دلیل اعتراضات اردیبهشت و خرداد ماه گذشته به کمیته انضباطی احضار گردیده و به دو ترم محرومیت از تحصیل محکومش شده بودَ پس از دریافت حکم بدوی تقاضای تجدید نظرخود را تسلیم کمیته تجدید نظر انضباطی نمود که روز سه شنبه، حکم کمیته تجدیدنظر مبنی بر تایید حکم بدوی به وی ابلاغ گردید.
 
 پیغمبرزاده اعلام کرد که تقاضای تجدیدنظر خود را به کمیته مرکزی وزارت علوم نیز تسلیم کرده و از دانشگاه تهران به دیوان عدالت اداری شکایت خواهد کرد.لازم به ذکر است در این دانشگاه بیش از ۵۰ فعال دانشجویی عمدتا متعلق به انجمن اسلامی دموکراسی خواه،طیف جمهوریخواه و طیف چپ به کمیته انضباطی احضار گردیده و احکام سنگینی چون ۲ ترم محرومیت از تحصیل در طی ۱ ماه گذشته برای آنان صادر گردیده است. اسامی این دانشجویان به شرح زیر میباشد:
۱. مجتبی بیات ( ۲ ترم محرومیت ) ، ۲. فریده هاشمی(۲ ترم محرومیت) ، ۳. زینب پیغمبر زاده ( ۲ ترم محرومیت) ، ۴. زولاد فرهادی ( ۲ ترم محرومیت) ، ۵. شاهو رستگاری ( ۱ ترم محرومیت) ، ۶. مصطفی احمدزاده (۱ترم محرومیت) ، ۷. فرهاد قربان زاده ( ۱ ترم تعلیق) ، ۸. سحررضازاده( ۱ترم تعلیق) ، ۹. پگاه حمزه ای( ۱ ترم تعلیق) ، ۱۰. فاطمه هزارخانی(۱ترم محرومیت) ، ۱۱. رضا قاضی نوری( ۲ ترم محرومیت) ، ۱۲. بهنام سپهرمن(۱ترم محرومیت) ، ۱۳.عیسی عادلی( ۱ترم محرومیت) ، ۱۴. هومن بخش علی زاده(۱ترم محرومیت)، ۱۵. میلاد عزیزی دانشجوی رشته فلسفه(۱ترم محرومیت) ، ۱۶. احمد عشقیار( ۱ترم تعلیق) ۱۷. بهروز کریمی زاده (۱ترم تعلیق)
 
همچنین اسامی سایر دانشجویانی که به کمیته های انضباطی دانشگاه، و هنوز حکم دریافت نکرده اند به این شرح است:دانشکده حقوق۱. سروش اسکندری ، ۲. امین یزدی ، ۳. اکبر عجمی ، ۴. پریسا نصرآبادی ، ۵. آناهیتا حسینی ، ۶. کریم آسایش ، ۷. کیوان امیربختیار ، ۸. حمیدرضا معصومی ، ۹. سمانه مرادی ، ۱۰. تهمینه مرادی ، ۱۱. ساناز فاتح ، ۱۲. هدی توحیدی ، ۱۳. ساناز حیدرپور، ۱۴. هستی بزرگ نیا ، ۱۵. زهرا کیاشمشکی ، ۱۶. حامد ابراهیمی ، ۱۷. وحید عابدینی ، ۱۸. مهشید ژیاندانشکده علوم اجتماعی۱. سارا اسمی زاده ، ۲. الهه علی پور ، ۳. سایرا رفیعی ، ۴. احسان جوانمرددانشکده مدیریت۱. میثم قاسمی ، ۲. مصطفی کوهیدانشکده ادبیات۱. حسین جاودانی ، ۲. احمد خداداد ، ۳. پویا هیبت اللهی ، ۴. احسان دولتشاه ، ۵. مریم فرنام دانشکده فنی۱. کیوان اسلامی ، ۲.مهدی کبیریدانشکده علوم پایه۱. امیراحمد انواری ، ۲. محسن ارونددانشکده هنرهای زیبا۱.احسان استیری ، ۲. مونا خاتمیدانشکده روان شناسی۱. ساراسعیدی ، ۲. علی میرزای
 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 5 PM  توسط انجمن نیوز  | 
رئيس دانشگاه تربيت مدرس با تاييد فوت دانشجوي دكتراي اين دانشگاه، گفت: احتمالا انفجار كپسول آزمايشگاه علوم پايه در شب گذشته (چهارشنبه‌شب) علت فوت اين دانشجو بوده است.

دكتر دانشجو، اظهار كرد: ساعت ۲۰:۳۵ دقيقه شب گذشته طي وقوع حادثه‌ در يكي از آزمايشگاههاي علوم پايه دانشگاه دو نفر زخمي شدند.

وي افزود: يكي از حادثه‌ديدگان، دانشجوي دكتراي دانشكده علوم پايه دانشگاه، در اين حادثه آسيب جدي ديده و طبق آخرين اخبار، فوت كرده است. همچنين دانشجوي ديگري كه از دانشجويان دانشگاه تربيت مدرس نبوده اما با دانشگاه همكاري داشته، بر اثر اين حادثه دچار آسيب سطحي شده است.

دانشجو با بيان اين كه علت وقوع اين حادثه توسط بازپرس كلانتري و آتش‌نشاني در حال بررسي است، گفت: بر اثر تحقيقات اوليه انفجار يكي از كپسول‌هاي آزمايشگاه به وقوع اين حادثه منجر شده، البته دانشجويي كه فوت كرده از كارشناسان نخبه و خبره در استفاده از دستگاه مربوطه بوده است، با اين حال علل وقوع حادثه و انفجار كپسول، در حال بررسي است.

رئيس دانشگاه تربيت مدرس در پايان با ابراز تاسف از فوت اين دانشجو خاطرنشان كرد: از آنجا كه حادثه در ساعت ۸ و ۳۵ دقيقه شب رخ داده است موفق به جلوگيري از وسعت و توسعه آن در ساير قسمت‌هاي دانشگاه شديم.

گفتني است نام اين دانشجو از سوي مسئولين دانشگاه تربيت مدرس اعلام نشده است

منبع: ایسنا

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 1 PM  توسط انجمن نیوز  | 
سومين كنگره جهانی عليه حكم اعدام در فرانسه برگزارمی‌‏شود.
سومين كنگره جهانی عليه حكم اعدام پس از «استراسبورگ» و «مونترال» از اول يا سوم ماه فوريه سال ٢٠٠٧ ميلادی در پاريس برگزار می‌‏شود. در اين كنگره صدها تن از مخالفان «بردگی» نظير شهروندان عادی، سياستمداران، فعالان جامعه مدنی و متخصصان حقوقی از سرتاسر جهان شركت‌‏خواهندكرد.
كنگره پاريس ٢٠٠٧ بر امور مغرب, خاورميانه و كشورهايی كه هنوز اجرای حكم اعدام را لغو نكرده‌‏اند, به اميد حذف اعدام در جهان عرب متمركز خواهدشد.
در اين كنگره «مانوئل دكاگس» استاد روابط بين‌‏الملل دانشگاه پاريس و متخصصان مستقل كميته‌‏ای فرعی سازمان‌‏ملل‌‏متحد در زمينه حقوق بشر به همراه «اريك پروكوخ» رئيس سابق برنامه‌‏ای اعدام سازمان عفو بين‌‏الملل، رئيسان كميته تحقيقاتی و برنامه توسعه اين كنگره حضور و سخنرانی خواهندداشت.

منبع: ایلنا

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 1 PM  توسط انجمن نیوز  | 
مهدي بازرگان در سال ۱۲۸۶ هجري شمسي در تهران متولد شد. پدرش مرحوم حاج عباسقلي بازرگان (تبريزي)، از تجار ديندار و روشنفكر و سرشناس زمانش بود، كه عليرغم استبداد رضا شاهي، در پايه گذاري برخي فعاليتهاي ديني و اجتماعي، با همكاري مرحوم سيد ابوالحسن طالقاني (پدر آيت الله طالقاني) نقش مؤثري داشت و در دوران نهضت ملّي نيز، در ائتلاف نيروها و جلب حمايت روحانيون و بازاريان نسبت به دكتر مصدق كوشش فراوان نمود.
مهدي بازرگان، تحصيلات ابتدائي خود را در مدرسه سلطاني و دوره متوسطه را در دارالمعلمين مركزي كه از اولين مدارس به سبك جديد بود بپايان رسانيد. او در سال ۱۳۰۶ شمسي، بهمراه گروه محصلين ممتاز اعزامي دولت، به كشور فرانسه رفت و بمدت هفت سال در آن ديار اقامت نمود. بازرگان در ميان دانشجويان اعزامي، اولين ايراني بود كه پس از گذراندن دوران مقدماتي و قبولي در كنكور سراسري وارد تحصيلات عالي در خارج از كشور ميشد، و بخاطر همين موفقيت، مورد تشويق وزير فرهنگ وقت ( مرحوم مرآت) قرار گرفت. نامبرده، علاوه بر اشتغالات درسي در آن دوران، به تحقيق و تتبع در مباني اعتقادي خود كه متأثر از تعليم پدر و تفسير مرحوم ميرزا ابوالحسن خان فروغي در دوران دبيرستان بود، ادامه ميداد و بهمراه مرحوم دكتر يدالله سحابي و مرحوم دكتر محمد قريب، تلاشهايي در اين زمينه مينمود.

بازرگان بعد از خاتمه تحصيلات در سال ۱۳۱۳ شمسي به ايران بازگشت و پس از انجام خدمت وظيفه، در سال ۱۳۱۵ به عنوان اولين دانشيار در دانشكده فني تهران مشغول بكار شد، و در دو دوره متوالي، رياست دانشكده فني را بعهده داشت. او در سال ۱۳۲۹، در جريان مبارزات نهضت ملي، براي خلع يد از دولت انگليس و ملي كردن نفت، از طرف دكتر محمد مصدق به مديريت عامل شركت نفت برگزيده شد، و بهمراه هيأت منتخب دولت به آبادان رفت و با حمايت مردم و همت مهندسين و متخصصين موفق به اداره صنعت عظيم نفت، پس از اخراج بيگانگان گرديد.

بازرگان پس از كودتاي ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، و تصاحب مجدد صنعت نفت توسط كنسرسيوم بين المللي، سرپرستي سازمان آب را بعهده گرفت و براي نخستين بار موفق به احداث شبكه لوله كشي آب تهران گرديد. با اينحال، بخاطر امضاي نامه اعتراض آميز عليه انتخابات غير قانوني مجلس از خدمات دولتي كنار گذاشته شد. بازرگان پس از اين، ديگر امكان خدمات دولتي تا قبول پست نخست وزيري پس از انقلاب ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ را نيافت و همواره در بخش خصوصي امرار معاش ميكرد.

فعاليتهاي ديني بازرگان كه مقدم بر فعاليتهاي سياسي اش بود، از همان اوان تدريس در دانشگاه و تماس با دانشجويان از طريق مشاركت در تأسيس انجمنهاي اسلامي دانشجويان و معلمين ( و بعدها مهندسين و پزشكان) و سخنرانيهاي متعدد در مجالس و محافل مذهبي و علمي شروع گرديد. سخنرانيهايي كه عمدتاً بصورت جزوه يا كتاب بچاپ ميرسيد و در خلأ اعتقادي آن دوران و در برابر تبليغات حزب توده، نقش مؤثري ايفا مينمود. بهمراه اين تلاشهاي اعتقادى، از نظر اجتماعي و سياسي نيز، بازرگان بيكار نمي نشست و به مناسبتهاي مختلف، سخنرانيهاي پرشوري در جمع دانشجويان يا در محافل سياسي همچون حزب ايران، كه نطفه اوليه جبهه ملي و اولين تشكل ملي قشر تحصيلكرده بود، ايراد مينمود. با اينحال هنوز موافق بازي جوانان با سياست و دخالت دانشگاهيان در كارهاي سياسي نبود. تا وقتي روند مسائل مملكتي نشان داد كه در شرايط استبداد و اختناق، چاره اي جز خروج از محدوده هاي شغلي باقي نميماند.

بازرگان پس از آنكه بخاطر اعتراض عليه انتخابات غير قانوني مجلس در بهمن ماه ۱۳۲۲ از فعاليتهاي دولتي كنار گذاشته شد، در همان روزهاي نخست وقوع كودتا، در تشكيل نهضت مقاومت ملي مشاركت نمود، و در آذر ماه همان سال بدليل نوشتن نامه اعتراض آميز به كميسيون نفت مجلس بخاطر قرارداد خيانت بار با كنسرسيوم نفت، بهمراه ده نفر استاد امضإ كننده ديگر از دانشگاه اخراج گرديد، و سال بعد پس از كشف چاپخانه مخفي نهضت بهمراه برخي فعالين، بازداشت و بمدت ۸ ماه در زندان لشكر ۲ زرهي محبوس گرديد. و در همين زندان بود كه كتاب عشق و پرستش يا ترموديناميك انسان را به رشته تحرير در آورد. بازرگان در تشكيل جبهه ملي دوم و مبارزات قانوني عليه انتخابات فرمايشي مجلس فعاليت مؤثر داشت و در بهار سال ۱۳۴۰ در شرايط ويژه اي كه حاصل شده بود، تشكيلات نهضت آزادي ايران را كه تجديد حياتي از نهضت مقاومت ملي با ائتلاف نيروهاي ملي و مذهبي جديد، همچون مرحومين محمود طالقاني و زنجاني بود، پايه گذاري كرد و در بهمن همانسال بازداشت و پس از محاكمه طولاني در سال ۱۳۲۴ به ده سال زندان محكوم گرديد.

بازرگان در سال ۱۳۴۶، پس از پنج سال اسارت و تبعيد به برازجان آزاد گرديد و به فعاليتهاي علمي، اجتماعي و ديني خود ادامه داد. از جمله در تشكيل كميسيون ايراني دفاع از حقوق بشر و زندانيان سياسي نقش مؤثري داشت، و در ائتلاف نيروها و جهت دهي به مبارزات عليه رژيم استبدادي فعاليت مينمود.

در جريان انقلاب ۱۳۵۷، يك هفته قبل از پيروزي انقلاب، بازرگان به نخست وزيري دولت مؤقت انقلاب برگزيده شد و بمدت ۹ ماه سكان كشتي طوفان زده دولت را بدست داشت. پس از استعفا نيز در شوراي انقلاب همكاري داشت و تلاش ميكرد از انحراف انقلاب جلوگيري نمايد. در اولين انتخابات مجلس، بازرگان با رأي سنگين به نمايندگي مردم تهران برگزيده شد و در فراكسيون اقليت، بهمراه نمايدگاني ديگر، مخالفتهايي را عليه مواضعي كه آنها را آفت انقلاب ميدانست، ابراز مينمود. بازرگان در خارج مجلس از طريق فعاليت در نهضت آزادي و نوشتن مقاله در روزنامه ميزان و سخنراني در محافل اجتماعي و نوشتن نامه هاي سرگشاده به مقامات مملكتي ميكوشيد در برابر انحصارگري و انحراف از اهداف اوليه انقلاب اعتراض نمايد و در همين راستا باتفاق جمعي از نيروهاي ملي و مذهبي غير وابسته به حاكميت جمعيت دفاع از آزادي و حاكميت ملت ايران را پايه گذاري كرد وسر انجام در دیماه سال ۱۳۷۳ دیده از جهان فروبست .

گوشه ای ازگفتار بازرگان

ما اگر بخواهيم تصفيه و پاكسازي بكنيم، مثل دورۀ قبل از رفتن شاه بايد كار سازندگي و انجام وظايف مربوط به اين دوران و جواب دادن بخواسته ها و احتياجات را كنار بگذاريم و از همه كه ناراحتي داريم، سوء ظن داريم، آنها را تصفيه بكنيم. البته طبيعي است كه چنين چيزي را نه شما ميخواهيد و نه امكان پذير است و اين كاري است كه هم ملت را فلج ميكند و هم دولت را … اما محمد انتقام نگرفت، اسير نگرفت، غارت نكرد، رفتار پيغمبر دلهاي سخت ترين دشمنان خويش را به هيجان آورد، كينه هاي كهنه را شست و جاي آنرا محبت وي پر كرد …


انقلاب ما انقلاب اسلامي است. قرآن كتاب ما است ولي برخلاف سنّت پيغمبر عمل كرده و ميكنيم …

در پيام راديو و تلويزيوني ۴/۲/۱۳۵۸

——————————————————————————–

مملكت منحصرأ متعلق به يك عده نيست. خدا هم مال يك عده خاص نيست، ادعايي است كه يهوديان ميكردند، كه خدا را مال خود و زمين را از آن خود ميدانستند، ما نبايد چنين كاري بكنيم.

در مصاحبه تلويزيوني ۱۰/۵/۱۳۵۸

——————————————————————————–

من طرفدار برادري و صميميت و گذشت و دوستي و حسن نيت و خدمت هستم. مخالف انتقام و تسويه حسابهاي شخصي هستم. حسابهاي گذشته را بايد گذاشت كنار و نسبت به ملت و مردم ايران خوشبين بود.

در آخرين مصاحبه تلويزيوني ۱۵/۸/۱۳۵۸

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 1 PM  توسط انجمن نیوز  | 
امروز ۲۸ ديماه، مصادف است با دوازدهمين سالگرد فوت مرحوم مهندس مهدي بازرگان. به همين مناسبت انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير بيانيه اي صادر كرد. متن كامل اين بيانيه به اين شرح است:

روزهاي پاياني ديماه يادآور خاطره تلخ و گزنده از دست دادن بزرگ مرد تاريخ معاصر ايران، مرحوم مهندس مهدي بازرگان، است. بزرگ مردي كه سراسر عمر با بركتش را در راه استيفاي حقوق ملت ايران سپري كرد.

بازرگان شرافتمندانه زيست و شرافتمندانه نيز ديده از جهان فروبست. مهندس بازرگان تمام عمر خود را در سنگر آزاديخواهي گذراند و به مبارزه با استبداد برخاست. چرا كه به درستي معتقد بود ريشه تمام مشكلات مردم ايران، استبدادي است كه ساليان سال بر دست و پاي اين ملت گره خورده است. بازرگان در راه ايستادگي بر مواضع اصولي خود و استيفاي حقوق ملت ايران، خويشتن را نه وامدار اهداف جزم انديشانه و ايدئولوژيك مي دانست و نه پايبند به منافع شخصي، گروهي و حزبي بود.

به گفته روشنفكر ارزنده، دكتر سروش، بازرگان حقيقتا فردي بود كه به نام بازرگان بود و نه به صفت. وي با دين خود بازرگاني نمي کرد چرا كه اعتقادات خود را سرمايه اي نمي دانست که از آن سودي متوقع باشد. بازرگان گوهر دين را اخلاق مي دانست و آشكارا در مقابل كساني كه به بهانه اجراي احكام الهي در صدد تحميل تفكرات جزم انديشانه و خانمانسوز خود بوده و اصول اوليه اخلاقي را زير پا مي گذاشتند، مي ايستاد.

و اما در پي گذر ساليان متمادي، تاريخ بر مواضع و انديشه هاي مهندس بازرگان و همفكران او صحه مي گذارد. امروز هيچ عقل سليمي نيست كه بر پختگي و درايت اين بزرگ مرد آفرين نزند و از كنار گذاشتن و محجور ماندن بازرگان در طي ساليان پس از انقلاب افسوس نخورد.

يعقوب‏وار وااسفاها همي‏زنم / ديدار خوب يوسف کنعانم آرزوست
جانم ملول گشت ز فرعون و ظلم او / آن نور روي موسي عمرانم آرزوست
دي شيخ با چراغ همي‏گشت گرد شهر / کز ديو و دد ملولم و انسانم آرزوست
گفتند يافت مي‏نشود جسته‏ايم ما / گفت آن چه يافت مي‏نشود آنم آرزوست

به اعتقاد ما كشور ايران امروز بيش از هر زمان ديگري به بازرگان و بازرگان ها نيازمند است. امروز ما نيازمند مشي اعتدالي و روش عدالت طلبانه و آزاديخواهانه بازرگان هستيم. نياز به بازرگان هايي داريم كه با دين خود بازرگاني نكنند. نياز به بازرگان هايي داريم كه بر سر حقوق حقه و آزادي هاي مردم بازرگاني نكنند. نياز به بازرگان هايي داريم كه با شجاعت و بي پروا حقيقت را بگويند حتي اگر به ضرر ايشان باشد. نياز به بازرگان هايي داريم كه حقوق پايمال شده دانشجويان مظلوم را قرباني سهم خواهي حقير خود از قدرت ننمايند.

امروز كه باز از پس ساليان دراز هنوز بلندپروازي هاي نابخردانه و تحميل هزينه هاي گزاف و بي مورد بر دوش خسته مردم ايران، براي دولتمردان درس عبرت نشده است. امروز هنوز عده اي به دنبال سياست هاي دن كيشوتي در عرصه داخلي و خارجي بوده و با اتخاذ چنين سياست هايي مملكت را تا سر حد بحراني جدي به پيش برده اند. جماعتي جزم انديش كه سقف معيشت خود را بر ستون شريعت استوار كرده اند و از قضا هنوز عنادي عميق و عجيب با راه و روش آن بزرگان دارند.

عمق اين عداوت و كينه تا سرحدي است كه حتي ميراث گرانقدر بازرگان در دانشگاه ها(انجمن هاي اسلامي دانشجويان) را از گزند گرز گران خود بي نصيب نگذاشته اند. انجمن هاي اسلامي دانشجويان كه عمر و سابقه نزديك به نيم قرن آن ها حتي از عمر نظام جمهوري اسلامي نيز فزون است، توسط مهندس بازرگان و يارانش به عنوان نهادي آزاديخواه و استبدادستيز در دانشگاه ها تاسيس شد. اما اين ميراث جاودان مهندس بازرگان اين روزها تحت شديدترين هجمه ها و حمله هاي تاريك انديشان آزادي ستيز قرار دارد. و بر ما دانشجويان است كه با مقاومت خود نگذاريم اين شعله هميشه فروزان و اين يادگار عزيزان با هجمه اي و حمله اي خاموش و فراموش شود.

انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اميركبير وظيفه خود مي داند به پشتوانه آحاد دانشجويان آزاديخواه، با حفظ و حراست از ميراث گرانسنگ مهندس بازرگان و مرحوم طالقاني، و مقاومت در مقابل قدرت سركوبگر اجازه ندهد فضاي دانشگاه ها به سمت فضايي قبرستاني سوق داده شود و در اين راه از هيچ تلاشي فروگذار نخواهد كرد.

در پايان ياد و خاطره مرحوم مهندس مهدي بازرگان را در دوازدهمين سالگرد درگذشتش گرامي مي داريم و اميدواريم پس از اين با برگرفتن بيش از پيش روش و منش آن بزرگان بتوانيم نويددهنده آينده اي روشن براي خود و ايران زمين باشيم.

انجمن اسلامي دانشجويان
دانشگاه صنعتي اميركبير
(پلي تكنيك تهران)
۲۸ دي ماه ۱۳۸۵

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و نهم دی 1385ساعت 1 PM  توسط انجمن نیوز  | 
 

 

دانشجويان سراسر كشور در اعتراض به محروميت دانشجويان از حق تحصيل، طوماري را امضا مي‌‏كنند كه در آن خواستار بازگشت دانشجويان ستاره‌‏دار به كلاس‌‏هاي درس‌‏شان شده‌‏اند.

روزبه كريمي, عضو كميته پيگيري وضعيت دانشجويان ستاره‌‏دار در گفت‌‏وگو با خبرنگار “ايلنا”, با اعلام اين خبر گفت: اين طومار از رييس‌‏جمهور, وزير علوم, رييس سازمان سنجش آموزش و رييس هيات گزينش مي‌‏خواهد اجازه بازگشت دانشجويان سه‌‏ستاره به تحصيل را بدهند و به گزينش دانشجويان پايان دهند.
وي با بيان اينكه تاكنون بيش از ۴۰۰۰ امضا جمع‌‏آوري شده است، گفت: مجموعه اين امضاها به كميته پيگيري وضعيت دانشجويان ستاره‌‏دار فرستاده مي‌‏شود و اميدواريم بتوانيم با اين اقدامات زمينه ادامه تحصيل را براي اين دانشجويان فراهم كنيم.
به گزارش خبرنگار “ايلنا”، در اين طومار كه با عنوان «براي دفاع از حق بشري آموزش و ادامه تحصيل براي همه» در دانشگاه‌‏هاي سراسر كشور در حال جمع‌‏آوري امضا است، آمده است: «از دو سال پيش هيات گزينش استاد و دانشجوي وزارت علوم، بار ديگر با حربه گزينش سياسي و عقيدتي دانشجويان، تعدادي از فعالان داشجويي دگرانديش را از تحصيل باز داشت يا با گرفتن تعهدات مختلف با ادامه تحصيل آنها موافقت كرد.
شهريور ماه امسال همزمان با اعلام نام پذيرفته‌‏شدگان نهايي آزمون كارشناسي ارشد، اين تبعيض عقيدتي مشهودتر شد. بسياري از فعالان دانشجويي با گرايش‌‏هاي مختلف به استناد يكي از مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي سال ۶۷ و به بهانه‌‏هاي واهي و بي‌‏اساس «ملتزم نبودن به اسلام» يا «عناد با نظام جمهوري اسلامي» كه در هيچ مرجع قانوني و صالحي اثبات نشده است، تنها پس از دادن تعهد در محل تحصيل يا در دبيرخانه گزينش وزارت علوم موفق شدند كه در دانشگاه ثبت نام كنند.
بنا بر همين رويه ناقض قانون اساسي، حق بشري بر آموزش و ادامه تحصيل و اصول برائت و دادرسي عادلانه، هنوز تني چند از فعالان دانشجويي سراسر كشور علي‌‏رغم كسب رتبه‌‏هاي علمي بسيار خوب در آزمون سال جاري يا سال قبل، به گواهي كارنامه‌‏هاي منتشره در پايگاه اينترنتي سازمان سنجش آموزش كشور، از ادامه تحصيل محرومند كه عبارتند از: سعيد اردشير، مهدي اميني‌‏زاده، زهرا جاني‌‏پور، حامد حسن‌‏دوست، فرهاد ذات‌‏علي‌‏فر، روزبه رياضي‌‏مقدم، سالار ساكت، غريب سجادي، پيمان عارف، حنان عزيزي بني‌‏طرف، محسن فاتحي، ياشار قاجار، سيامك كريمي و شورش مرادي.
ما امضاءكنندگان اين نامه ضمن محكوميت تبعيض روا داشته‌‏شده در حق دوستانمان، از نهادهاي ذيربط وزارت علوم، سازمان سنجش آموزش كشور و هيات گزينش استاد و دانشجو و نيز شخص رييس‌‏جمهور به عنوان مسوول اجراي قانون اساسي مصرانه مي‌‏خواهيم زمينه بازگشت فوري و رسمي نام‌‏بردگان را به كلاس‌‏هاي درس فراهم كنند. همچنين نسبت به خطر احياي گزينش‌‏هاي عقيدتي و سياسي براي آزادي‌‏هاي اساسي و آكادميك، روحيه و انگيزه نسل جوان و به‌‏ويژه زندگي و سرنوشت تك تك دانشجويان كشور هشدار مي‌‏دهيم.»

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 1 PM  توسط انجمن نیوز  | 

۶ نفر از دانشجويان دانشگاه تهران در فصل امتحانات پايان ترم به كميته انضباطي اين دانشگاه احضار شده اند. كليه دانشجويان احضار شده جزء فعالين دانشجويي اين دانشگاه هستند و بعضا پيش از اين و در فصل تابستان نيز با احكام سنگين كميته انضباطي مواجه شده بودند.

اسامي دانشجويان احضار شده به كميته انضباطي به اين شرح است:
۱- شاهو رستگاری، مدیر مسوول نشریه دانشجویی خاک. وي برای سومین بار در یک سال اخیر به كميته انضباطي احضار مي شود و پيش از اين به یک ترم محرومیت از تحصیل محكوم شده بود.
۲- پگاه حمزه ای، مدیر مسئول نشریه دانشجویی گیوتین. وي برای دومین بار در یک سال اخیر به كميته انضباطي احضار مي شود و پيش از اين به یک ترم محرومیت تعلیقی از تحصیل محكوم شده بود.
۳- فريد هاشمي، سخنگوی انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران. وي برای سومین بار در یک سال اخیر به كميته انضباطي احضار مي شود و پيش از اين به دو ترم محرومیت از تحصیل محكوم شده بود.
۴-یاسر مختاری
۵-بهزاد احمد فر
۶- جمشید اسمعیلی

بعضي از دانشجويان دانشگاه تهران كه به كميته انضباطي احضار شده اند همينك در حال سپري كردن احكام پيشين خود كه از سوي كميته انضباطي بر عليه ايشان صادر شده بود، هستند.

پيش از اين نيز در آستانه امتحانات پايان ترم ۷ نفر از فعالين دانشگاه علامه طباطبايي با احكام شديد كميته انضباطي مواجه شده بودند. همچنين كميته انضباطي دانشگاه آزاد سنندج براي جمعي از دانشجويان اين دانشگاه احكام سنگيني صادر كرده بود.

در دانشگاه اميركبير نيز جمعي از دانشجويان ورودي جديد كه در جلسه سخنراني احمدي نژاد در اين دانشگاه به وي اعتراض مي كردند با شكايت بعضي از بسيجيان اين دانشگاه به كميته انضباطي احضار شده اند. بسيجيان مدعي شده اند از سوي دانشجويان مورد ضرب و شتم و فحاشي قرار گرفته اند!

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 1 PM  توسط انجمن نیوز  | 
بيش از يك سال از روي كار آمدن دولت احمدي نژاد مي گذرد. يک سالي که طي آن نهادها و جنبش هاي مدني فشار بي سابقه اي را تجربه کرده اند. جنبش دانشجويي، از اين جمله است. در گزارش زير، سرنوشت دانشجويان و نهادهاي دانشجويي در دانشگاه صنعتي اميركبير (پلي تكنيك تهران)، به عنوان دانشگاهي كه همواره به عنوان ستون فقرات و يكي از اصلي ترين پايه هاي جنبش دانشجويي در ميان دانشگاه هاي ايران مشهور بوده است، پي گرفته ايم.

از آن جا كه طبق قوانين و مقررات جمهوري اسلامي، اداره هر دانشگاه تا حد زيادي بر عهده رئيس آن دانشگاه و نهادهاي نمايندگي رهبر جمهوري اسلامي در داخل دانشگاه هاست، مجري و مسبب بسياري از فشارها و تضييقاتي كه عليه دانشجويان هر دانشگاه اعمال مي شود بدون موافقت و همراهي رئيس آن دانشگاه و نماينده رهبري در آن دانشگاه امكان پذير نيست. از همين منظر در دانشگاه صنعتي اميركبير عامل اجراي نيات دولتمردان و مسبب بسياري از فشارها و خسارات وارده به دانشجويان فعال و همچنين انجمن اسلامي دانشجويان، به عنوان تنها نهاد دانشجويي باقي مانده در دانشگاه هاي ايران، شخص رئيس دانشگاه و نماينده نهاد رهبري هستند: دكتر عليرضا رهايي و ميراحمدي نماينده رهبري.

يکي از دانشجويان دانشگاه امير کبير در اين مورد مي گويد: “دكتر رهايي از اساتيد دانشكده عمران و محيط زيست دانشگاه اميركبير بود كه به سبب نزديكي با شخص احمدي نژاد، سال گذشته برعم مخالفت اكثريت قريب به اتفاق اساتيد و دانشجويان به اين سمت منصوب شد. ميراحمدي نيز سال هاست به عنوان نماينده رهبري در دانشگاه اميركبير مشغول است.”

در سايه عملکرد اين مديران انتصابي در دانشگاه امير کبير در يک سال گذشته در مجموع ۱۵ نشريه در اين دانشگاه توقيف شده اند، در ۴ مورد دانشجويان حکم منع مديرمسئولي دريافت کرده اند و از ورود ۱۱ نفر به ساختمان و برنامه کانون ها جلوگيري به عمل آمده است. همچنين از ورود ۶ دانشجو به دانشگاه جلوگيري شده، ۴ نفر از دانشجويان از دانشگاه اخراج شده اند، خانواده حداقل ۲۲ نفر از دانشجويان به صورت تلفني يا از طريق ارسال نامه مورد تهديد قرار گرفته اند، ۴۱ نفر به کميته انضباطي احضار شده اند، ۱۸ حکم اوليه تعليق از تحصيل صادر شده که تاکنون ۶ مورد از اين احکام تاييد شده است، ۱ حکم محروميت از تسهيلات رفاهي صادر و ۷ دانشجو توبيخ شده اند، ۷ حكم به صورت غيابي و بدون اخذ دفاعيات صادر شده است، ۵ دانشجو در کميته انضباطي مورد تفتيش عقايد قرار گرفته اند، فايل آموزشي ۷۴ نفر بسته شده است، از ثبت نام ۱۱ نفر در پوشش مشکلات آموزشي جلوگيري شده است، ۴ دانشجو ستاره دار شده اند كه ۲ نفر آن ها هنوز موفق به ثبت نام نشده اند و ده ها نفر از دانشجويان توسط نيروهاي انتظامات دانشگاه، نيروهاي بسيج و كارمند كميته انضباطي به شدت مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند.

مجموعا ۳۶۸ محدوديت در عرض ۲۱۰ روز كاري (از ۲۰ آبانماه ۱۳۸۴، زمان روي كار آمدن دكتر رهايي در دانشگاه اميركبير تا ۲۰ ديماه ۱۳۸۵، با احتساب تعطيلات سالانه و همچنين تعطيلات تابستان) بر عليه دانشجويان از سوي وي اعمال شده، که به اين ترتيب به طور متوسط هر هفته بيش از ۸ محدوديت از سوي مديريت دانشگاه بر عليه دانشجويان در يک اعمال شده است. بر اين اساس مي توان گفت دکتر رهايي در زمينه اعمال محدوديت و نقض حقوق انساني دانشجويان در دوره کوتاه مدت کاري خود در تاريخ پلي تکنيک رکورد دار است.

در همين راستا گزارش مبسوطي از اقدامات ضد حقوق بشري رئيس دانشگاه اميركبير(پلي تكنيك تهران) و نماينده نهاد ولي فقيه تهيه شده است كه به صورت تيتر وار در پي مي آيد.

الف- نشريات:
۱-توقيف بدون طرح بحث در کميته ناظر بر نشريات و راي گيري و اخذ دفاعيات نشريات مربوطه (واژه-سحر-کيميا-دامون-آفتابگردان-كافور-پرونده-ترديد-گفتگو-مجال-ناورد-آيينه)
۲-توقيف مجدد نشريه دانشجويي واژه به مدت يکسال به اتهام توهين به مسلمات اسلام
۳-توقيف نشريه دانشجويي طعم آزادي به مدت ۳ ماه به علت اهانت به رهبري
۴-توقيف نشريه دانشجويي دامون به مدت ۳ ماه به اتهام نشر مطالب خلاف عفت عمومي
۵-منع مديرمسئولي سهيل ضيائي مديرمسئول نشريه دانشجويي پژواک به اتهام توهين به نظام جمهوري اسلامي
۶-منع مديرمسئولي مجيدتوکلي مديرمسئول نشريه دانشجويي خط صفر به مدت يک ماه به اتهام توهين به مجموعه مديريت دانشجويي
۷- منع مديرمسئولي مجدد مجيد توکلي مديرمسئول نشريه دانشجويي خط صفر به علت دريافت حکم منع از تحصيل از کميته انضباطي و ممنوعيت انتشار به صورت دائم
۸-منع مديرمسئولي عباس حکيم زاده مديرمسئول نشريه دانشجويي واژه نو به علت دريافت حکم منع از تحصيل از کميته انضباطي
۹-شکايت مستمر بسيجيان به صورت مرتب و مستمر از نشريات دانشجويي و رسيدگي به اين شکايات توسط کميته ناظر و اعمال محدوديت بر عليه نشريات مستقل دانشجويي
۱۰-عدم پرداخت کمک هزينه به نشريات دانشجويي مستقل (طعم آزادي-خط صفر-ريوار-سپيده-سحر-سرخط-آينده-گلوگاه-ايران نو-باران- تنفس۸۴- ريوار)
۱۱- جلوگيري از انتشار نشريه سرخط بدون برگزاري جلسه کميته ناظر
۱۲- جلوگيري از برگزاري ميزگرد، مصاحبه مطبوعاتي و نظرسنجي در دانشگاه توسط نشريات دانشجويي (واژه-اويرنجي-باران-خط صفر-روشنگر)
۱۳- تهديد، تهمت و اهانت به نشريات مستقل دانشجويي و دست اندرکاران اين نشريات توسط نشريات بسيجي و عدم برخورد دانشگاه با اين نشريات (آرمان-صبح-مجال-کورسو-سخن-خرد-صلا-هويت)
۱۴- تشکيل کميته استخراج تخلفات نشريات دانشجويي توسط مديريت دانشگاه جهت بررسي مطالب هر شماره نشريات و استخراج تخلفات اين نشريات و برخورد و ايجاد محدوديت براي نشريات
۱۵- جمع آوري نشريات مستقل و منتقد مديريت دانشگاه توسط انتظامات و به دستور حراست از سطح دانشگاه و ايجاد ممانعت در توزيع اين نشريات (واژه نو-دچار-سپيده-فرداپيله-خط صفر)
۱۶-شکايت از نشريات سراسري به علت چاپ خبر و گزارش از برخورد دانشگاه با دانشجويان (روزنامه شرق-اعتماد ملي)
۱۷-فشار بر نشريات دانشجويي به منظور عدم درج بيانيه ها و موضع گيري هاي انجمن اسلامي دانشجويان و همچنين عدم درج مقالات اعضاي اين انجمن(خط صفر-سرخط-ريوار- تنفس۸۴-آينده-ايران نو-باران-گلوگاه-سحر)
۱۸- تهديد چاپخانه ها و مراکز تايپ و تکثير در خصوص عدم چاپ نشريات دانشجويي
۱۹- احضار مديران مسئول نشريات به دفتر مديريت فرهنگي و بازخواست از ايشان جهت مطالب مندرج در نشريات بدون هر گونه شکايت و بر خلاف آيين نامه نشريات دانشجويي(خط صفر- سرخط-شوکران-واژه نو-گلوگاه-ايران نو-آينده)

ب- فوق برنامه:
۱-اختصاص ناعادلانه امکانات دانشگاه و بودجه فرهنگي از طريق اعطاي بودجه هاي کلان به بسيج و عدم اختصاص بودجه و امکانات به کانون هاي فرهنگي- هنري دانشگاه که بخش اعظم دانشجويان دانشگاه در اين کانون ها مشغول انجام فعاليت هاي فرهنگي فوق برنامه هستند.
۲-ايجاد مانع در خصوص ورود بعضي از دانشجويان به ساختمان فوق برنامه و شرکت در برنامه هاي فرهنگي دانشگاه به صورت گزينشي و به دستور حراست دانشگاه (مهدي يعقوبي- نيما جواشي- مهدي خسروي- هادي باقري- عباس حکيم زاده- محمد اسماعيل سلمانپور- نصرا… کشاورز- احسان منصوري- مجتبي فيض آبادي- بيژن پوريوسفي- مرتضي خسروجردي)
۳-ابطال انتخابات دبير شوراي هماهنگي کانون ها و عدم پذيرش و صدور حکم براي منتخب کانون هاي فرهنگي هنري بر خلاف آئين نامه هاي موجود و روال هميشگي اين نهاد (محمدرضا سرلک)
۴-تهديد، تهمت و احظار فعالين دانشجويي که در زمينه فرهنگي فعاليت مي کنند به کميته انضباطي جهت تصفيه کانون هاي فرهنگي هنري (نيما جواشي)
۵-تشکيل واحد خواهران در امور فرهنگي دانشگاه جهت تفکيک جنسيتي و اعمال تبعيض براي دختران دانشجو در زمينه فعاليت هاي فرهنگي در دانشگاه
۶-تخريب و امحاء اطلاعيه ها و تبليغات برنامه هاي کانون هاي فرهنگي هنري از سطح دانشگاه(به عنوان نمونه دستور جمع آوري تبليغات فيلم «اتوبوسي به نام هوس» توسط مديركل فرهنگي دانشگاه كه برگزار كننده آن كانون فيلم و عكس دانشجويان بود و جمع آوري تبليغات جشنواره كانون گفتگو)

ج- اعمال محدوديت براي فعالين دانشجويي-سياسي توسط نهادهايي غير از کميته انضباطي:
۱-جلوگيري از ورود دانشجويان و ممنوع الورود کردن ايشان به علت انجام فعاليت سياسي در دانشگاه به دستور حراست (رضا دلبري - مسعود دهقان - عباس حکيم زاده - ياشار قاجار- علي عزيزي- مجيد توکلي)
۲-ارسال نامه هاي تهديد آميز درب منازل دانشجويان فعال سياسي از سوي دانشگاه و تهديد به اخراج اين دانشجويان از دانشگاه در صورت تداوم فعاليت در دانشگاه (علي عزيزي- مهدي مشايخي-عباس حكيم زاده-مجيد توكلي-علي صابري- بيژن پوريوسفي- بهزاد حيدري- توحيد علي اشرفي- آرمين سلماسي، علي کارگر، علي کميجاني، نويد دلبري، حمزه هادي پور، احسان منصوري، امين هدايتي، هادي پلاور، رضا روغنگران، احسان معزي، مسعود دهقان)
۳-تهمت پراکني و تخريب شخصيت فعالين سياسي در نشريات عمومي سطح کشور از طريق ارسال خبر، گزارش و… و نسبت دادن صفاتي چون متخلف، داراي سابقه تحصيلي منفي، آشوب طلب و… (روزنامه اميرکبير- روزنامه شرق- روزنامه اعتمادملي)
۴-ضرب و شتم و فحاشي به دانشجوياني که در تجمعات اعتراض آميز شركت كرده و همچنين دانشجوياني كه در جلسه سخنراني احمدي نژاد به وي اعتراض مي كردند توسط بسيجيان و کارمند کميته انضباطي(کارمندکميته انضباطي: نادري)
۵-عدم رسيدگي به شکايت دانشجوياني که مورد ضرب و شتم قرار گرفته بودند و مشخص نبودن مرجع شکايت
۶-تهديد مستقيم دانشجويان معترض از سوي رئيس نهاد رهبري در دانشگاه، ميراحمدي، به سرکوب توسط نيروهاي شبه نظامي و لباس شخصي
۷- تهديد دانشجويان و تحت فشار گذاشتن ايشان از سوي حراست و معاونت دانشجويي دانشگاه جهت پس گرفتن شکايت در مراجع قضايي از انتظامات به دليل ضرب و شتم ايشان (بابک زمانيان)
۸-شنود مکالمات تلفني دانشجويان فعال سياسي و ارسال آن براي رياست دانشگاه(طبق اظهارات شخص دكتر رهايي در جلسات خصوصي)
۹- تماس تلفني با خانواده هاي دانشجويان فعال سياسي و تهديد ايشان و تحت فشار گذاردن آن ها در مورد فعاليت فرزندانشان (نويد دلبري- آرمين سلماسي- بابک زمانيان- علي عزيزي-علي صابري- مجيد توكلي- توحيد علي اشرفي- احسان منصوري – عباس حكيم زاده – مهدي مشايخي- بهزاد حيدري- علي کارگر- علي کميجاني- محسن سهرابي- حمزه هادي پور- احسان معزي- مسعود دهقان-ابراهيم رحماني- مجيد شيخ پور)
۱۰- ضرب و شتم دانشجويان ممنوع الورود متحصن توسط انتظامات دانشگاه(علي عزيزي، عباس حکيم زاده، مجيد توکلي، بابک زمانيان، بيژن پوريوسفي)

د- ايجاد فشار به فعالين دانشجويي از طريق کميته انضباطي:
۱-احضار ۴۱ نفر از دانشجويان به کميته انضباطي (علي عزيزي، آرمين سلماسي، بابک زمانيان، بيژن پوريوسفي، صديقه بيگدلي، فرهاد نوري، نويد دلبري، احسان منصوري، عباس حکيم زاده، علي کارگر، علي صابري، علي کميجاني، سهيل ضيائي، نسيبه حاجيلري، محسن سهرابي، نريمان مصطفوي، عليرضا قره گوزلو، مهدي مشايخي، متين مشکين، مصطفي غفوري، توحيد علي اشرفي، سميه ميرآشه، حامد ابراهيمي، ياشار قاجار، مهدي سعيدي پور، مسعود دهقان، محمداسماعيل سلمانپور، سامان خسروي، ابراهيم رحماني، حمزه هادي پور، احسان جباري، نيما جواشي، بهزاد حيدري، بامداد غلامي، رامين آشتياني، رضا يونسي، مجيد توكلي، امين هدايتي، هادي پلاور، رضا روغنگران، احسان معزي)
۲-صدور حکم اوليه منع موقت از تحصيل براي ۱۸ نفر از احضار شدگان به کميته انضباطي (علي عزيزي، علي صابري، آرمين سلماسي، بهزاد حيدري، عباس حکيم زاده، علي کارگر، علي کميجاني، محسن سهرابي، مهدي مشايخي، توحيد علي اشرفي، متين مشكين، ياشار قاجار، نويد دلبري، حمزه هادي پور، احسان منصوري، مجيد توكلي، ابراهيم رحماني، محمداسماعيل سلمانپور)
۳-صدور حكم ممنوعيت استفاده از تسهيلات رفاهي دانشگاه مانند وام، خوابگاه و…(صديقه بيگدلي)
۴-صدور حكم توبيخ و تذکر براي ۷ نفر از احضار شدگان به كميته انضباطي(مهدي سعيدي پور، سميه ميرآشه، فرهاد نوري، مصطفي غفوري، نريمان مصطفوي، سامان خسروي، احسان معزي)
۵-عدم صدور حکم قطعي پس از گذشت بيش از دو ماه از اعتراض دانشجويان به حکم اوليه و تهديد دانشجويان از سوي معاونت دانشجويي دانشگاه، دکتر عطايي پور، به قطعي شدن حکم اوليه در صورت تداوم فعاليت دانشجويان
۶-شکايت توسط بسيجيان دانشگاه به صورت مستمر از فعالين دانشجويي به کميته انضباطي و صدور احکام سنگين انضباطي به استناد شهادت اين افراد
۷-فاش کردن دفاعيات و احکام محرمانه دانشجويان براي بسيجيان دانشگاه و تحت فشار قرار گرفتن اين افراد توسط بسيجيان(فرهاد نوري، علي عزيزي)
۸- اخطار و تهديد مجدد افراد در کميته انضباطي به علت افشاي مسئله اطلاع بسيجيان از دفاعيات ايشان در نشريات دانشجويي(فرهاد نوري)
۹-تهديد و ارعاب دانشجويان در کميته انضباطي توسط کارمندان اين کميته(طاهري-نادري-رفيعيان)
۱۰- عدم اخذ دفاعيات دانشجويان و صدور حکم اوليه به صورت غيابي(علي عزيزي، آرمين سلماسي، عباس حكيم زاده، علي كميجاني، متين مشكين، ياشار قاجار، حمزه هادي پور)
۱۱- محروم ساختن دانشجويان از حق دفاع حضوري و اجبار آن ها به دفاع کتبي(توحيد علي اشرفي، عباس حكيم زاده، علي عزيزي، مجيد توكلي، ابراهيم رحماني)
۱۲- تفتيش عقايد دانشجويان در کميته انضباطي و عدم توجه به شکايت دانشجويان توسط معاونت دانشجويي دانشگاه که هم زمان رئيس کميته انضباطي نيز مي باشد (آرمين سلماسي، علي عزيزي، بابك زمانيان، سهيل ضيايي، نويد دلبري)
۱۳- عدم تشکيل هيئت منصفه براي صدور احکام انضباطي توسط اين کميته
۱۴- صدور حکم سنگين انضباطي براي دانشجويان به استناد پرونده هاي مختومه و بعضا بدون شاکي (مهدي مشايخي، عباس حکيم زاده، علي عزيزي)
۱۵- عدم ارائه مستندات اتهامات به دانشجويان و صدور حکم بر اساس شهادت بسيجيان
۱۶- عدم ارائه اسامي شاکيان خصوصي به دانشجويان احضار شده
۱۷- بازجويي طولاني مدت (۴-۵ ساعت) و بدون توقف دانشجويان در کميته انضباطي
۱۸- اجبار دانشجويان احضار شده به نوشتن دفاعيات پس از ۴-۵ ساعت بازجويي بدون وقفه و تهديد و ارعاب در کميته انضباطي

ه- ايجاد اشکال در ادامه تحصيل:
۱- ستاره دار كردن دانشجويان با استناد به مداركي كه دانشگاه در اختيار مراجع ذي ربط قرار داده است(روزبه رياضي و ياشار قاجار دانشجويان سه ستاره و مهدي مشايخي و علي فرخي از دانشجويان دو ستاره)
۲- اجبار دانشجويان دو ستاره به دادن تعهد جهت ثبت نام در مقطع كارشناسي ارشد توسط كميته انضباطي(مهدي مشايخي و علي فرخي)
۳-تاييد حکم ممنوعيت از تحصيل دانشجويان به علت فعاليت سياسي و فعاليت در زمينه نشريات (عباس حکيم زاده، علي عزيزي، مجيد توکلي)
۴- تاييد حكم تعليقي ممنوعيت از تحصيل دانشجويان به علت فعاليت سياسي و فعاليت در زمينه نشريات (محمد اسماعيل سلمانپور، ابراهيم رحماني، احسان منصوري)
۴-بستن فايل آموزشي ۷۴ نفر از دانشجويان فعال در ترم جديد به دستور حراست و ثبت نام مشروط آن ها بدون اين که حکم قطعي محروميت از تحصيل از طرف کميته انضباطي براي آن ها صادر شود و يا حتي به اين کميته احضار شده باشند(علي عزيزي، آرمين سلماسي، بابک زمانيان، بيژن پوريوسفي، صديقه بيگدلي، فرهاد نوري، نويد دلبري، احسان منصوري، عباس حکيم زاده، علي کارگر، علي صابري، علي کميجاني، سهيل ضيائي، نسيبه حاجيلري، محسن سهرابي، نريمان مصطفوي، عليرضا قره گزلو، مهدي مشايخي، متين مشکين، مصطفي غفوري، توحيد علي اشرفي، سميه ميرآشه، حامد ابراهيمي، ياشار قاجار، مهدي سعيدي پور، مسعود دهقان، محمداسماعيل سلمانپور، سامان خسروي، ابراهيم رحماني، حمزه هادي پور، احسان جباري، نيما جواشي، بهزاد حيدري، بامداد غلامي، رامين آشتياني، رضا يونسي، نصراله كشاورز، فراز ديرمينا، سعيد حسني، پويان محموديان، مهدي بسته نگار و….)
۵-اخراج دانشجويان فعال به علت فعاليت هاي سياسي آن ها در پوشش اخراج آموزشي (محسن سهرابي، احسان منصوري، متين مشکين، امين اميري)
۶-عدم ثبت نام فعالين دانشجويي در ترم جديد و بستن فايل آموزشي آن ها در پوشش مسائل آموزشي (بابک زمانيان، محمد اسماعيل سلمانپور، وحيد عليقلي پور، مجتبي فيض آبادي، نيما جواشي، احسان منصوري، مرتضي خسروجردي، هادي باقري، محمد سوري، مهدي يعقوبي، امين اميري)

و- محدوديت هاي ايجاد شده براي تشکل با سابقه بيش از ۴۰ ساله انجمن اسلامي دانشجويان:
۱-تخريب ساختمان انجمن اسلامي در نيمه هاي شب به حمايت حراست دانشگاه و حضور نيروهاي امنيتي در دانشگاه و اطراف آن با بولدوزر و جرثقيل
۲- ايجاد محدوديت در انتخابات آزاد انجمن اسلامي و اعلام غيرقانوني بودن آن
۳- عدم تشكيل هيئت منصفه به منظور بررسي اختلاف انجمن اسلامي با هيئت نظارت بر تشكل ها
۴-دخالت غيرقانوني در انتخابات شوراي مركزي انجمن اسلامي
۵-ردصلاحيت كانديداهاي عضويت در شوراي مركزي انجمن اسلامي
۶-تخريب و امحاء اطلاعيه ها، بيانيه ها و تبليغات برنامه هاي انجمن اسلامي از سطح دانشگاه توسط انتظامات دانشگاه
۷- اعطاي مجوز به بسيجيان براي ايجاد هياهو و جوسازي و جلوگيري از برگزاري انتخابات انجمن اسلامي
۸-تحت فشار نهادن کليه اعضاي فعال انجمن اسلامي از طريق احضار به کميته انضباطي، صدور حکم سنگين انضباطي، ارسال نامه تهديدآميز درب منازل اين افراد و ….
۹-عدم اختصاص امکانات دانشگاه به انجمن اسلامي براي برگزاري برنامه
۱۰- اعلام غيرقانوني بودن انجمن از سوي مديريت دانشگاه
۱۱- ايراد خسارت به اموال انجمن اسلامي و اموال شخصي دانشجويان در جريان تخريب انجمن اسلامي
۱۲- ربودن اموال انجمن و اموال شخصي دانشجويان و ضبط آن ها و عدم باز پس دهي آن ها به انجمن و صاحبان اموال شخصي
۱۳- اعطاي مجوز انجمن اسلامي دقيقا با همان نام، آرم و مهر به عده اي از بسيجيان
۱۴- تاکيد رئيس دانشگاه مبني بر عدم جذب اعضاي سابق انجمن به عنوان عضو هيئت علمي و پرونده سازي در اطلاعات براي کيوان انصاري که براي عضويت در هيئت علمي دانشگاه اميرکبير تلاش مي نمود.
۱۵- بايكوت نمودن انجمن اسلامي در نشريات دانشجويي دانشگاه و فشار بر نشريات دانشجويي به منظور عدم درج بيانيه ها و موضع گيري هاي انجمن اسلامي دانشجويان و همچنين عدم درج مقالات اعضاي اين انجمن(واژه نو-خط صفر-باران-سحر-سپيده)
۱۶- دستور به انتظامات دانشگاه مبني بر برخورد با هر فردي كه در دانشگاه به هر عنوان با نام واقعي انجمن اسلامي دانشجويان مشغول به فعاليت باشد.(برخورد با تجمع اعتراضي انجمن نسبت به وضعيت بازداشت دكتر كيوان انصاري، برخورد با ميز نشريات انجمن اسلامي)

ز- ساير
۱-استخدام دو مامور زن جهت سخت گيري بي مورد و سليقه اي نسبت پوشش و آرايش دانشجويان دختر و جلوگيري از ورود برخي از دانشجويان به علت رعايت نكردن پوشش و آرايش مد نظر مسئولين
۲- احضار و تحت فشار گزاردن دانشجويان دختر در كميته انضباطي به علت مراجعه خارج از زمان مقرر به خوابگاه
۳- احضار، تذكر و اخذ تعهد از دانشجويان دختر و پسري كه به گفت و گوي صميمانه با يكديگر مشغول باشند.
۴- ايجاد ممانعت از سوي مديريت دانشگاه در برگزاري اردوهاي دانشجويي مختلط توسط شوراهاي صنفي دانشجويان
۵- عدم اختصاص بودجه لازم به نهادهاي دانشجويي مانند شوراهاي صنفي و انجمن هاي علمي جهت برگزاري برنامه هاي دانشجويي
۶- اخراج مديران سابق از دانشگاه به علت محبوبيت در ميان دانشجويان (مهندس نوريان)
۷- رد نتايج انتخابات رياست دانشکده ها و انتصاب رياست دانشکده ها توسط مديريت دانشگاه و انتخاب اساتيد همسو با خود براي رياست دانشکده ها
۸-آموزش انتظامات دانشگاه و نگهبان خوابگاه هاي دانشجويي توسط نيروهاي رده بالاي نظامي در دانشگاه جهت برخورد موثر با اعتراضات دانشجويي (سردار طلايي)
۹- حضور گسترده نيروهاي اطلاعاتي و امنيتي در دانشگاه جهت کنترل فضا و همکاري کامل با انتظامات دانشگاه
۱۰-دخالت و ايجاد مانع در انتخابات شوراهاي صنفي دانشجويان به منظور ورود دانشجويان همفكر با مديريت دانشگاه به اين شوراها
۱۱- دخالت و تقلب گسترده در انتخابات جامعه فارغ التحصيلان جهت ورود افراد همفکر با مديريت دانشگاه به هيئت امنا اين جامعه

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 1 PM  توسط انجمن نیوز  | 

 

احمدي نژاد خطاب به دانشجويان كرد:

 اعتراض نكنيد، شير گازتان را ببنديم يخ مي زنيد!!

ئآسو سالح، روزنامه نگار و عضو تحريريه هفته نامه كردي فارسي ديدگاه و دانشجوي رشته الكترونيك دانشگاه سنندج؛ اكنون پس از يك ترم تعليق از تحصيل، از سوي دادگاه سنندج براي مدت ۳ سال به ۶ ماه حبس تعزيري محكوم شد.در اين مورد با او گفت و گو کرده ايم.

ئآسو از اينكه چگونه مسير پرونده ات به اينجا ختم شد بگو؟
در مورد ۶ ماه حبس تعزيري مساله از آنجا آغاز شد كه ما درهفته نامه سراسري دانشجويي “دنگ” خبري مبني بر درگيري فيزيكي چند تن از اعضاي شوراي شهر سنندج با يكديگر را درج كرديم. پس از آن آقاي تخت فيروزه، از اعضاي شوراي شهر ازمن و از همچنين از آقاي كيا حجازي، سردبير نشريه شكايت كرد.

يك ترم تعليق هم شده اي، چرا؟ بهانه براي تعليق چه بود؟
تعليق من به شركت در تحصن هاي دانشجويي مربوط مي شود.در بهار گذشته در اعتراض به فضاي نامناسب فرهنگي حاكم در دانشگاه كردستان اعتراضاتي انجام شد.در اين دانشگاه تشكل ها براي فعاليت در فشار بودند.كانون “هژان” اين دانشگاه كه يك كانون كاملا فرهنگي كردي بود با ممنوعيت فعاليت و تعليق مواجه شد.همچنين انجمن اسلامي دانشگاه و تشكل هاي ديگري همچون كانون شعر و ادب دانشگاه نيز با تعليق در فضاي جديد مواجه شدند.يعني در واقع هر جايي كه حركت و فعاليتي فرهنگي و صنفي در آن وجود داشت با ممانعت مواجه شد. در اعتراض به اين محدوديت فرهنگي تعدادي از دانشجويان از جمله خود من، در ارديبهشت ماه گذشته در تحصني در دانشگاه شرکت کرديم و من هم در اين تحصن صحبت كردم. پس ازاين تحصن، در مراسمي كه با حضور مسوولين دانشگاه در آمفي تئاتر دانشگاه برگزار شده بود، من سخنراني و نسبت به برخي از برنامه ها اعتراض كردم.به اين ترتيب به فاصله يك هفته از مراسم، به يك ترم تعليق محكوم شدم.

اتهاماتي كه مطرح مي كردند دقيقا چه بود؟
شركت در تجمع غير قانوني ارديبهشت ماه، اخلال در نظم عمومي دانشگاه و تشويش اذهان.

تنها دانشجويي بودي كه محكوم شدي؟
بله.در آن زمان فقط من تعليق شدم.چند نفر ديگر هم به توبيخ كتبي محكوم شدند.

از اعضاي انجمن اسلامي هم بودي؟
بله.در انجمن اسلامي هم فعال بودم.در كانون “هژان”هم دبير بودم.

فعاليت اين كانون در چه زمينه هايي بود؟
هژان يك كانون فرهنگي و پژوهشي بود كه بيشتر در زمينه برگزاري سمينار ها و كارگاههاي آموزشي حقوق بشر و دموكراسي فعاليت مي كرد.

كانون چند سمينار و كارگاه برگزار كرده بود؟
اولين سميناري كه هژان برگزار كرد، سميناربين المللي”انفال”بود.”انفال” كاري بود كه صدام حسين مرتكب مي شد و طي آن اكراد را بصورت دسته جمعي زنده به گور مي كرد.در همين زمينه ما سميناري در دانشگاه سنندج برگزار كرديم و پس از آن هم سميناري با موضوع “حقوق بشر”و سپس”روز نامه نگاري” برگزار كرديم.در ميان اين سمينار ها هم كارگاههايي برگزار كرديم.

انفال همان نسل كشي است؟
بله. پرونده اش نيز در دادگاه تحت بررسي است.

حالا هم به شش ماه حبس تعليقي محكوم شده اي؟
بله.در پي درج همان خبر درگيري در شوراي شهر سنندج و شكايت آقاي سيد مهدي تخت فيروزه از ما، در واقع پرونده ما براي مدتها معلق بود. چون نه دادگاه حقوقي اين پرونده را قبول مي كرد و نه دادگاه كيفري. در نهايت با راي ديوان عدالت اداري، پرونده در دادگاه جزايي شماره ي ۱۰۱ سنندج بررسي شد و حكم ۶ ماه حبس تعزيري در مدت ۳ سال تعليق را صادر كرد.

تو از دانشجويان كرد دانشگاه سنندج هستي، وضعيت دانشجويي و فعاليت ها در اين دانشگاه را چگونه ارزيابي مي كني؟
كلا وضعيت دانشجويان كرد در اين چند سال اخير و بخصوص در يك و سال نيم اخير با آغاز رياست جمهوري احمدي نژاد بسيار وخيم بوده است.در سال گذشته دانشجويان كردي داشتيم كه به بهانه هايي به سالها زندان محكوم شدند.اتهام بسياري از آنان واهي بود مثل تجزيه طلبي و براندازي.امسال هم موج جديدي آغاز شد و احكام بسياري براي دانشجويان صادر شد.

يعني اين نوع برخورد ها در مناطق كرد نشين با جاهاي ديگر تفاوت دارد؟
اكنون در اوضاع حاكم بر ايران با توجه به موزائيكي بودن جمعيت كشور، وضعيت كردها با ديگر قوميت ها بسيار متفاوت است.در تهران و ديگر استانها اگر دانشجويان هر نوع فعاليت سياسي و صنفي داشته باشند، اتهامات آنها بسيار سبك تر است.اما فعاليت يك دانشجوي كرد اصلا تحمل نمي شود. چون غير خودي به حساب مي آيد.غير خودي هم براي كردستان معني برانداز و تجزيه طلب مي دهد.از اين رو اساسا همه فعالان در اين استان چه در زمينه حقوق بشر، روزنامه نگاري، سياسي و.. با اتهاماتي همچون تجزيه طلبي و محاربه كه حكم آن در ايران اعدام است مواجه خواهد شد.اوضاع كاملا سخت و وانفساست.

چرا؟ريشه اين برخورد در كجاست؟
از موزائيكي بودن جمعيت در ايران نشأت مي گيرد. به كرد ها مشكوك هستند. در حالي كه بحث ما تنها تمركز زدايي است و فراهم آوردن امكانات و رفاه بيشتر براي كردها و ايجاد فضايي آرام تر براي آنان. حاكميت ايران وقتي به كردهاي عراق مي نگرد، نسبت به اكراد ايران هم مشكوك مي شود.

و اين ترس و شك كاملا بيهوده است.
بله.صددرصد بيهوده است.

جنبش دانشجويي كردها در زمينه قوميت كرد به دنبال چيست؟
در اساسنامه اتحاديه دموكراتيك دانشجويان كرد كه به صورت علني ولي غير رسمي فعاليت مي كند، آمده است كه هدف ما تمركز زدايي، دموكراسي خواهي، حقوق بشر، آزادي آكادميك و… است.

شما جنبش دانشجويي كردي را از جنبش دانشجويي ايران جدا مي دانيد؟
جنبش دانشجويي كردي به هر حال خواسته هايي مشابه جنبش فراگير دانشجويي دارد، اما بحث تمركز زدايي و محوريت شعار بالارفتن رفاه اجتماعي و مدني قوميت كرد بسياري را بر عليه اين جنبش برانگيخته است.

به نظر شما كه اين مرحله كه به قول شما مرحله فشار است به كجا منتهي خواهد شد؟
مي دانيد در زمان انتخابات وقتي آقاي احمدي نژاد براي تبليغات انتخاباتي به دانشگاه كردستان آمد ما اعتراضاتي به نوع صحبت ها و سخنانش داشتيم.اما واكنش ايشان مي دانيد چه بود؟ گفت شما كرد هستيد چرا اعتراض مي كنيد؟ شير گاز شما درهمدان است، ما با يك پيچ دادن مي توانيم آن را ببنديم وهمه شما از سرما يخ خواهيد زد.

همين را صراحتا گفت؟
بله، من و ۳۵۰ نفر از دانشجويان دانشگاه كردستان شاهد هستند.شايد همين باعث شد كه كردستان از آخرين استانهايي شد كه آقاي احمدي نژاد پس از رئيس جمهور شدن از آن بازديد كرد.به هر حال تنها پيش بيني من اين است كه مادامي كه طيف آقاي احمدي نژاد در راس امور قرار دارد فشار ها بر دانشجويان، فعالين دانشجويي و سازمانهاي مدني افزايش مي يابد.

روزآنلاين
دانا شهسواري

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 12 PM  توسط انجمن نیوز  | 
با سعيد ليلاز، اقتصاددان، درخصوص نامه 150 نماينده مجلس به احمدي نژاد و اوضاع اقتصادي کشور گفت و گو کرده ايم. وي دوران کنوني را "سياه ترين دوران ايران از لحاظ رانت خواري در اين 27 سال" مي داند.

نظر شما درباره نامه 150 نماينده مجلس خطاب به آقاي احمدي نژاد چيست؟
من فکر مي کنم سه عامل باعث شده شرايط سياسي به آقاي احمدي نژاد سخت و از هرجهت به سمت ايشان تهاجم انجام شود. عامل اول، نتايج انتخابات 24 آذر است که شکست حاميان آقاي احمدي نژاد را در پي داشت و موجب تضعيف روحيه سياسي ايشان شد. عامل دوم تصويب قطع نامه شوراي امنيت عليه ايران است که هم افکار عمومي کشور و هم محافل سياسي داخلي حکومت آقاي احمدي نژاد را مسئول اين تصويب مي دانند. عامل سوم هم وخامت اوضاع اقتصادي و به سبب آن اوضاع اجتماعي کشور است، زيرا بخش مهمي از اين وخامت ناشي از سياست گزاري ها، عملکردها و موضع گيري هاي آقاي احمدي نژاد و دولت نهم است. اين سه عامل باعث شده که بخش مهمي از نيروهاي سياسي داخل حکومت سعي کنند حسابشان را از حساب آقاي احمدي نژاد جدا کنند و در حقيقت به افکار عمومي هم توضيح دهند موافق آن چيزي که در دولت مي گذرد نيستند. بخصوص کاهش جهاني قيمت نفت خام يک تصوير تيره و بسيار مبهمي براي 1386 براي ما ترسيم کرده. دولت نهم به گونه اي هزينه ها و مطالبات را بالا برده که اگر ترمز هزينه ها را همين الان هم بکشيم، برخلاف تصور بسياري از ناظران سياسي تا اواسط سال 1387 هم چرخ ماشين هزينه هاي دولت نخواهد ايستاد. بنابراين ما سال آينده با چشم اندازي که الان داريم با کسري بودجه احتمالي بسيار بزرگ يا با کاهش شديد درآمدها و هزينه هاي دولت که همه اين ها تداعي کننده شرايط ايران در سال 1356 است، روبرو خواهيم شد. يعني سال 1386 مشابهت هاي زيادي با سال 1356 خواهد داشت که بعد از يک دوره رونق نفتي 7، 8 ساله کشور وارد يک بحران اقتصادي عميق شد و به تبع آن حکومت دوام نياورد. اين شرايط با يک تغييراتي مجددا چشم انداز تکرارش ممکن است وجود داشته باشد. به اين دليل هم مجلس و هم جناح هاي سياسي با اين نامه نگاري ها دارند سعي مي کنند حسابشان را از لحاظ سياسي از آقاي احمدي نژاد جدا کنند، چون ايشان را عامل مهمي در به بن بست رسيدن اقتصادي و اجتماعي کشور مي دانند؛ وگرنه از نظر عملياتي و قانوني، مجلس، بخصوص اکثريت 150 نفري اش، به هيچ وجه نياز به اين ندارد که با آقاي احمدي نژاد نامه نگاري کند. کافي بود متمم هاي پي درپي مورد درخواست دولت براي هزينه کردن هاي بي مورد را تصويب نمي کردند. چرا تصويب کردند؟ کافي است بودجه 1386 را با آرامش و با حداکثر نگاه علمي و واقعي ممکن بررسي کنند. نيازي به صدور اين نامه نبود. اين نامه از نظر من با اينکه محتواي بودجه اي دارد اما صرفا يک حرکت سياسي است.

آقاي احمدي نژاد وعده دادند که قيمت ها را تا سال آينده کنترل کنند. اين حرف تا چه اندازه جدي است؟
به هيچ وجه مبنا و زمينه اي براي اين کار وجود ندارد. آقاي احمدي نژاد اگر واقعا بخواهند قيمت ها را کنترل کنند مي توانند به کسري بودجه دولت لگام بزنند و در وهله دوم هم جلوي افزايش هزينه هاي دولت را بگيرند که دولت مجبور نشود ذخاير ارزي اش را تبديل به ريال کند و در بازار بريزد. عامل اصلي تورم در کشور همين دو مورد است ديگر. اگر دولت نخواهد اين کار را بکند معنايش اين است که بايد يک بودجه انقباضي بدهد که اين هم به معني تشديد رکود و وخامت اوضاع اقتصادي است. از طرفي اگر دولت بخواهد آن ريخت و پاشي را که در سال 1385 شروع کرده براي سال آينده هم ادامه دهد در اينصورت گريزي نخواهد داشت جز اينکه اگر درآمد نفت کفاف داد اين درآمد را تبديل به ريال کند و به بازار ببرد که باز اين موجب افزايش نقدينگي و تورم بيشتر است. يا بايد وارد يک کسري بودجه وحشتناک شود که به معناي تورم لگام گسيخته و ورود کشور به نظام دونرخي است. در اينصورت نظام تک نرخي فرو خواهد پاشيد. احتمالا در سال 86 با چشم اندازي که ما الان مي بينيم دولت مجبور خواهد بود دلار را سهميه بندي کند. اگر دولت دلار را سهميه بندي کند يک نرخ تورم مضاعف دوباره به اقتصاد ايران تحميل خواهد شد. من براي سال آينده نه تنها چشم اندازي براي کنترل قيمت ها نمي بينم بلکه با افزايش پايه پولي که امسال در نيمه دوم 85 اتفاق افتاد يک تورم شديد در نيمه اول 86 را پيش بيني مي کنم.

برداشت از صندوق ذخيره ارزي چه تبعاتي دارد؟
اصلا الان ديگر چيزي از صندوق نمانده؛ کشور را بايد در واقع در بدترين شرايط سياسي و بين المللي و از نظر مالي خلع سلاح شده تلقي شود. در وهله دوم دولت الگوي مصرف ملي را کاملا فاسد کرده و مردم را کاملا به واردات 50 تا 60 ميليارد دلار در سال عادت داده. در اين شرايط سخت اقتصادي و بين المللي ديگر نمي شود انضباط الگوي مصرف ملي را به مردم برگرداند. در وهله سوم باوجود اينکه ما بيشترين درآمد ارزي را داريم اما کارخانه هايمان يکي پس از ديگري دارند ورشکسته مي شوند. صنايع دارند از بين مي روند و اشتغال به خاطر واردات تحت فشار بيشتري قرار گرفته است. چهارمين موردي که اتفاق افتاده وابستگي سياسي و اقتصادي کشور به خارج است. پنجم هم ورود پي در پي ريال ناشي از تبديل اين نقدينگي توسط بانک مرکزي است که رشد نقدينگي را به عدد بي سابقه 35 تا 40 درصد رسانده. با اين حساب يک تورم لگام گسيخته در نيمه دوم امسال، يعني از اواخر مرداد، شروع شده و به نظر مي رسد تا بهار سال 86 هم ادامه خواهد داشت.

اگر فرض محال کنيم که دولت همين فردا بتواند جلوي تورم را بگيرد، اين کارهايي که تا به حال کرده تا چند سال اثر خود را بر اقتصاد مملکت مي گذارد؟
اين افزايش نقدينگي حداقل تا نيمه دوم 86 اثراتش را نشان خواهد داد ولي خيلي از کارهايي که دولت نهم کرده اساسا برگشت ناپذير و جبران ناپذير است. مثلا مصرف ارزي کشور را ديگر نمي شود به 30ميليارد دلار کاهش داد. اين کار بسيار دشواري است و فقط در صورتي مي شود اين کار را کرد که دوباره نظام ارزي را سهميه بندي کنيم. يا بايد دلار را سهميه بندي کنيم يا قيمت هر دلار را بکشانيم به 1500 تومان. آن وقت تازه يک تورم 30، 40 درصدي خواهيم داشت. هم فرض برگشت پذير بودن و جبران بسياري از اين سياست ها غيرممکن و محال است و هم فرض اينکه تورم در سال آينده کنترل شود. من هيچ چشم اندازي براي تحقق هيچکدامشان نمي بينم. سال 86 سال به لحاظ اقتصادي و تبعات اجتماعي اش سالي بسيار وخيم خواهد بود.

با اين حساب آيا احتمال استيضاح دولت وجود دارد؟
از نظر سياسي اين امر را خيلي نامحتمل مي دانم اما تصورم اين است که همانگونه که در دولت هاي آقاي هاشمي در سال 73 و دولت آقاي خاتمي در سال 77، کل حکومت موفق شد بدون تغيير رييس جمهور، سياست هاي اين دولت ها را تغيير دهد ما در مورد دولت نهم هم شايد شاهد چنين وضعيتي باشيم. همين الان نشانه هاي يک هشدار جدي سياسي به آقاي احمدي نژاد را در رفتار برخي از مطبوعات جناح مقابل مي شود ديد. از جمله سرمقاله هاي روزنامه هاي همشهري و جمهوري اسلامي که هر دو در يک روز منتشر کردند و يک هشدار از بالا به آقاي احمدي نژاد بود.

فکر مي کنيد دولت آقاي احمدي نژاد دور بعد هم راي بياورد؟
الان کمي براي اين قضاوت زود است ولي اگر نخواهيم حرفي بزنيم که موجب گرفتاري مان شود واقعيت اين است که انتخابات 24 آذر نشان داد که درباره نتايج واقعي همان انتخابات رياست جمهوري نهم هم بايد با احتياط داوري کرد. تا به حال سابقه نداشته ملت ايران ظرف 16 ماه نظرش را به اين شدت و سرعت عوض کند.

اصلا چگونه ممکن است که يک دولت در عرض يک سال و اندي چنين بلايي بر سر اقتصاد مملکت بياورد؟
همانطور که مي بينيد ديگر. ما خودمان هم تصور نمي کرديم دولت به اين شدت موفق شود کارهايي بکند که جبران ناپذير باشد. برخي از مسايل هست که اصلا شايد شما روزنامه نگاران در وهله اول متوجهش نشويد. از جمله اينکه ميزان مطالبات معوق بانک ها امسال 50 درصد نسبت به پارسال در همين موقع افزايش پيدا کرده. خب مگر آقاي دکتر احمدي نژاد نگفت من آمدم پولي را که مردم گرفتند و بانک ها ندادند از حلقومشان بيرون بکشم؟ پس چطور اين مطالبات 50 درصد افزايش پيدا کرد. اين يک رقم نجومي است. چندين تريليون تومان پول در اين يک سال اخير وام گرفته شده که هنوز به بانک ها پس نداده اند. اين يک فروپاشي نظام پولي و بانکي است ديگر. الان سطح مطالبات معوق در بعضي از بانک ها به بيش از 10 درصد کل مطالباتشان رسيده. معناي اقتصادي و فني اش اين است که اين بانک ها همه ورشکسته هستند، چون چشم اندازي براي اينکه مطالباتشان را وصول کنند وجود ندارد. همه اين ها در همين يک ساله اتفاق افتاده و اتفاقا ايشان هم کاملا برعکس اين ها را شعار مي داده. مثلا باوجود اينکه مي گفت من پول ها را مي گيرم اما فعاليتش نتيجه اي جز افزايش 50 درصدي مطالبات نداشته. در حوزه هاي ديگر هم همينطور بوده. همين کاهش نرخ بهره آسيب هاي وحشتناکي به کشور زده. الان بدون ترديد ما سياه ترين دوران رانت خواري و رانت جويي را در دوران بعد از انقلاب داشتيم. حتي در دوران جنگ تحميلي و چند نرخي بودن ارز چنين شدتي از رانت خواري و استفاده از اعتبارات مجاني بانکي وجود نداشته. شواهدي وجود دارد که حتي بعضا وام هاي ارزي گرفته و يک ضرب آن را تبديل به ريال کرده اند؛ و درحاليکه نرخ بهره شان 5، 6 درصد است. برفرض مثال مسکني که با اين پول خريدند 100 درصد رشد قيمت کرده. ما الان با يک وضعيت لگام گسيخته اقتصادي و پولي و مالي در کشور روبرو هستيم. تمام سوراخ هايي که ما را در آستانه فروپاشي قرار داده فقط با وصول روزانه 200ميليون دلار درآمد ارزي ممکن است پر شود. حالا اگر اين درآمد ارزي خرج شود من خطر يک فروپاشي کلي را از ذهنم دور نمي کنم. با اين وجود اگر قيمت نفت کاهش پيدا کند اصلا احتياج به هيچ فشار خارجي براي اين کار نيست.

پول نفتي که قرار بود سر سفره مردم بيايد چه شد؟
خب از اول هم آمده بود اما اين بار شدت گرفت ولي خيلي بي حساب و کتاب تر و لگام گسيخته تر و رانت جويانه تر اتفاق افتاد. همين الان تورم 15 درصد است در حاليکه با وضعيتي که ما داريم بايد به 30 درصد مي رسيد. خب اين مابه تفاوت را پول نفت پر کرده. منتهي همه اين ريخت و پاش هاي دولت منجر به کوچکترين کاهش فاصله طبقاتي هم نشده. چون طبقات محروم که مثلا به شبکه بانکي دسترسي ندارند يا به وام هاي ارزان قيمت و زودبازدهي که وثيقه اي نمي خواهد يا وام هاي مسکن. اعطاي اين يارانه ها و وام ها چون به سيستم اداري سپرده شده طبيعتا يک گروه هاي نزديک به اين دستگاه ها را متمول کرده نه نيازمندان واقعي را. چون دولت هم رويکردش، رويکرد تبليغاتي بوده تا علمي و اينکه بخواهد واقعا محروميت زدايي کند. به همين دليل خواسته در کوتاه ترين مدت بيشترين اعتبارات را به جامعه تزريق کند. به اين دليل است که اصلي ترين طبقات شايسته دريافت اين اعتبارات به نظر من به جايي نرسيدند. من خيلي بعيد مي دانم کس ديگري بتواند به اين سرعت چنين پيچيدگي اي در اوضاع اقتصادي اجتماعي سياسي کشور پديد بياورد. اين کار دولت از اين لحاظ واقعا سخت است.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هشتم دی 1385ساعت 12 PM  توسط انجمن نیوز  | 

 

انتقاد هاشمی رفسنجانی از عملکرد دولت

يک ماه پس ازانتخابات خبرگان رهبري که درآن علي اکبر هاشمي رفسنجاني باکسب بيشترين آراي تهران عنوان نخست را به خود اختصاص داد، وي با انتقاد صريح از سياست هاي اقتصادي محمود احمدي نژاد، اميد به "رسيدن به عدالت از طريق صدقه دادن" را اشتباه دانست.

هم اکنون سياست هاي اقتصادي محمود احمدي نژاد که طي يک سال ونيم گذشته باعث افزايش تورم و از کنترل خارج شدن قيمت برخي کالاهاي اساسي شده، مورد انتقاد بسياري از نمايندگان مجلس قرار گرفته و قرار است وي به زودي راهي مجلس شود تا به پرسشهاي آنها درزمينه گراني و ديگر معضلاتي که طي زمان حضور او درکاخ رياست جمهوري تشديد شده است، پاسخ دهد.

هاشمي که دراجلاس بين المللي کميته امداد امام خميني حضور داشته، گفته است: "اگر فكر مي‌كنيم با صدقه و خوراك بخور و نمير دادن مي توان به عدالت رسيد اشتباه مي‌كنيم." برخي کارشناسان، سخن گفتن هاشمي از صدقه را، اشاره طعنه آميزي به سياست هاي توزيع پول نفت برسرسفره مردم، مي دانند که شعار اصلي دولت جديد به شمار مي رود. رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام اضافه کرده که براي حل کردن مساله فقردر کشور لايحه فقرزدايي مطرح شده که بستر مناسبي را براي فقرزدايي مطرح مي کند اما اين لايحه به سرانجام نرسيده است.

او سپس ازسياست خصوصي سازي حمايت کرده و از دولت خواسته که با فروش امکانات خود وبرنامه ريزي به کاهش فقرکمک کند: "دولت امكانات بسياري دارد و بسياري از كارخانه‌ها دولتي هستند كه قرار شده است، اين‌ها را در بورس بفروشيم و پول آن را به خزانه بدهيم و از طريق برنامه و بودجه در راستاي فقرزدايي چهار هدف «خودكفايي، اصلاح تعاوني و تقويت آن،‌ همكاري با بخش خصوصي و تقويت زيربناها» كار كنيم." خصوصي سازي که قراربوده ذيل تبصره اصل 44 محقق شودهمواره با مقاومت رييس جمهوري مواجه بوده است. هاشمي دراين خصوص گفته است: "متاسفانه اين بخش هنوز به خوبي اجرايي نشده است."

هاشمي آذرماه سال جاري نيزدر سخناني در كنفرانس بين‌المللي"استراتژي‌ها و تكنيك‌هاي حل مساله" از عقب‌ماندگي مجموعه دولت از برنامه سند چشم‌انداز 20 ساله توسعه کشور انتقاد کرد و ازدولت خواست تا با ارزيابي‌هاي يکساله عملکرد هر يک از دستگاه‌هاي مسوول کشور، "آنها كه جلو رفته‌اند، تشويق و آنها كه عقب مانده‌اند، تنبيه شوند". درهمان زمان او به تمايل هواداران دولت براي دراختيار گرفتن دانشگاه آزاد اسلامي حمله کرد و آن را "شرارت" ناميد. پس از قرار گرفتن هاشمي رفسنجاني وحضور پررنگ او درپشت عبدلله جاسبي رييس اين دانشگاه، عملا جدال برسردانشگاه آزاد فروکش کرد.

او همزمان به انتقاد از افزايش وابستگي دولت به نفت پرداخت تا مشخص شود رييس جمهوري سابق ايران، با نگاهي کاملا انتقادي به عملکرد دولت جديد نگاه مي کند: "بر اساس چشم‌انداز ما سالانه بايد هشت درصد رشد داشته باشيم، اما در دو سالي كه چشم‌انداز ابلاغ شده است به جاي رسيدن به رشد هشت درصد، كمتر از ‪ ۶/۵‬درصد رشد داشته‌ايم. قرار بود سالانه به ميزان ‪ ۱۰‬درصد از وابستگي اقتصاد به نفت آزاد شويم، اما در هر سال وابستگي اقتصاد به نفت ‪ ۱۰‬درصد افزايش يافته است. بودجه ما امروز ‪ ۴۰‬ميليارد دلار از نفت برداشت مي كند كه اين وابستگي بيشتر به منابع نفتي است. در چشم‌انداز قرار بود هر سال ‪ ۱۰‬درصد از كارهاي دولت به بخش خصوصي سپرده شود، اما دولت‌ها هر سال گسترش يافتند و بزرگ شدند."


 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 12 PM  توسط انجمن نیوز  | 
هيئت نظارت بر خبرگزاري‌هاي غيردولتي كليه سايت‌ها و پايگاه‌هاي خبري را كه بدون داشتن مجوز خبرگزاري از اين عنوان استفاده مي‌كنند ملزم كرد ظرف مدت 72 ساعت نسبت به اصلاح نشان (لوگوي) خود اقدام و در متن اخبار منتشره از عنوان خبرگزاري يا عناوين مشابه نظير NEWS AGENCY استفاده نكنند. 

دبيرخانه هيئت نظارت بر خبرگزاري‌هاي غيردولتي با صدور اطلاعيه‌اي اسامي سايت‌هاي باشگاه‌هاي خبري را كه به صورت غيرقانوني از عنوان خبرگزاري استفاده مي‌كنند، را اعلام كرد.
بر اساس اعلام دبيرخانه هيئت نظارت بر خبرگزاري‌هاي غيردولتي در صورت تخطي و عدم توجه سايت‌ها و پايگاه‌هاي خبري مورد نظر نسبت به اجراي مصوبه فوق برخورد قانوني با آن‌ها صورت خواهد گرفت.
‌سايت‌هاي كه به صورت غيرقانوني از عنوان خبرگزاري در نشان يا متن اخبار خود استفاده مي‌كنند.
‌وزارت ارشاد در پايان اين گزارش، البرز، انتخاب، آفتاب، اكونيوز، ايونا، ايسكانيوز، آنا، پانا، كويور، عكس سوره، ايرانيوز حيات، ميراث آريا، كشاورزي ايران، آينده روشن، سلام، فوتبال ايران، ورزش آذربايجان و تقريب را سايت و پايگاه خبري معرفي كرده است.

منبع: فارس

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم دی 1385ساعت 11 AM  توسط انجمن نیوز  | 
زمانی این جمله که " ایرانی ، محکوم به استقلال است " در بین مردم کوچه و بازار این کهنه دیار ورد زبان همگان بود که ریشه چنین طنز ی مربوط به اعلامیه ای می شد که از سوی سران سه کشور متحد و پیروز در جنگ جهانی دوم ، در نشست تهران منتشر گردید ، دریک ماده از آن اعلامیه آمده بود " دولتهای کشور های متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی و ممالک متحده انگلستان ، در حفظ و استقلال و حاکمیت ارضی ایران ، با دولت ایران ، اتفاق نظر دارند . امضا : وینستون چرچیل – ژ، و، استالین ، و ف ، روزولت ." این اعلامیه در نهم آذر ماه 1322 شمسی در ایامی منتشر شد که ایران ، ضعیف ترین دوران سیاسی خود را می گذارند و از این رو پس از انتشار این اعلامیه ، مردم کوچه و بازار در بین خود به طنز می گفتند ، ما محکوم به استقلال هستیم . حال حکایت ماجرای امروز ما در داشتن انرژی هستی است که گویی " محکوم به داشتن این تخفه انیشتن باشیم "، که به هر کوی و برزن در این بلاد کفر ستیز اسلامی پا می گذاریم ، با شعار " انرژی هستی ، حق مسلم ماست " مواجه می شویم که مردم به طنز با یکدیگر مزاح می کنند .


به دیگر سخن آنچه امروز به عمد ، یا به قصد از چشم و گوش دولتمردان امروز این آب و خاک پنهان مانده ، انکار این واقعیت است ، که اگر چه با طرفند های تبلیغاتی سعی وافر در القا این باور شده است که دست یابی به فناوری هستی واجب تر از تامین آب و نان ، معاش مردم است ، اما با این همه از سوی قریب به اتفاق ملت آنچه نه تنها جدی تلقی نمی گردد بلکه به شوخی هم گرفته می شود همین اصرار ورزیدن بی ثمر حکمرانان امروز این کهنه دیار، بر داشتن قدرتی است که جهانیان از ترس ، بر ما روا نمی دارند و لاجرم دریک اجماع جهانی ، قطعنامه ای را در تحریم ایران صادر کرده اند .


حال در چنین شرایطی که بي اعتمادي جهاني ، بزرگ ترين دشواري اتمي دولت وقت است ، شنیدن گلایه آن هم از سوی رئیس دولتی که ملتی را به تنگنا ها سوق داده است جالب ودر عین حال تاسف برانگیز است ، خاصه که " صدور قطعنامه‌ تحریمی بر علیه ایران را نه تنها " کاغذ پاره بلکه عاملی برای ميدان دادن به عناصر منتقد داخلي خود دانسته .



اینگونه تهمت زدنها و گلایه ها ، نقل حکایت طنزی ازملا نصیر الدین را بیاد می آورد که در تاریکی انگشتری را گم می کند اما در کوچه ، زیر نورتیر چراغ آن را جستجو می کرد .
از همین رو با چنین اظهاراتی از سوی رئیس جمهور پرسشی هایی در اذهان ملت مطرح می گردد از آن جمله :
آیا ، آن گروه از یاران رئیس جمهور که اخیر بعد از صدور قطعنامه نسبت به هر یک از عملکردهای نادرست ایشان با اعلام برائت کردن از خود واکنش نشان می‌دهند ، از عناصر یاده شده هستند ؟،
آیا نقد هایی که اخیرا از سوی گروه پر نفوذ موتلفه بر ناکار آمدی دولت وقت منتشر می شود ، ویا مخالفت علنی نایب رئیس مجلس ، آنکه درتعین اعضای کابینه دولت سعی و اهتمام بسیاری داشته است ، از زمره عناصری هستند که رئیس جمهور به گلایه از آنها یاد کرده است ؟

آیا منظور از "عناصر" ی که مورد اشاره در گلایه رئیس جمهور است آن گروه از وطن پرستانی نیست که با شنیدن اظهارات بی سابقه اخیر رهبر گروه " حماس " بر آشفتند ریرا که با وجود حمایت های مالی دولت ایران که تا کنون بالغ بر 250 میلیون دلار بوده است ، اسرائيل را موجوديتي واقعي خواند ؟

به نظر صاحب این قلم علت و چرایی همه اتهامات و گلایه های ریز و درشت رئیس دولت وفت ، تنها بر دو فرض استوار است اول ، آنچنانکه ازرئیسی دولتی ویا از اصحاب سیاست انتظار می رود ، دولت وقت به معنا و تفسیری صحیح از واقعیت تاثیرگذار واژه "اجماع " چه در صحنه مرودات بین المللی و چه در صحنه سیاست داخلی دست نیافته و گویی برای دولتش چون رازی سر به مهر و نامکشوف مانده باشد ، چرا که پس از انکار تاثیر اجماع جهانی و کاغذ پاره خواندن قطعنامه تحریمی اخیر سازمان ملل ، اکنون نوبت به انکار اجماع داخلی رسیده است که نشان از شکست سیاست های دولتی دارد که برای مواجه منطقی با منتقدان خود ، با زدن انگهای ریزو درشت ، چون "عناصر " و "مخالف نظام " ، فصد پاک کردن صورت مسله را دارد که این خود دلیل نامکشو ف بودن واژه " اجماع " برای دولتی است که در تحلیل برآیند اوضاع و شرایط خود و سنجش مقبولیت جایگاهش در صحنه های سیاست خارجی و داخلی در مانده است .


و اما فرض دوم که با توجه به همه لجاجت ها ، در نادیده گرفتن تجارب دولت پیشین ، و هشدار هایی که در وافع پیش بینی تنگنا های امروزبوده است ، دولت وقت را باید تحفه ای دانست که در تاریخ این کهنه دیارنظیر و همانندی نداشته است ، مگر باور کنیم که وظیفه و نقشی که این دولت برای خود قائل است ، همان نفش و رسالتی است که در سال های نه چندان دوربرای اولین بار " گور باچف " به نیت فر و پاشی دومین ابر قدرت جهان ، اتحاد جماهیر شوروی سابق ، نقش آفرینی کرد .

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 10 AM  توسط انجمن نیوز  | 
تنها بيست دقيقه کافی بود تا به من تفهيم شود که از اين پس، يعنی ازهمين امروز، از همين حالا ديگر حق ندارم نوشته ای بر ضد حکومت توی وبلاگ ام بنويسم، و حق ندارم در مواردی که به سياست مربوط می شود با راديو تلويزيون ها مصاحبه کنم؛ من ديگر هيچ حقی ندارم. لحن کلام تاکيدی بود و بسيار قاطع!

گفته شد بايد سکوت کنم. مانند آقا و خانم فلانی که از زندان در آمده اند و زيپ دهانشان را کشيده اند. گفته شد راه ديگرش اين خواهد بود که دوباره برم گردانند به زندان، همان جايی که تا همين چند هفته ی پيش درونش زندانی بودم. لحن کلام تاکيدی بود و بسيار قاطع!

گفته شد کاسه ی صبرشان لبريز شده. تفهيم شد که اين قدرت است که به من امر می کند، اين زور است، اين اجبار است. لحن کلام تاکيدی بود و بسيار قاطع!

"اما نوشتن توی وبلاگ، يعنی وبلاگ نويسی همراه با کوشش های انسانی مربوط به حقوق شهروندی و حقوق بشر، تنها روزنه ی باقی مانده برای نفس کشيدن ِ من است. من بدون اين روزنه خفه می شوم. اين حق من است که بنويسم، که حرف بزنم، که انتقاد کنم. من حقيقت را نوشته ام، من حقيقت را گفته ام!"
تفهيم شد که همه ی حرف ها را نبايد زد، همه ی حقيقت را نبايد ديد، همه ی حقيقت را نبايد نوشت. لحن کلام تاکيدی بود و بسيار قاطع!

تفهيم شد که اگر غير از اين رفتار کنم: "عشق تاوان دارد، اين طور نيست؟". من منظورش را به روشنی دريافتم.

مجرای تنفسی ام تپه کرده از بغض، راه نفس کشيدنم مسدود شده، چشم هايم نمناک شده. اين بغض نشت کرده به درون رگ های بدنم و در ساحل قلبم پهلو گرفته. همه ی وجودم پر شده از بغض. غم. يک غم پر وزن و عميق. دهشتبار. سخت. رسوب غم. سرب غم. از بعد ازظهر ديروز تا اکنون سايه بی نهايت سنگين غم بر روی زندگی ام گسترده شده. من به بيماری غم مبتلا شده ام. اين بر شمردن ِ "ديگر هرگز نمی توانم ها" کلافه ام کرده است:
من ديگر نخواهم نوشت. چون من جز حقيقت چيز ديگری برای نوشتن و بازگو کردن ندارم. ديگر چه چيزی وجود دارد که من را مفتون سازد؟
من ديگر حق ندارم فعاليت های سابق ام را ادامه بدهم. من ديگر حق ندارم از مشکلات زندانيان سياسی، يعنی هم بندی های سابق ام حرفی بزنم و مطلبی بنويسم. من ديگر حق ندارم بنويسم که مهرداد لهراسبی هفت سال است، بی گناه و بی تفاوت زندانی شده، درون زندان بيمار شده، بايد از زندان بيرون بيايد، بايد بيايد به مرخصی، پول ندارد، وثيقه ندارد، کس و کار ندارد.
من ديگر حق ندارم تعريف کنم که چه پيشامدی برايم رخ داده و چگونه با من برخورد شده و چرا؟
من ديگر حق ندارم توی وبلاگ ام بنويسم و يا در گفتگو با رسانه ها بگويم که يک ماه و نيم سلول انفرادی يعنی چه؟ يعنی زنده زنده دفن شدن. که نبايد بگويم اين را. من حق ندارم بگويم اين را. من هيچ حقی ندارم.
اگر دوباره بنويسم و اگر دوباره حرف بزنم، اين ديوار های زندان خواهد بود که دوباره مرا در بر خواهد گرفت. اين هشداری بود که به من تفهيم شد.

يک جايی خوانده بودم که شادی ِ بی نهايت با شهامت بی نهايت به دست می آيد. دارم با خودم سبک سنگين می کنم که آيا من شهامت ِ به دست آوردن اين شادی را دارم؟ "مادرم چه می شود؟ بيماری اش؟ تنهايی اش؟"

زندان يک اتفاق دهشتبار در زندگی من بوده. من از آغاز جوانی، از دورانی که هنوز دانش آموز بودم، سيلی خوردن، رنج بردن و گريستن درون تنهايی ِ سلول ها را تجربه کرده ام. سال ۱۳۷۹. سال ۱۳۸۰. سال ۱۳۸۱. سال ۱۳۸۳. سال ۱۳۸۴. و امسال، سال ۱۳۸۵. مجموعا ۹ ماه سلول انفرادی و يک سال زندان عمومی. بازداشتگاه ۵۹ سپاه. بند ۲ سپاه. بند ۲۴۰. بازداشتگاه توحيد. بازداشتگاه ۲۰۹. و چند تا جای ديگر. اتهام: عضويت در گروه غير قانونی جبهه دمکراتيک، سخنگويی گروه غير قانونی جبهه متحد دانشجويی، شرکت در مراسم سياسی غير قانونی، نوشتن، حرف زدن، بازگو کردن حقيقت. اين همه ی اتهام من بوده. اما شايد اگر بخواهم اعداد و ارقامی که برشمردم را به سبک فيلسوف ها تفسير و تعبير کنم، بايد بگويم دنبال شادی بی نهايت می گشتم. يک شادی که خيال می کنم درون پيله ی حقيقت پنهان شده است؛ آزادی، رهايی، و نهايتا شادی. يک شادی بی نهايت و خواستنی. يک لذت چشيدنی. يک آغوش گرم و مهربان. يک اطمينان.
و من سعی داشتم "بی تفاوتی"ام را استفراغ کنم. دست به يک انتخاب اخلاقی زدم. خيال می کردم اين طوری می توانم از "هيچ" بودن فاصله بگيرم. حالا بايد دوباره دست به يک انتخاب بزنم. سرنوشت هفت هشت سال آينده ی من بستگی به اين انتخاب دارد. "دست کم ۸ سال زندان." لحن تاکيدی بود و قاطع!

يک اعتراف صادقانه؛ هر جور که فکر می کنم می بينم دلم نمی خواهد به زندان بازگردم. يعنی آنقدر گرفتاری دور و برم ريخته شده که حتی آرامش ِ در زندان ماندن و رنج بردن را از من سلب کرده است. اما بايد رو راست تر باشم. درست است که گرفتاری های زيادی هست که زندگی ام را فلج کرده و قدرت تصميم گيری درست را از من گرفته ( مانند مادرم که بيمار است و تنهاست و هزار جور گرفتاری دارد)، اما شايد اين دليل قانع کننده ای برای به زندان بازنگشتن نباشد. يعنی بايد اعتراف کنم که از در زندان ماندن و رنج بردن خسته شده ام؟ خب راستش بعضی وقت ها توی سلول حس می کردم يک جوان ايرانی بدبخت هستم – البته اين احساس بدبختی حاصل فشار بازجويی ها و سلول انفرادی بود – و به همين خاطر اشکم سرازير می شد. می زنم زير گريه. در آن لحظه احساس ناتوانی همه ی وجودم را پر می کرد. يک جور خلا، نقصان، عدم اطمينان و شک. شک می کردم به راهی که رفته ام. شک می کردم به درستی انتخاب اخلاقی ام. شک می کردم به بودنم، به هستی ام. اما همه ی اين شک کردن ها آفريده ی تخيلم بود، وقتی که لای ديوارهای سلول له می شدم، مچاله می شدم.
اما حالا که بيرون از زندان هستم هيچ شکی ندارم که راهی که رفته ام درست بوده؛ حقوق بشر، آزادی و عدالت مفاهيمی هستند درخور احترام و شايسته ی جستجو. درست مانند دروغ نگفتن، همسر را کتک نزدن، دزدی نکردن، شرافتمند بودن. اما لحن کلام تاکيدی بود و بسيار قاطع!

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 10 AM  توسط انجمن نیوز  | 
دادگاه سعيد درخشندي، دانشجوي دانشگاه مفيد قم صبح روز شنبه، سي‌‏ام بهمن ماه جاري در شعبه ششم دادگاه انقلاب تهران برگزار مي‌‏شود.

محمدعلي دادخواه  با اعلام اين مطلب، اتهام موكلش را «اقدام عليه امنيت كشور» عنوان كرد و گفت: صبح روز سي‌‏ام بهمن ماه در شعبه مزبور حاضر و به دفاع از موكل خود مي‌‏پردازم.

وي اظهار اميدواري كرد كه دادگاه انقلاب با توجه به مجموعه دفاعيات و مستندات پرونده، رأي بر برائت موكلش صادر كند.

گفتني است دادگاه رسيدگي به اتهامات دكتر كيوان انصاري نيز روز سي ديماه تعيين شده است.

منبع:ایلنا

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 10 AM  توسط انجمن نیوز  | 

يك عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت(طيف علامه) خبر داد: حكم بدوي كميته انضباطي براي عليرضا بياره، يكي از دانشجويان دانشكده مديريت دانشگاه تهران مبني بر توبيخ كتبي بدون درج در پرونده، روز گذشته به وي ابلاغ شد.

علي نيكونسبتي علت صدور اين حكم كه به گفته وي چند ساعت قبل از امتحان به بياره ابلاغ شده است را شركت اين دانشجو در تجمعي در 8 ماه گذشته (حوادث ارديبهشت ماه) عنوان و ابراز عقيده كرد: در اين راستا عدم احضار به كميته انضباطي و صدور اين حكم، تخلف از آيين‌نامه به شمار مي‌رود. اين حكم، پنجاه و هشتمين حكم كميته انضباطي براي دانشجويان منتقد دانشگاه تهران در كمتر از شش ماه است كه نشان از عزم جدي براي برخورد با دانشجويان منتقد دارد.

 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 10 AM  توسط انجمن نیوز  | 

حتي اگر چاله چوله‌هاي قدرتمند شهر به ياري كمك‌فنرهاي ضعيف يك پيكان فرسوده مسافركش آيد اما بازهم مي‌توان از راديوي قديمي آن شنيد كه در مجلس ايران چه خبر است آن‌هم تنها در يك روز؛ هشدار 150 نماينده مجلس به دولت براي بودجه‌نويسي سالي كه در راه است، <نه> ديگر مجلس به دولت براي برداشت پياپي‌اش از صندوق ذخيره ارزي، تذكر آيين‌نامه‌اي 7 نماينده به دولت براي عدم مهار گراني و... است.

و درست در همان روز و در شبكه ديگري از همين راديو، مسافران با شنيدن سخنان رئيس همين دولت مورد اعتراض مجلس، بر صندلي‌هاي ز‌هوار دررفته و كهنه خودروي مسافركش جابه‌جا مي‌شوند تا خوب بشنوند كه رئيس‌جمهور كشورشان كجا و در ميان چه كساني از <بهترين روزهاي عمرش> سخن مي‌گويد. لذا طبيعي است كه مسافران اين خودروي فرسوده در امتداد يك خيابان شلوغ و در ازدحام ا‌ين همه حجم آهنين قفل‌شده در‌هم، رمقي براي تفكيك اين دو خبر ندارند. از اين ‌روي نگاه در نگاه، گيج و گنگ بر اين همه تضاد و تناقض چنين پرسشگرانه مي‌نگرند؛ چه شده كه مجلس همسو با دولت اينچنين بيقرار است و بر طبل ناسازگاري مي‌كوبد؟ پس آقاي رئيس از كدام روزهاي خوش عمرش سخن مي‌گويد؟ مگر مي‌شود دولتي اين همه حجم اعتراض را از همراهان ديروز خود ببيند و در عين حال رئيس آن اينچنين به بهترين روزهاي عمرش ببالد؟

آري، مي‌شود. وقتي رئيس دولت، درست در اوج روزهاي كاري كابينه‌اش، كه مجلسيان نيز درايت و دورنگري و تدبير و تخصص در تنظيم و تدوين لايحه بودجه سال 1386 را به انتظار نشسته‌اند، چمدان سفر ببندد و فارغ از اين هياهو ايستاده باشد، تنها در اين صورت است كه حتي اگر تمامي همراهان ديروز آقاي رئيس به روند اقتصادي عملكرد دولت و صدور قطعنامه در حوزه سياست خارجي عليه ايران با ديده نگران بنگرند و هزاران بيانيه و اعتراض براي هشدار به گردانندگان چرخه سياست داخلي و خارجي روا دارند دومين شخص كشور مي‌تواند دست در دست <همرزم> خويش پيرامون بهترين روزهاي عمرش سخنوري كند و البته رسم و عرف ديپلماتيك هم غير از اين نمي‌طلبد كه رئيس‌جمهور كشورمان در حلقه روساي‌جمهور كشورهاي ديگر به ابراز خوشحالي و خرسندي با چنين ادبياتي نپردازد.

حال چه اهميتي دارد كه همين رئيس دولت برخلاف رسم و عرف ديپلماتيك براي دومين بار در يك سال متوالي به ديدار رئيس‌جمهور يك كشور مي‌شتابد و روساي‌جمهور كشورهاي ديگر اندر پيچ و خم ديپلماسي سكانداران جديد عرصه سياست‌ورزي ايران، هنوز تصميم‌شان را براي ميزباني رئيس‌جمهور كشورمان نگرفته‌اند، مهم اين است كه حداقل رعايت همين يك عرف ديپلماتيك از سوي رئيس‌جمهور نيز زير پا گذاشته نشد تا بر اساس ادبيات همواره‌اش، آنجا و در سرزميني ديگر نيز بر منتقدان به عملكرد دولت خويش، اعتراض روا دارد و باز هم از جوسازي‌ها سخن گويد و بر افشاگري‌ها تاكيد ورزد. چه‌بسا آنان كه پس از هر اعتراضي به عملكرد غيركارشناسي دولت، در گوشه‌اي آرام و نگران مي‌نشينند تا تاب نياوردن رئيس دولت در برابر منتقدان را ناباورانه نظاره‌گر باشند، اين بار اما از تريبون مجلس نسبت به <خوشبيني افراطي> دولت به قيمت نفت و بسته شدن لايحه بودجه سال جديد توسط مديران <بي‌تجربه و ناآشنا> ابراز نگراني كردند و در مقابل، رئيس دولت نيز در ضيافت‌هاي رسمي و غيررسمي برپا شده در كشورهاي آمريكاي لاتين سخت مشغول پرداختن به امورات ديگر بود و فرصت نيافت كه در برابر هشدارهاي جدي در حوزه داخلي به‌سان همواره اعلام موضع كند.

آسمان سياست كشور اين روزها سخت گرفته و ابري است، آنان كه از هيچ اختلاف‌نظري استقبال نمي‌كردند اين روزها در دو قوه مجريه و مقننه، صداي ساز مخالفشان در مواجهه با يكديگر آنچنان بلند است كه براي شنيدن آن ديگر نيازي به جابه‌‌جا شدن بر صندلي‌هاي ز‌هوار دررفته پيكان مسافركش نيست. همه خوب مي‌شنوند اما هرگز قادر به تحليل و تفسير رفتارهاي شگفت‌انگيز اهالي حاكميت يكپارچه اصولگرايي نيستند. ورنه دستاوردهايي كه توسعه روابط ميان ايران، ونزوئلا، نيكاراگوئه و اكوادور مي‌تواند به همراه داشته باشد بر هيچكس پوشيده نيست اما اخبار مربوط به توافق احمدي‌نژاد با همتاي او در ونزوئلا مبني بر تشكيل صندوق دو ميليارد دلاري براي مبارزه با امپرياليسم را چگونه مي‌توان تحليل كرد؟ در شرايطي كه همراهان هم‌انديش آقاي رئيس‌جمهور همين داخل كشور هنوز نسبت به حاتم‌بخشي‌هايي از اين دست متقاعد نشده‌اند چگونه مي‌توان افكار عمومي را نسبت به انعقاد چنين قراردادي با ايران كه رئيس‌جمهور ونزوئلا خبرش را در اختيار رسانه‌ها قرار مي‌دهد، متقاعد كرد؟ آيا بايد در روزهاي نزديك بار ديگر شاهد چالش ديگر ميان مجلس و دولتي باشيم كه اينك رئيس آن از آسمان گرفته سياست ايران به سمت كشورهاي ضدآمريكايي آمريكاي لاتين پرواز كرده است تا ايده‌ها و آرمان‌هاي انقلابي‌اش را در ميان همرزمان همتاي خويش به پرواز درآورد؟

منبع:روزنا

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی 1385ساعت 10 AM  توسط انجمن نیوز  | 

طرح بازنشسته كردن اساتيد دانشگاه علوم پزشكي كردستان در حال اجرايي شدن است. اخراج پزشك شهير و معتمد كردستان دكتر محمد نقشبندي فوق‌تخصص و جراح قلب و عضو هيات علمي دانشگاه علوم پزشكي سنندج و كسر حقوق سال گذشته ايشان، بازنشسته كردن خارج از شرايط سني و ضوابط قانوني دكتر جعفر مبلغي جراح عمومي، دكتر مولايي، دكتر منوچهر رشيديان، خانم فراست‌اردلان، مهندس مظفر فيروزمنش، خانم پروين مناسكي، هوشنگ زندي و نيز اخراج تعدادي از كارمندان اين دانشگاه، از جمله رئوس برنامه دانشگاه علوم پزشكي كردستان است.

منبع: اعتمادملی

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 5 PM  توسط انجمن نیوز  | 

نشريه دانشجويي «طعم آزادي» به مدير مسئولي علي کارگر توقيف شد.

اين نشريه دانشجويي که در دانشگاه صنعتي اميرکبير (پلي تکنيک تهران) منتشر مي شد، پيش از اين و در ابتداي مهر ماه به اتهام انکار ولايت فقيه و توهين به احمدي نژاد از سوي کميته ناظر بر نشريات دانشجويي، حكم «توقيف موقت به مدت سه ماه» دريافت كرده بود.

هر چند طبق قانون، پس از صدور و تاييد اين حکم، توقيف نشريه دانشجويي «طعم آزادي» در دي ماه به پايان مي رسيد، اما پيش از انتشار مجدد اين نشريه به دستور روزبهاني، مدير کل فرهنگي دانشگاه، به طور دايم توقيف شد.

به نظر مي رسد توقيف مجدد نشريه دانشجويي طعم آزادي به علت وصول شكايتي جديد به كميته ناظر بر نشريات و عدم حضور مديرمسئول اين نشريه براي دفاع از خود باشد.

اين در حالي كه به گزارش خبرنگار خبرنامه اميركبير، علي كارگر، مدير مسئول اين نشريه و عضو انجمن اسلامي اميركبير، چندي پيش بر اثر حادثه رانندگي شديدا مصدوم شده و هم اکنون نيز در دوران نقاحت به سر مي برد. علي كارگر به علت مصدوميت شديد، امکان حضور در دانشگاه و دفاع از اتهامات وارده را ندارد.

گفتني است که نشريه دانشجويي «طعم آزادي» در حوزه هاي مرتبط با دموکراسي، حقوق بشر و پيگيري مطالبات صنفي و سياسي دانشجويان منتشر مي شد.

مديريت دانشگاه صنعتي اميرکبير که چندي پيش با شکست در انتخابات نمايندگان نشريات دانشجويي، در اجراي پروژه اي ديگر براي محدوديت فعاليت هاي دانشجويي ناکام مانده بود، اکنون به نظر مي رسد با ايجاد سياست توقيف نشريات دانشجويي، تلاش وافري را براي جلوگيري از انعکاس اخبار واقعي در دانشگاه بکار بسته است.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم دی 1385ساعت 1 PM  توسط انجمن نیوز  | 
مراسم دوازدهمين سالگرد درگذشت مهندس مهدی بازرگان در حسينيه ارشاد برگزار می شود.
به گزارش خبرنگار ادوارنیوز مجلس بزرگداشت دوازدهمين سالگرد درگذشت مرحوم مهدی بازرگان نخست وزير دولت موقت ، روز پنج‌‏شنبه بيست و هشتم دی ماه جاری از ساعت ۱۴:۳۰ در حسينيه ارشاد برگزار می شود.
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 6 PM  توسط انجمن نیوز  | 

 کمیته حقوق بشر سازمان دانش اموختگان ایران با صدور اطلاعیه ای نسبت به نقض حقوق و ادامه بازداشت دکتر کیوان انصاری عضو این سازمان ، خیرالله(سعید) درخشندی و ابوالفضل جهاندار اعتراض کرد در این بیانیه آمده است:

وضعیت حقوقی مبهم وادامه بازداشت غیرموجه آقایان دکتر کیوان انصاری، خیرالله درخشندی و ابوالفضل جهاندار، علاوه بر نقض مکرر و شدید حقوق انسانی ایشان، موجب نگرانی ناظران حقوق بشری و همچنین این کمیته شده است.

هر سه این بازداشت شدگان پیش از این از فعالان دانشجویی – سیاسی بوده اند و از جمله آقای دکترکیوان انصاری که از اعضای سازمان دانش آموختگان ایران نیز می باشد همواره در جهت دفاع از حقوق بشری و شهروندی، هموطنان خود کوشا و موثر بوده اند .

نوع فعالیت های اجتماعی و سیاسی کیوان انصاری ، خیرالله درخشندی و ابوالفضل جهاندار، در گذشته که در مقام انتقاد نسبت به عملکردحاکمیت بوده است این باور را نزد کمیته حقوق بشر سازمان تقویت می کند که انتقاد از عملکرد حکومت در شیوه حکمرانی و نقض حقوق شهروندان، خود به عنوان یک جرم قلمداد شده است و به نظر می رسد علت بازداشت و بدرفتاری با این سه فعال سیاسی و دیگر زندانیان سیاسی را بایستی در همین راستا قلمداد کرد.

از تاریخ 27 شهریور سال جاری یعنی نزدیک به چهارماه که آقای دکترانصاری بازداشت شده است و همچنین با گذشت پنج ماه از بازداشت آقایان خیرالله درخشندی و ابوالفضل جهاندارهیچکدام از حقوق اولیه ایشان در زمینه بهره مندی ازیک دادرسی عادلانه و منصفانه مطابق با قوانین جاری جمهوری اسلامی و همچنین قواعد جهانی حقوق بشر که دولت ایران به آنها متعهد است، رعایت و تضمین نشده است.

قانون اساسی جمهوری اسلامی ( در اصل 37) و قوانین عادی کشور(از جمله ماده 124 قانون آیین دادرسی کیفری) اصل را برائت متهم می داند و اعلامیه جهانی حقوق بشر در ماده 11 و میثاق حقوق مدنی سیاسی نیز در ماده 14 بر این حق تاکید دارند؛ با این حال شیوه بازداشت ، صدور قرار بازداشت موقت طولانی مدت بدون ارائه توجیه ی قانونی وعقلایی، عناوین اتهامی وارده و محدودیت های اعمال شده در مدت بازداشت، رعایت این اصل بنیادی را در حق این افراد نشان نمی دهد.

مدت زمان طولانی استفاده از قرار تامینی بازداشت موقت، برای این سه فعال سیاسی به هیچوجه قابل توجیه نیست و با استانداردهای معمول حقوق جهانی بشر که حاکمیت و به تبع آن دستگاه قضایی ایران نیز ملزم به رعایت آن است، مطابقت ندارد. از سوی دیگرعدم ملاحظه وضعیت خاص متهمان جرایم سیاسی در صدور قرار بازداشت موقت که بایستی تنها در جرایم خاص و خطرناک و به آن هم به صورت استثناء مورد استفاده قرار گیرد، وجهی دیگر از نقض حقوق این افراد است.

امکان ملاقات مستمر، دوره ای و آزاد با بستگان و به ویژه وکیل منتخب از جمله حقوق اساسی زندانیان و بازداشت شدگان است، آنچه در پرونده آقایان دکتر کیوان انصاری ، خیرالله درخشندی و ابوالفضل جهاندار به وضوح قابل مشاهده است نقض این حق اساسی است. متاسفانه نظام حقوقی ایران برخلاف تعهدات بین المللی حکومت به طور کامل و منجز حق دخالت موثر وکیل در روند بازجویی را به رسمیت نشناخته است و امکان دفاع حقوقی از متهمان را سلب کرده است، این شیوه تقنینی نادرست و غیر منصفانه در رویه اجرایی بخصوص در مورد متهمان سیاسی و آنچه مقامات قضایی آن را « پرونده های امنیتی» می خوانند، با ابعاد گسترده تری زمینه ساز نقض حق دفاع در جریان یک دادرسی منصفانه را فراهم می کند. وکلای مدافع این سه فعال سیاسی بارها به این موضوع اعتراض داشته اند و عدم اطلاع از اتهامات در بخش عمده ای از مدت زمان بازداشت موقت و همچنین عدم دسترسی به محتویات پرونده ایشان را مانع مهمی در اجرای نقش دفاعی خود ارزیابی کرده اند. از سوی دیگر عدم امکان ملاقات آزاد و مستمر خانواده با این سه فعال سیاسی بازداشت شده، موجب نگرانی و تشویش خاطر بستگان آنها را فراهم آورده است و بی هیچ دلیلی فشاری مضاعف را بر خانواده آنها وارد آورده است.

از سوی دیگر اتهامات منتسب به آقای دکتر کیوان انصاری از سوی مقام قضایی بازپرسی که در رسانه ها اعلام شده است ازهرگونه تناسبی با وضعیت متهم بی بهره است و برخی از این عناوین اتهامی به لحاظ نوظهوری و دور از ذهن بودن در رویه قضایی ، منشا نگرانی بیش از پیش در مورد عدم توجه به معیارهای حقوق بشری در نظام قضایی ایران است.

در پایان با تاکید مجدد بر لزوم بهره مندی آقایان دکتر کیوان انصاری ، خیرالله درخشندی و ابوالفضل جهاندار از حقوق بشری و خصوصاً حقوق در حین بازداشت، و یادآوری تعهدات قانونی و بین المللی حاکمیت در مورد رعایت معیارهای حقوق بشر در حق شهروندان ایرانی و همچنین نظر به اعلام وقت رسیدگی در مورد پرونده این فعالان سیاسی و بلاموضوع بودن ادامه بازداشت غیر موجه ایشان، از مقامات قضایی رسیدگی کننده می خواهیم هرچه سریعتر نسبت به آزادی این سه فعال سیاسی اقدام نموده و دریک دادرسی عادلانه از تضییع هر چه بیشتر حقوق ایشان جلوگیری نمایند.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 6 PM  توسط انجمن نیوز  | 

ديده بان حقوق بشر که مرکز آن در نيويورک است گزارش سالانه خود را از وضعيت حقوق بشر در جهان منتشر کرده که در آن از وخيم تر شدن اوضاع حقوق بشر در ايران سخن گفته شده و عملکرد رهبران جمهوری اسلامی مورد انتقاد قرار گرفته است.

در اين گزارش که بيش از ۵۰۰ صفحه است، اين سازمان مدافع حقوق بشر به رويدادهای مهم در نقاط مختلف جهان بخصوص آنهايی که به حقوق بشر مربوط است اشاره کرده است.

...

متن گزارش ديده بان حقوق بشر در خصوص ايران:

احترام به حقوق بشر و بويژه رعايت آزادی بيان و اجتماعات در ايران در سال ۲۰۰۶ بيشتر رو به وخامت گذاشت. حکومت عمدتا و به طور پيوسته مخالفان سياسی بازداشت شده را مورد شکنجه و بد رفتاری از قبيل حضور طولانی مدت در سلول های انفرادی قرار داد. قوه قضائيه که در برابر سيد علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ايران ، پاسخگو است، در اصل مسئول بسياری از موارد حاد نقض حقوق بشر در ايران است.

نيروهای امنيتی سابق بر دولت محمود احمدی نژاد مسلط هستند. برخی از آنها به مشارکت در اقدامات ضد حقوق بشری چون ترور روشنفکران مخالف منتسب هستند. در دولت وی، وزارت اطلاعات که در اصل وظايف امنيتی را انجام می دهد، به ميزان زيادی، کنترل و نظارت بر مخالفان سياسی، فعالان جامعه مدنی و روزنامه نگاران را بطور چشمگيری افزايش داده است.

آزادی بيان

مسئولان حکومت ايران از طريق تعطيلی روزنامه ها و زندانی کردن روزنامه نگاران و سردبيران مطبوعات به شکلی ساختاری و برنامه ريزی شده، آزادی بيان را سرکوب و تحديد می کند. تعداد اندک روزنامه های مستقلی هم که باقی مانده اند، به شکلی گسترده خود سانسوری می کنند. بسياری از نويسندگان و روشنفکران کشور را ترک کرده اند، برخی در زندان به سر می برند و عده ای نيز دست از انتقاد و اعتراض برداشته، سکوت پيشه کرده اند. وزارت فرهنگ و ارشاد در سپتامبر ۲۰۰۶، روزنامه اصلاح طلب شرق و دو نشريه نامه و حافظ را تعطيل کرد و از انتشار روزنامه جديد التاسيس "روزگار" در حالی که فقط سه روز از عمر اين روزنامه می گذشت، ممانعت به عمل آورد. وزارت اطلاعات در اين سال تعداد قابل ملاحظه ای از روزنامه نگاران منتقد حکومت را احضار و مورد بازجويی قرار داد.

دولتمردان همچنين در سال ۲۰۰۶ وب سايت ها و روزنامه نگاران اينترنتی را آماج اقدام های انقباضی و محدود کننده خود قرار دادند تا از انتشار و گردش آزاد اخبار و اطلاعات جلوگيری کنند. حکومت به شکلی نظام مند و برنامه ريزی شده، سايت های اينترنتی در داخل ايران و خارج را فيلتر می کند که اخبار و تحليل های سياسی را پوشش می دهند. اسماعيل رادکانی، مديرعامل شرکت فناوری اطلاعات که تحت کنترل حکومت است، در سپتامبر ۲۰۰۶ اعلام کرد: "شرکت وی بنا به دستور مقامات قضايی، دسترسی به ده ميليون سايت اينترنتی غير مجاز را مسدود کرده است."

آزادی اجتماعات و گردهمايی ها

دولت محمود احمدی نژاد در پی تغييری محسوس در مقايسه با سياست محمد خاتمی رئيس جمهور سابق، نشان داده است که اعتراضات و گردهمايی های مسالمت آميز را تحمل نمی کند. ماموران امنيتی در ژانويه ۲۰۰۶ به اعتصاب رانندگان اتوبوس های شرکت واحد در تهران حمله کردند و صد ها نفر از آنان را بازداشت کردند. حکومت از پذيرش و به رسميت شناختن سنديکای مستقل رانندگان شرکت واحد امتناع می می ورزد. مامورين حکومتی در ماه فوريه به گردهمايی مسالمت آميز دراويش صوفی (گنابادی) در شهر قم حمله کردند که در مقابل حسينيه شان تجمع کرده بودند تا مانع خرابی آن توسط مامورين حکومتی شوند و آنها را با استفاده از گاز اشک آور و شلنگ های آب متفرق کردند. نيروهای انتظامی و مامورين لباس شخصی در ماه مارس با يک تجمع مسالمت آميز برای گرامی داشت روز زن در تهران برخورد کردند و زنان و مردان شرکت کننده را با باتوم کتک زدند. در ماه ژوئن هنگامی که مدافعان حقوق زنان دوباره در تهران تجمعی برگزار کردند، نيروهای امنيتی و انتظامی با باتوم آنان را زدند، گاز فلفل به صورت آنان پاشيدند، تظاهر کنندگان را با اسپری های رنگ علامت گذاری کردند و نهايتا هفتاد نفر را بازداشت و به زندان انتقال دادند.

شکنجه و بدرفتاری در دوران بازداشت

از زمانی که محمود احمدی نژاد رئيس جمهور ايران شد، علاوه بر بازداشتگاه هايی که توسط قوه قضائيه، سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات به صورت مخفی اداره می شوند، رفتار با زندانيان در زندان اوين بد تر شده است. مقامات مسئول، افرادی را به خاطر طرح مسالمت آميز ديدگاه های سياسی خود شکنجه کرده اند و آنها را مورد بد رفتاری از قبيل ضرب و شتم، دادن بی خوابی و اعدام مصنوعی قرار داده اند. قاضی ها اغلب مفاد اعترافات اجباری را می پذيرند. مسئولان حکومتی از سلول های انفرادی که اغلب در محل های کوچک و تاريک است، استفاده می کنند و متهمان را مجبور به اعترافات غير واقعی می کنند که معمولا از آن فيلمبرداری نيز می شود.

اکبر محمدی و ولی الله فيض مهدوی دو زندانی که برای عقايد سياسی شان در حبس بودند در سال ۲۰۰۶ در داخل زندان در شرايطی مشکوک درگذشتند. مسئولان حکومتی از اينکه خانواده های آنان از دست دادگان شان را کالبد شکافی کنند، جلوگيری به عمل آوردند. حکومت نيز هيچ اقدامی برای روشن شدن دلايل مرگ آنها انجام نداد. 

مصونيت و گريز از مجازات

هيچ ساز و کاری برای زير نظر گرفتن و بررسی اعمال مغاير با نقض حقوق بشر که مقامات دولتی مرتکب می شوند، وجود ندارد. بسته شدن روزنامه های مستقل در ايران نيز به مصونيت آنها در گريز از مجازات کمک کرده است.

در سال های اخير، چندين بازداشتی و زندانی سابق، اظهاراتی مبنی بر بروز رفتارهای ضد حقوق بشری، آنهم در بدترين شکل خود از سوی دادستان عمومی تهران، سعيد مرتضوی و افراد تحت امرش بيان کرده اند. با وجود شهادت های متعدد، مرتضوی مسئوليتی در مورد نقش خود در بازداشت های خود سرانه و غير قانونی، شکنجه بازداشت شدگان و وادار کردن آنها به اعترافات دروغ بر عهده نمی گيرد. مساله مرگ زهرا کاظمی، عکاس خبرنگار ايرانی- کانادايی که در ماه ژوئن سال ۲۰۰۳، هنگام حبس توسط قوه قضائيه و نيروهای امنيتی تحت نظارت سعيد مرتضوی جان باخت، مسکوت مانده است. مصطفی پور محمدی وزير کشور فعلی منتسب به مشارکت در قتل عام هزاران زندانی سياسی در پروسه ای فراقانونی در سال ۱۹۸۸ است.

مدافعان حقوق بشر

مسئولان حکومتی در سال ۲۰۰۶ اذيت و آزار مدافعان حقوق بشری را تشديد کردند تا از تلاش آنها برای روشنگری و تعقيب کيفری اقدامات ضد حقوق بشری جلوگيری کنند. وزارت کشور در ماه اوت، کانون مدافعان حقوق بشر که شيرين عبادی برنده جايزه صلح نوبل در سال ۲۰۰۳ در مرکزيت آن قرار دارد را غير قانونی اعلام کرد. خانم عبادی و همفکرانش به صدها مخالف سياسی، روزنامه نگار و دانشجو مشاوره حقوقی رايگان می دهند که به خاطر دفاع از آزادی های اساسی چون حضور در اعتراضات صلح آميز و آرام و يا نقد عملکرد دولت، مورد پيگرد قانونی گرفته اند. مسئولان حکومتی شيرين عبادی و همکارانش را تهديد کرده اند که اگر به فعاليت های حقوق بشری شان ادامه بدهند، آنها را بازداشت خواهند کرد. به واسطه اعتراضات بين المللی، حکومت به تهديدش عمل نکرده است ولی شرين عبادی و همکارانش هر آينه در معرض خطر بازداشت هستند. 

 
مامورين امنيتی در ماه ژوئن سال ۲۰۰۶، سيدعلی اکبر موسوی خوئينی نماينده سابق مجلس و منتقد شناخته شده عملکرد حکومت در زمينه حقوق بشر را بازداشت کردند. او برای بيش از چهار ماه در سلول انفرادی به سر می برد بدون اينکه به وکلايش دسترسی داشته باشد. قوه قضائيه او را در ۲۱ اکتبر و پس از دريافت ۳۰۰ هزار دلار وثيقه آزاد کرد. او در خلال مرخصی کوتاه مدت برای شرکت در مراسم ختم پدرش در ماه سپتامبر، علنا اعلام کرد که در زير شکنجه بوده است و به او فشار می آورند تا از فعاليت هايش ابراز پشيمانی کند.

مجازات اعدام جوانان

حکومت ايران در سال گذشته حداقل ۱۳ مجرم جوان را اعدام کرد که اين آمار بيش از هر کشور ديگری است. مجيد سگوند و مسعود نقی بيرالوند در ۱۱ ماه می سال ۲۰۰۶ اعدام شدند و هر دو در زمان اجرای حکم ۱۷ سال داشتند.

اقليت ها

اقليت های مذهبی و قومی در ايران گرفتار تبعيض و نا برابری هستند و حتی در برخی شرايط، مورد اذيت و آزار قرار می گيرند. در ماه مه، ترک زبانان در شمال غرب ايران در استان های آذربايجانی شرقی، غربی و اردبيل بر عليه محدوديت های دولتی در زمينه زبان و فرهنگ ترکی و فعاليت های سياسی تظاهرات کردند. دستگاه امنيتی با استفاده از قوه قهريه اعتراضات عمومی را در هم شکست که تمام منطقه را در بر گرفته بود. در برخی اعتراضات، تظاهرکنندگان به ادارات دولتی حمله کردند. چهار نفر در درگيری های رخ داده در شهر نقده در تاريخ ۲۵ ماه مه سال ۲۰۰۶ جان باختند.

در جنوب غربی ايران، استان خوزستان نا آرامی ها در بين جمعيت عرب تبار ايران در سال ۲۰۰۶ تشديد شد. دادگاه های انقلاب با اتخاذ رويه محرمانه و غير علنی که با معيار های بين المللی دادرسی عادلانه تطبيق نمی کند، حداقل۱۶ ايرانی عرب تبار را به اتهام اقدام مسلحانه بر عليه نظام به مجازات مرگ محکوم کردند.

حکومت ايران بهائيت را به رسميت نمی شناسد و به جامعه بهايی ايران اجازه نمی دهد اعمال و مناسک مذهبی خود را انجام دهند. سيدعلی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی ايران در نامه ای به تاريخ ۲۹ اکتبر ۲۰۰۵ به چندين نهاد دولتی از جمله وزارت اطلاعات دستور داده است تا گزارشی جامع و کامل از تمام فعاليت های بهائيان به منظور تعيين تعداد افراد اين "فرقه ضاله" (از ديد وی) تهيه نمايند. ماموران امنيتی در ماه مه ۵۴ نفر از جوانان بهايی را بازداشت کردند که در حال تدريس زبان انگليسی، رياضيات و ديگر موضوعات غير مذهبی به کودکان محروم و بی بضاعت در جنوب شهر شيراز بودند. هيچکدام از جوانان بهايی به جرمی محکوم نشده بودند. همه آنها به جز سه نفر پس از يک هفته بازداشت، آزاد شدند و سه نفر باقی مانده نيز در تاريخ ۱۴ ژوئن ۲۰۰۶ از زندان خلاصی يافتند.

بازيگران اصلی در عرصه بين المللی

سياست انتقادی اتحاديه اروپا در خصوص مسائل حقوق بشر در ايران به خاطر مذاکرات پيرامون برنامه های هسته ای ايران به موضوعی درجه دوم تبديل شد. اتحاديه اروپا همکاری با ايران در ساير موضوعات را منوط به بهبود وضع حقوق بشر در ايران و احترام حکومت ايران به حقوق مندرج در اعلاميه جهانی حقوق بشر کرده بود. اما اين الزام تاثير اندکی داشت. ايران علی رغم آنکه اتحاديه اروپا بارها تقاضای از سرگيری مذاکرات پيرامون حقوق بشر را خواستار شده بود، از تداوم گفتگو در اين خصوص سرباز زد. اين گفتگوها از سال ۲۰۰۵ به تعليق درآمده بود.

شورای عمومی سازمان ملل در نوامبر سال ۲۰۰۵ قطعنامه ای صادر کرد که به موارد حاد نقض حقوق بشر در ايران و بدتر شدن وضع آن اشاره داشت. در پی دعوتی که تهران در سال ۲۰۰۲ برای بحث پيرامون ساز و کارهای موضوعی کميسيون حقوق بشر سازمان ملل متحد کرده بود، ياکين ارتورک گزارشگر ويژه در زمينه خشونت بر عليه زنان در فوريه سال ۲۰۰۵ از ايران بازديد کرد. در گزارش او که در ماه ژانويه ۲۰۰۶ منتشر شد، وجود قوانين تبعيض آميز هم در قوانين مدنی و هم در قوانين جزايی و نارسايی ها در دستگاه قضايی برجسته شده است که در نهايت منجر به تضعيف زنان می شود و از توانمند شدن آنها جلوگيری می کند.


در عين حال ايران به تقاضای پياپی گزارشگران ويژه سازمان ملل برای ديدار از ايران در سال های ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵ در خصوص اعدام های خارج از صلاحيت قضايی و شکنجه پاسخ نداده است.

روابط ايران و آمريکا

اختلاف نظر در کابينه جورج بوش، رئيس جمهور آمريکا در مورد ايران ادامه دارد و روابط آمريکا و ايران کماکان ضعيف باقی مانده است. وزارت خارجه آمريکا به طور مرتب نارضايتی خود را از عملکرد حکومت ايران در زمينه حقوق بشراعلام داشته است. اين نهاد در ماه فوريه سال ۲۰۰۶، بودجه ای ۷۵ ميليون دلاری برای حمايت از پيشرفت فعاليت های دموکراسی خواهانه در ايران پيشنهاد کرد. اما اکثريت گسترده ای از مخالفان سياسی، فعالان حقوق بشری و فعالان جامعه مدنی داخل ايران به صورت علنی از اين پيشنهاد برائت جستند و به وضوح اعلام کردند که در جستجوی هيچ کمک مالی از دولت آمريکا نيستند. دولت آمريکا از نهاد های چند جانبه بين الملی برای معرفی موارد نقض حقوق بشر در ايران استفاده نکرد و بر عکس سرسختانه تلاش کرد تا ائتلافی بين المللی در واکنش به تلاش ايران برای دست يابی به سلاح های اتمی (اين اتهامی است که آمريکا به ايران وارد می کند و مقام های جمهوری اسلامی همواره هرگونه تلاش برای توليد سلاح های هسته ای را تکذيب کرده اند)، حمايت از حزب الله در لبنان و گروه های مسلح در مناطق اشغالی فلسطين ايجاد کند.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 6 PM  توسط انجمن نیوز  | 
ادوارنیوز: سعید درخشندی فعال دانشجویی که شهریور ماه گذشته بازداشت شده و در زندان 209 اوین به سر می برد. با وجود اتمام مراحل دادرسی و تحویل پرونده به دادسرا جهت تشکیل دادگاه، هنوز زیر فشار بازجویی قرار دارد.
پدر درخشندی با اعلام این خبر به ادوارنیوز گفت: در حالیکه طبق قانون بعد از تکمیل پرونده باید بازجویی ها به پایان برسد اما فرزندم هنوز بعد از گذشت ماهها زیر فشار بازجویی قرار دارد و این امر باعث فشارهای روحی و جسمانی فراوانی برای وی شده است
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 6 PM  توسط انجمن نیوز  | 
شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت با صدور بیانیه ای با ارایه اماری از وضعیت فرهنگی دانشگاهها نسبت به رویه در پیش گرفته شده از سوی مسئولان در خصوص دانشگاهها هشدار داد:

دريكسال گذشته مسئولين وزارت علوم ضمن برخورد شديد با فعالان دانشجويي همواره بربهبود وضعيت علمي و رفاهي دانشگاههاي كشور پافشاري نموده اند اما نگاهي به وضعيت كنوني دانشگاهها در زمينه هاي علمي ، فرهنگي و رفاهي بيان كننده واقعيتي ديگر است .
1- بي شك مهم ترين وظيفه دانشگاه توليد علم است اما دانشگاههاي ايران با وجود بهره مندي از جواناني خلاق هيچگاه نتوانستند جايگاهي در خور در جهان بيابند سهم ايران در توليد علم جهاني كمتر از نيم در صد است و هيچ دانشگاهي در ايران در بين 2000 دانشگاه برتر دنيا جايي ندارد هر چند اين مسائل ريشه اي تاريخي دارند اما سياستهاي بدون برنامه وزارت علوم كنوني هرروز اوضاع را اسفناك تر مي كند.
در سال جاري علي رغم افزايش نجومي درآمدهاي نفتي بودجه پژوهشي كشور حدود 30 درصد كاهش يافت در صورتي كه مطابق برنامه چهارم توسعه بايد سهم تحقيقات در سال جاري به 25/1 درصد توليد ناخالص ملي مي رسيد، اما با كاهشي 30 درصدي نسبت به سال قبل به 47/. درصد كاهش يافت. همچنين در نتيجه اين سياستهاي نادرست فراز مغزها و خروج نخبگان از كشور نه تنها كاهش نيافت بلكه افزايش قابل توجهي در پي داشت. متاسفانه با توجه به اين مسائل وزير علوم همچون مسائل ديگر منكر آمار و ارقام است و از توسعه علمي و بهبود وضعيت علمي دانشگاهها سخن مي گويد.
2- متاسفانه دولت نهم جهت كتمان بيكاري در كشور در سال گذشته كوشيد با افزايش 42 درصدي ورودي دانشگاهها ازورود آنها به بازار كار و افزايش ميزان بيكاري جلوگيري نمايد.جالب آنكه بيشتر اين افزايش ظرفيت در دوره هايي به وقوع پيوست كه شهريه هاي فراواني از دانشجويان اخذ مي شود و در واقع دولت نهم با اين كار قدمي ديگر در راه افزايش شكاف طبقاتي برداشت در حالي كه شعارهاي مديران اين دولت همواره بر دفاع از اقشار كم درآمد استوار است . همچنين اين افزايش تعداد پذيرفته شدگان در حالي صورت گرفت كه در حال حاضر بيش از 40 درصد جوانان بين سنين 20 الي 25 سال بيكار هستند و در افزايش ظرفيت دانشگاها هيچ توجهي به نياز بازار كار نشده است و نتيجه اين سياست افزايش شديد فارغ التحصيلان بيكار در آينده اي نزديك است . همچنين در حالي وروديهاي دانشگاهها افزايشي 42 درصدي را شاهد بود كه بودجه دانشگاههاي وزارت علوم با وجود تورم فزاينده كمتر از 20 درصد افزايش يافت كه بد يهي ترين معناي ان كاهش امكانات رفاهي دانشگاهها ست و جالب آنكه عدم تصويب بودجه مورد نياز دانشگاهها در دولت كه ديگر صداي خود مسئولين وزارت علوم را نيز در اورد از بي برنامگي جدي وزير علوم و دولت نهم خبر مي دهد . شلوغي بيش از حد كلاسهاي در س و كاهش بهروي اساتيد و دانشجويان از يكسو و نبود امكانات رفاهي متناسب در دانشگاهها همگي از عوارض اين افزايش ظرفيت نابجا و عدم تخصيص بودجه مناسب بود و به تبع آن مشكلات فراواني در دانشگاههاي كشور پديد آمد به گونه اي كه دانشگاههاي كشور در سال گذشته شاهد اعتراضات فراوان صنفي بوده است و در اين ميان مسئولين وزارت علوم تنها با صدور احكام سنگين كميته انظباطي كوشيدند اعتراضات را فرو نشانند.

3- در كنار اين مشكلات ساختاري مسئولين وزارت علوم كوشيدند با صدور احكام سنگين كميته انظباطي و محروميت از تحصيل منتقدان فضاي رعب و وحشت را در دانشگاههاي كشور به وجود آورند تا نتايج سياستهاي نادرست آنها از زبان منتقدان آنها در دانشگاهها بازگو نگردد. بازنشستگي اجباري اساتيد مبرز از جمله افتخارات وزارت علوم است هر چند بازنشستگي اساتيد امري طبيعي است اما بازنشستگي اجباري اساتيد مبرز بدون رعايت قوانين مصوب از عزم جدي براي پاكسازي دانشگاهها در جهت حضور همفكران دولت نهم در دانشگاهها خبرمي دهد.

4- اما در سال گذشته انچه بر دانشجويان منتقد در دانشگاهها رفت در تاريخ اموزش عالي كشور سابقه ندارد. دانشجويان منتقد ستاره دار شدند و وزريري كه مدتها وجود انها را منكر مي شد در نهايت به تهمت زني عليه آنها پرداخت بي شك در هر كجاي دنيا اگر وزيري به اين ميزان دروغ مي گفت تا كنون از كار بركنارشده بود. در اين ميان صدور قريب به سيصد حكم كميته انظباطي براي منتقدان خود حديثي ديگر از ظلمي است كه بر دانشجوياني مي رود كه تنها جرمشان اعتراض به بي تدبري مسئولين است.

۵- تشكلها منتقد نيز در اين ميان در امان نماندند.57 نشريه دانشجويي ، 35 نهاد دانشجويي كه از ميان آنها مي توان به 12 انجمن اسلامي دانشجويان اشاره كرد يا منحل شدند يا در فعاليت آنها موانع فراوان ايجاد شد. شوراهاي صنفي و كانونهاي فرهنگي نيز با شديدترين فشارها روبروشدند وبسياري از برنامه هاي آنها لغوشد و بر تمام اين موارد بايد محروميت از تحصيل و احكام سنگين كميته هاي انظباطي را افزود كه براي فعالين در اين تشكلهاصادر شد . اقداماتي كه باعث واكنش مجامع بين المللي و آكادميك شد و ضربه اي جبران ناپذير به حيثيت بين المللي ايران وارد اورد .

 
6- وقايعي تاسف بار همچون مرگ ، خودكشي و اعتياد بخش ديگري از كارنامه وزارت علوم در اين يك سال و اندي است .مديران اين وزارتخانه تنها يك بار از خودكشي 28 دانشجو در مدت 4 ماه سخن گفتند و پس از ان سكوت اختيار كردند . اين در حالي است كه آمار غير رسمي از چند برابر شدن خودكشي ها نسبت به سالهاي گذشته خبر مي دهد.همچنين در سال گذشته درگذشت همكلاسيانمان در دانشگاههاي كشور به دليل بي توجهي برخي از مسئولين، دانشگاهيان را عزا دار نمود اما مديران اين وزارتخانه دربرابر اين اتفاقات هيچ عكس العمل جدي نشان نداند و حتي سياستهايي را در دستور كار قرار دادند كه افسردگي و مشكلات روحي و رواني را براي برخي از دانشجويان به ارمغان آورد. اين سياستها بر مبناي محدوديتهاي فرهنگي همچون لغو اردوها و شب شعرها به دلايل واهي باعث ايجاد ياس در دانشگاهها كشور شد كه يكي از پيامدهاي آن افزايش مصرف مواد مخدر در دانشگاههاي كشور بود به گونه اي كه در حال حاضر بنا بر نظر كارشناسان حداقل 150 هزار دانشجو يكبار در ماه از مواد مخدر استفاده مي نمايند . بي شك وزارت علوم بايد دربرابر اين مساله پاسخ دهد و تجديد نظر جدي در سياستهاي اين وزارتخانه صورت گيرد.

7- يكي از سياستهاي نادرست وزارت علوم حذف نقش هياتهاي علمي و انتصاب رئوساي همفكر و عدم توجه به نظراساتيد بوده است. اين ا قدام در حالي صورت پذيرفت كه در روستاهاي دور افتاده اين كشور مردم اداره امور را با انتخابات به نمايندگان واگذار مي كنند ولي اساتيد و دانشجويان اين كشور بايد روسايي انتصابي را تحمل نمايند .

افزايش شكاف طبقاتي ، تخلف از برنامه چهارم توسعه كاهش 30 درصدي بودجه پژوهشي و افت علمي دانشگاهها،افزايش 42درصدي پذيرفته شدگان دانشگاهي بدون توجه به نيازهاي بازار كار و امكانات موجود دانشگاهها ،افت كيفيت خدمات رفاهي و پژوهشي ، افزايش خودكشي در بين دانشجويان ،ايجاد محدوديت فراوان براي فعاليتهاي فرهنگي در دانشگاه و ايجاد محيط ياس و رخوت و در نتيجه افزايش مصرف مواد مخدر تا 150 هزار نفردر دانشگاهها ، برخورد با منتقدان و بازنشستگي اجباري اساتيد مبرز و ايجاد مشكلات شبه آموزشي و پژوهشي براي اساتيد ، انحلال و ايجاد محدوديت فراوان غير قانوني براي 35 نهاد دانشجويي منتقد و صدورقريب به 300حكم كميته انظباطي براي فعالان دانشجويي در يك سال گذشته نشان ازفعاليتها وعملكرد شخص وزير علوم و معاونانش و مديران انتصابي آنها است . كارنامه اين مديران هيچ نشان مثبتي را ندارد لذا باتوجه به اين مساله تجديد نظر جدي در سياستهاي وزارت علوم و تغيير مسئولان اين وزارتخانه ضروري به نظر مي رسد.
در پايان اميدواريم اين اقدام با همصدايي اعتراض آميز تمامي اساتيد و دانشجويان و دلسوزان كشور صورت پذيرد.

منبع: ادوارنیوز

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 6 PM  توسط انجمن نیوز  | 
دبير تشكيلات دفتر تحكيم وحدت در تعريف حركت‌هاي راديكال در فعاليت سياسي دانشجويان تصريح كرد: «هر نوع حركت تندروانه و حركتي كه خلاف عرف معمول و به دنبال خط‌ شكني باشد را مي‌توان حركت راديكال تعريف كرد كه البته به دو دسته‌ي راديكاليسم آگاهانه و راديكاليسم كور تقسيم مي‌شود.»

محمد هاشمي در گفت‌وگو با خبرنگار سياسي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) در تشريح اين دو دسته اظهار داشت:« در راديكاليسم آگاهانه، افراد با تحليل شرايط موجود به دنبال شكستن خط قرمزها هستند و در راديكاليسم كور، بدون تحليل و شناخت از شرايط اين كار را انجام مي‌دهند. من مي‌پذيرم كه مجموعه‌ي ما در بسياري از مقاطع با شناخت از شرايط به بسياري از عرف‌ها پايبند نبوده، اما اين را منطبق با خاصيت آرمان‌گرايي جنبش دانشجويي مي‌دانيم كه به جاي منفعت‌طلبي، به دنبال تكيه بر حركت‌هاي آرمان‌گرايانه‌ي خود، خط قرمزهاي معمول را شكسته و از اين جهت مي‌توان گفت مجموعه راديكال است.»

وي افزود: «مجموعه‌ي ما در مقاطعي عكس‌العمل راديكال داشته، اما اين عكس‌العمل در واكنش به برخي اعمال اجتناب‌ناپذير است و نمي‌توان آن را به پاي يك مجموعه گذاشت، بلكه فعاليت‌هاي مجموعه از پيش تصميم‌گيري و برنامه‌ريزي شده است، ولي حركت‌هايي در دانشگاه‌ها اتفاق افتاده است كه از قبل برنامه‌ريزي نشده و نمي‌توان آن را به نام مجموعه ثبت كرد بلكه به صورت في‌البداهه انجام شده و عكس‌العملي در قبال اعمالي است كه در دانشگاه رخ داده است. از اين جهت مي‌توان گفت مجموعه‌ي تحكيم يك مجموعه‌ي راديكال است از اين جهت كه تكيه بر آرمان‌هاي دانشجويي دارد.»

اين فعال دانشجويي تصريح كرد: «چند خصلت در فعاليت‌هاي دانشجويي است كه آن را از فعاليت‌هاي حزبي جدا و فعاليت‌هاي دانشجويي و حزبي از اين منظر تفاوت پيدا مي‌كنند كه هزينه‌ها و فايده‌ها در جنبش دانشجويي كاملا متفاوت است. جريان دانشجويي آرمان‌گراست و به دليل درگير نشدن در زندگي روزمره، آمادگي پرداخت هزينه‌هايي را دارد و به همين دليل است كه مي‌تواند حركت راديكال انجام دهد. اين اصلا منفي نيست، اما توان هزينه‌پردازي در جنبش دانشجويي سقف دارد. هرچند مجموعه‌ي ما گاهي بيش از توان خود هزينه پرداخته و به سمت حركت‌هاي راديكالي رفته و اين مساله به ما در مقاطعي تحميل شده است.»

دبير تشكيلات دفتر تحكيم وحدت ابراز عقيده كرد: «حركت‌هاي راديكال در جريان دانشجويي نتيجه‌ي برخوردهاي صورت گرفته با تشكل‌هاي دانشجويي و انجمن‌هاي اسلامي است. برخوردي كه در سال گذشته با انجمن‌هاي اسلامي صورت گرفته به سمت حذف آنها بوده و طبيعي است اين برخوردهاي حذفي، عكس‌العمل‌هاي راديكالي را هم در پي داشته است. البته در سال‌هاي گذشته برخورد با انجمن‌هاي اسلامي صورت مي‌گرفت اما اين برخوردها نه حذفي بلكه محدودكننده بوده و طبيعتا عكس‌العمل آنها كمتر راديكال بوده است.»

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم دی 1385ساعت 6 PM  توسط انجمن نیوز  | 
سازمان عفو بين الملل روز چهارشنبه با انتشار بيانيه اي با اشاره با آزادي کيانوش سنجري از زندان با سپردن قرار وثيقه به دادگاه، از وجود شکنجه و بدرفتاري نسبت به وي در دوران بازداشت، و نبود امنيت براي اين فعال حقوق بشر و وبلاگ نويس ابراز نگراني کرده است.
برگردان متن بيانيه سازمان عفو بين الملل:
۱۰ january ۲۰۰۷
ايران / کيانوش سنجري “م” ۲۴ ساله، دانشجوي فعال و وبلاگ نويس
دانشجوي فعال، کيانوش سنجري با سپردن قرار وثيقه ۱۰۰ ميليون توماني به دادگاه ويژه روحانيت آزاد شد. به باور او، اتهام وي اقدام عليه امنيت و اقدام عليه نظام است، گرچه اتهام وي رسما اعلام نشده و هنوز تاريخي براي دادگاه علني براي وي مشخص نيست.
او در تاريخ ۸ اکتبر ۲۰۰۶ در حين تهيه گزارشي از درگيري بين ماموران پليس امنيت با هوادارن آيت الله سيد حسين کاظميني بروجردي، روحاني شيعه مخالف جمهوري اسلامي، دستگير شد.
او به ضرب باتون دستگير شد و به بند ۲۰۹ زندان اوين انتقال يافت. بند ۲۰۹ زندان اوين زير نظر اداره اطلاعات اداره مي شود.
او تا روز آزادي اش، در اين بند نگهداري مي شد و در ماه اول بازداشت، به او اجازه ديدار با وکيل و يا تماس تلفني با خانواده اش داده نشد. بعد از گذشت يک ماه در اين بند با نظارت ماموران، او اجازه ملاقات محدود با خانواده اش را پيدا کرد.
کيانوش سنجري در وبلاگ اش به تاريخ ۸ ژانويه ۲۰۰۷ از سازمان عفو بين الملل به خاطر کوشش هايش قدرداني کرده است. اين نوشته را مي توانيد در وبلاگ اش به آدرس (http://ks۶۱.blogspot.com/۲۰۰۷/۰۱/blog-post_۰۸.html ) ببينيد.
او از تمام کساني که براي نجات جانش تلاش کرده اند تشکر کرده و نام سازمان عفو بين الملل را هم جزو اين کوشندگان درج کرده است.
او همچنين به مصاحبه اي که با راديو فردا انجام داده، اشاره کرده است (http://www.radiofarda.com/Article/۲۰۰۷/۰۱/۰۸/f۴_sanjari_release_iran.html)
او در اين مصاحبه از شرايط بند ۲۰۹ سخن گفته است. او گفته که در اولين بازجويي ها، بازجو با وارد کردن چندين ضربه محکم سيلي به وي، گفته است که او را اعدام خواهند کرد.
او عقيده دارد که اين بازجو سعي داشته با وارد کردن فشار روحي، وي را وادار به اعتراف کند.
او همچنين يادآور شد که به خاطر محدوديت هايي که براي آزادي اش وجود دارد، امکان توضيح کامل اين دوره از بازداشت اش را ندارد.
بنابر گزارش راديو فردا، او يک ماه و نيم در سلول انفرادي بسر برده و گفته است که محبوس کردن زندانيان در سلول انفرادي، در شرايطي که هيچ گونه تماس با دنياي خارج از سلول وجود ندارد، يکي از بدترين شيوه هاي شکنجه است. سلول انفرادي در يک جنگ مابين روح و روان و جسم انسان است و مي تواند غير انساني ترين شکنجه ي سفيد براي انساني مانند من باشد که فقط به جرم پيگيري حقوق شهروندي خود و جامعه بازداشت شده ام.
او گفته است به نظرش مي رسد گزارشاتي که وي در وبلاگ اش منتشر کرده و سايت هاي خبري از آنها بهره برداري کرده اند، مانند گزارشي از يادبود مرگ اکبر محمدي، زنداني اي که در ادامه ي يک اعتصاب غذا در زندان جان خودش را از دست داد، و همچنين اخبار ديگري در رابطه با وضعيت وخيم زندانيان سياسي، حساسيت مسئولين نظام را برانگيخته است.
پيشينه ي کيانوش سنجري
کيانوش سنجري دست کم ۴ بار دستگير شده است. بار اول او فقط ۱۷ ساله بود. در آن زمان او در بازداشتگاه هاي گوناگوني محبوس بوده است؛ مانند بازداشتگاه ۵۹ و بند ۲۰۹ زندان اوين که زير نظر وزارت اطلاعات مي باشد.
در يکي از بازداشت هايش، در دادگاه ۲۶ انقلاب، او به اتهام فعاليت دانشجويي و همچنين سخنگويي جبهه متحد دانشجويي، محکوم به يک سال زندان شده است.
فعاليت سياسي دانشجويان در جامعه ايران بسيار چشم گير است و آنها دائما قربانيان مسئولين نظام هستند. مانند رفتار هاي غير انساني و آزار دهنده و دستگيري هاي بي مورد و نداشتن حق ادامه تحصيل.
شکنجه سفيد تعبيري است که ايراني ها به منظور تشريح شرايط سلول انفرادي از آن استفاده مي کنند که غالبا خارج از کنترل مسئولين زندان ها است؛ از جمله بند ۲۰۹ زندان اوين.
کساني که تجربه ي حبس در سلول انفرادي در بند ۲۰۹ را داشته اند، در اين مورد مي گويند اين شيوه بدتر از آزارهاي جسمي است.

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 12 PM  توسط انجمن نیوز  | 
يك سازمان فعال حقوق بشر در كردستان خبر داد، اخیرا برای جلوگیری از ارتقاء هیات علمی کرد و اهل سنت دانشگاه علوم پزشکی کردستان به درجه دانشیاری و استادی بخشنامه محرمانه ای صادره شده است و در همین راستا علاوه بر اخراج دکتر محمد نقشبندی فوق تخصص و جراح قلب و عضو هیئت علمی و ممانعت از ادامه فعالیت علمی و پزشکی ایشان و اخراج ۴۱ نفر از کارکنان این دانشگاه، طرح بازنشسته کردن دکتر جعفر مبلغی جراح عمومی، دکتر منوچهر مولائی، دکتر منوچهر رشیدیان، خانم فراست اردلان، مهندس مظفر فیروز منش، خانم پروین مناسکی و هوشنگ زندی نیز عمدتا خارج از شرایط سنی و ضوابط قانونی در دستور کار قرار گرفته است. در همین رابطه خبرهایی نیز از مهاباد و سایر شهرها دریافت شده است.

سازمان دفاع از حقوق بشر كردستان، اخراج و یا بازنشسته کردن اجباری اساتید و تصفیه دانشگاهها و مراکز آموزش عالی و فرهنگی از وجود اساتید و کارکنان کرد و اهل سنت و جایگزینی آنها با افراد وابسته به جناحهای خاص حکومتی و یا به کار گماردن پرسنل نظامی و امنیتی در مراکز فرهنگی و علمی و اعمال تبعیض در ارتقا موقعیت شغلی و علمی شهروندان را بمثابه نقض آشکار حقوق شهروندی و مغایر با اصول منشور حقوق بشر تلقی نموده و شدیدا محکوم می نماید. این سازمان خواهان تجدید نظر اساسی در طرح های تبعیض آمیز و لغو برنامه های مبتنی بر تصفیه های ملی، اتنیکی و مذهبی در کردستان و سراسر ایران است.

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 12 PM  توسط انجمن نیوز  | 
ادوارنیوز: سايت «كمپين يك ميليون امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز» به آدرس (www.we-change.com) از صبح امروز توسط بعضي از ISP ها فيلتر شده است.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، اين كمپين كه توسط فعالين حقوق زنان در ايران راه اندازي شده است، اقدام به جمع آوري امضا براي تغيير قوانين تبعيض آميز عليه زنان اقدام مي كند. گفتني است اين كمپين در هفته هاي اخير در سطح كشور گسترده شده و دامنه جمع آوري امضاها به شهرستان هايي نظير كرمانشاه، مشهد و... نيز رسيده است.

همچنين كمپين يك ميليون امضا و فعاليت كنشگران زن ايراني اخيرا بازتاب وسيعي در رسانه هاي دنيا پيدا كرده است. به طوري كه در يكي دو هفته اخير ميزگردهاي متعددي در رسانه هاي مختلف جهت معرفي و بررسي اين كمپين برگزار شد و خبرها و مقالات متعددي در نشريات ديگر كشورها در اين خصوص درج شد.
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 9 AM  توسط انجمن نیوز  | 

شرکت های ارائه خدمات اينترنتی (آی اس پی ها)، بايد مجوزهای تازه ای برای ادامه فعاليت های خود دريافت کنند.

صدور مجدد مجوز برای کليه آی اس پی های فعال در کشور جزيی از دستورالعمل جديدی است که سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويی به شرکت های خدمات اينترنت در ايران ابلاغ کرده و اجرای آن از هفته آينده آغاز خواهد شد.

حذف شرکت های توزيع اينترنت به کاربران

به دنبال تلاش دولت ايران برای کنترل های بيشتر بر اينترنت، رييس سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويی در چهارم دی ماه خبر از تصويب «دستورالعمل اجرايی آی اس پی و آی سی پی ها» داد.

محمود خسروی در همان روز در گفت و گويی با خبرگزاری ايسنا اعلام کرد که بر اساس اين آيين نامه، از اين پس آی سی پی ها علاوه بر اين که می توانند به آی اس پی ها خدمات و در واقع پهنای باند ارايه دهند، می توانند خود نيز همانند آی اس پی ها عرضه کننده پهنای باند به کاربران نهايی باشند، زيرا پيش از اين آی سی پی ها به عنوان پيمانکاران وظيفه تامين پهنای باند وفروش آن را به آی اس پی ها عهده دار بودند و آی اس پی ها نيز اينترنت را در اختيارکاربران قرار می دادند.»

آقای خسروی در سخنان خود هم چنين به طور تلويحی از حذف آی اس پی ها خبر داده و پيشنها کرده بود که «آی اس پی ها به سمت کنسرسيوم شدن پيش بروند و با جمع شدن سرمايه ها و همکاری با يکديگر کنسرسيومی را تشکيل دهند.»

لطف الله سبوحی، معاون تنظيم مقررات و صدور مجوز سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويی، نيز در روزهای اخير هدف دستورالعمل صادره به شرکت های خدمات اينترنتی، هدف اين سازمان «تشويق شرکت های کوچک و آی اس پی ها برای فعاليت کنسرسيومی و تجميع است.»

به گفته آقای سبوحی، «پيش از اين آی سی پی ها از نظر حقوقی می توانستند در قالب شرکت های جداگانه مجوز آی اس پی دريافت کنند اما با توجه به آيين نامه جديد عملا می توانند عرضه کنندهی اينترنت به کاربران نهايی باشند، اما بايد شرايط و ضوابط مربوط به عرضه کنندگان را رعايت کنند؛ زيرا آی اس پی ها برای دادن خدمات به مشترکان و کاربران نهايی خود بايد دارای تعهدات و شرايطی باشند، بنابراين آی اس پی ها نيز برای دريافت مجوز جديد بايد تعهدات لازم را رعايت کنند.»

ابطال مجوزهای قبلی

معاون سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويی، هم چنين تاکيد کرده که «همه شرکت های ارائه دهنده اينترنت بعد از اتمام دوره مجوز خود بايد براساس ضوابط جديد مجوز دريافت کنند.»

آقای سبوحی درباره دليل تجديد نظر در مجوزهای پيشين شرکت های ارائه دهنده اينترنت نيز گفته که «بعضی از مجوزها در قالب يکسری قرارداد با مخابرات ارايه شده که اين قراردادها زمان مشخصی داشتند؛ بايد در اين مورد هماهنگی شود.»

او هم چنين تاکيد کرده که «امکان دارد زمانی را تعيين کنيم تا آنها پس از اتمام مهلت قرارداد برای دريافت مجوز جديد اقدام کنند، اما هنوز در اين مورد تصميم گيری نکرديم؛ زيرا مخابرات نيز در قالب قراردادهايی با شرکت های ارائه دهنده اينترنت کار کرده و بايد به گونه ای عمل کرد که مخابرات از نظر حقوقی دچار مشکل نشود.»

معاون سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويی که متولی چگونگی نظارت بر شرکت های ارائه دهنده اينترنت در کشور نيز هست، در مورد روند فعاليت آی اس پی هايی که مجوز فعلی فعاليشان يک ساله است نيز گفته که آنها در صورت پايان مهلت مجوز «می توانند برای تمديد آن براساس دستورالعمل جديد اقدام کنند»، و در صورت دارا بودن شرايط «از اين پس مجوز فعاليت آنها نيز دو ساله خواهد شد.»

آقای سبوحی برای کاهش نگرانی هايی که به دنبال انتشار اخبار مربوط به دستورالعمل جديد شرکت های ارائه دهنده اينترنت در مديران و سرمايه گذاران اين بخش ايجاد شده، تاکيد کرده که سازمان مطبوعش زمان مراجعه آنها را اعلام خواهد کرد و «تا زمان اعلام رسمی، کاری در اين مورد انجام نمی شود.»

تجديد نظر در مجوزهای صادر شده برای شرکت های ارائه دهنده اينترنت و شرکت های توزيع کننده آن در ميان کاربران در حالی صورت می گيرد که سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديوديی از تيرماه گذشته صدور مجوز برای آی اس پی های جديد را متوقف کرده بود.

در بيست و پنج تيرماه و پس از توقف بعد از توقف صدور مجوز تلفن اينترنتی (VoIP)، باند شهروندی (CB) و مجوز بهره برداری شرکت های آی سی پی، محمود خسروی در حالی از توقف در صدور مجوز بهره برداری از آی اس پی های جديد خبرداده، و گفته بود «سازمان تنظيم مقررات و ارتباطات راديويی صدور مجوز، برای متقاضيان تاسيس شرکت های ارائه دهنده سرويس دسترسی به اينترنت (آی اس پی) را تا اطلاع ثانوی متوقف کرده و صدور مجدد مجوز آی اس پی را به بازنگری وتدوين ساز و کار و مقررات جديد منوط کرده است.»

«سلطنت بر اينترنت»

کارشناسان آی تی در ايران می گويند که تلاش دولت برای در اختيار گرفتن ارائه و توزيع اينترنت به دنبال پی بردن دولت به غير قابل اجرا بودن طرح ساماندهی سايت های اينترنتی وزارت ارشاد، در روزهای اخير تشديد شده است.

حسام ايپکچی از جمله کارشناسان حوزه حقوق و اينترنت از جمله کسانی است که تلاش های اخير دولت را تلاش برای برقراری «سلطنت بر اينترنت» ناميده است.

او در سلسله مقالات انتقادی که در نشريات کشور نسبت طرح های اخير دولت برای کنترل و محدوديت بيشتر بر اينترنت به چاپ رسانده تاکيد دارد که «با گذشت چند سال از ورود اينترنت به کشور، به نظر می رسد هنوز زمامداران و صاحب منصبان در چگونگی برخورد با آن دچار سردرگمی هستند. برخوردهايی که گاه خلاف منطق و حتی آرمانهای انقلابی ثبت شده در قانون اساسی است جملگی گواه بر همين مدعی است.»

کوروش شمس، يکی ديگر از کارشناسان آی تی در تهران نيز در مقاله که آن را در«نشريه فناوران» منتشر کرده، ضمن انتقاد نسبت به تلاش دولت برای در اختيار گرفتن ارائه و توزيع اينترنت در کشور تاکيد کرده که دولت با اقدامات اخير خود فلسفه وجودی شرکت های آی سی پی (ارائه دهنده اينترنت) و آی اس پی (توزيع کننده اينترنت در بين کاربران) را به زير سئوال برده است.

او هم چنين هشدار داده که در صورت اجرای دستورالعمل جديد دولت برای شرکت های اينترنتی، معلوم نيست که چه بر سر هزاران کارمند و صدها سرمايه گذار شرکت های آی اس پی خواهد آمد.

با اين همه جمهوری اسلامی در ماه های اخير جدال با اينترنت را تشديد کرده است.

«ممنوعيت واگذاری اينترنت پرسرعت به کاربران»، «تصويب طرح ساماندهی و صدور مجوز سايت ها و وبلاگ ها»، «به کارگيری فيلترينگ هوشمند برای خارج کردن ميليون ها سايت از دسترس کاربران ايرانی»، «بازداشت و محاکمه وبلاگ نويسان»، و «تجديد نظر در مجوزهای آی اس پی ها و آی سی پی ها فعال در کشور» بخشی از اين جدال است.
راديو فردا
بيژن يگانه

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 9 AM  توسط انجمن نیوز  | 
بورسيه دانشجويان برای کشورهای آمريکا، انگليس و کانادا به دليل رفتارهايی که دانشگاه های اين کشورها با دانشجويان ايرانی داشته اند، لغو شد.
دکتر محمود ملاباشی صبح امروز در نشست خبری با بيان اين مطلب افزود : مانعی برای دانشجويانی که قصد دارند با هزينه شخصی در اين کشورها به ادامه تحصيل بپردازند وجود ندارد.

وی ادامه داد: توسعه رشته های دکتری در کشور به گونه ای است که سالانه از تعداد بورسيه دانشجويان در خارج از کشور کم خواهد شد به طوری که در ۱۰ سال گذشته بورسيه دانشجويان نه تنها افزايشی نداشته بلکه شاهد کاهش آن نيز بوده ايم.

معاون دانشجويی وزارت علوم تاکيد کرد: در حال حاضر هزار دانشجوی بورسيه در خارج از کشور داريم که بسياری از آن ها هدفمند نيستند در حالی که وزارت علوم قصد دارد بورسيه های خود را بر اساس رشته و کشور هدفمند کند.

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 9 AM  توسط انجمن نیوز  | 
دانشجويان محكوم به تعليق و توبيخ دانشگاه آزاد واحد سنندج، در بيانيه‌‏اي به احكام صادره براي خود اعتراض كردند.
به گزارش “ايلنا”، در بيانيه اين دانشجويان آمده است: ما دانشجويان دانشگاه آزاد سنندج بنا به رسالت خود از تعرض همه‌‏جانبه نسبت به فعالان دانشجويي و سياسي كشور در تجمع اعتراضي روز ۲۳ آذر ماه ۸۵ دانشگاه آزاد سنندج، مراتب اعتراض خود را به گوش همگان رسانديم. در اين راستا بعد از گذشت حدود يك‌‏ماه از اين واقعه، روز شنبه، ۱۶ دي ماه هشت نفر از فعالان تشكل دانشجويي «هاوري» طي احكامي سنگين و بي‌‏سابقه از طرف كميته انضباطي اين دانشگاه از دو ترم تعليق و تبعيد به دانشگاه ديگر تا توبيخ كتبي و درج پرونده ابلاغ شد.
اين بيانيه با اشاره به احكام صادره براي اين دانشجويان مي‌‏افزايد: ما دانشجويان محكوم به تعليق و توبيخ، اعتراض خود را نسبت به احكام صادره را كه بدون هيچ‌‏گونه حق دفاعي، از طرف كميته انضباطي دانشگاه بوده، محكوم مي‌‏كنيم و از تمامي فعالان دانشجويي و سياسي و مدافعان حقوق بشر مي‌‏خواهيم كه در برابر اين تعرض بي‌‏سابقه ساكت نمانند و مراتب اعتراض خود را نسبت به محكوم كردن اين احكام ابراز دارند.
بر اساس اين گزارش، كميته حقوق بشر اتحاديه دموكراتيك دانشجويان كرد نيز در بيانيه جداگانه‌‏اي به اين احكام اعتراض كرد.
در بيانيه كميته حقوق بشر اتحاديه دموكراتيك دانشجويان كرد با اشاره به فشار هميشگي به جنبش دانشجويي، اين فشارها را ناشي از بيداري و پويايي اين جنبش ارزيابي شده و آمده است: در آخرين اقداماتي كه در اين راستا انجام گرفت، هشت نفر از اعضاي اتحاديه دموكراتيك دانشجويان كرد و فعالان دانشجويي دانشگاه آزاد سنندج، با حكم‌‏هاي سنگيني روبرو شدند، اين احكام در وضعيتي صادر مي‌‏شود كه به هيچ وجه محاكمه‌‏اي در كار نبوده و هيچ فرصتي براي دفاع به اين اعضا داده نشده است. اين در حالي است كه دو تن ديگر از اعضاي اين اتحاديه از دانشگاه كردستان با حكم حبس روبرو شدند.
كميته حقوق بشر اتحاديه دموكراتيك دانشجويان كرد در بيانيه خود اين اقدام را تأسف‌‏انگيز خوانده و ‏افزوده است: اكنون بسيار تاسف‌‏برانگيزتر آنكه اين تفكر قرون وسطايي از اتاق مسؤولان دانشگاه‌‏ها به‌‏ويژه دانشگاه آزاد سنندج سر بيرون مي‌‏آورد.
دانشگاه آزاد واحد سنندج، سوران حسيني به دو ترم تعليق، با احتساب سنوات و تغيير محل تحصيل، پيمان نعمتي به يك ترم تعليق، با احتساب سنوات و تغيير محل تحصيل، احسان احمدي به يك ترم تعليق، با احتساب سنوات و تغيير محل تحصيل، اكو قيصري به يك ترم تعليق، با احتساب سنوات و تغيير محل تحصيل، كامران رحماني به يك ترم تعليق، با احتساب سنوات و تغيير محل تحصيل، خسرو الهي به توبيخ كتبي و درج در پرونده، ياسر گلي به توبيخ كتبي و درج در پرونده و كورش مرب به توبيخ كتبي و درج در پرونده، محكوم كرد.

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 9 AM  توسط انجمن نیوز  | 

دانشجويان محروم از تحصيل با مهدي كروبي، دبيركل حزب اعتماد ملي ديدار كردند.

در اين ديدار كه در ادامه پيگيري‌‏هاي دانشجويان سه‌‏ستاره در جهت رفع موانع ادامه تحصيل خود بود، كروبي تأكيد كرد كه اين پديده يك بدعت در تاريخ نظام جمهوري اسلامي است و بايد با آن برخورد كرد.

در اين ديدار كه جمعي از دانشجويان محروم از تحصيل حضور داشتند، ابتدا هريك از دانشجويان به شرح‌‏حالي از دوران تحصيل در مقطع كارشناسي پرداخته و سپس دلايلي را كه باعث منع آنها از تحصيل شده است، عنوان كردند.

منصور عزتي، دانشجوي پذيرفته‌‏شده دانشگاه علامه طباطبايي گفت: در پايان پيگيري‌‏هايم به بنده ابلاغ شد كه دليل منع تحصيلم عضويت در انجمن اسلامي دانشجويان است.

حنان عزيزي بني طرف، دانشجوي پذيرفته‌‏شده دانشگاه تهران، دليل منع تحصيل خود را فعاليت‌‏هاي سياسي و قوميتي پدر خود يوسف عزيزي بني‌‏طرف عنوان و اضافه كرد كه تا به حال هيچ‌‏گونه فعاليت سياسي يا صنفي نداشته ‌‏است.

زهرا جاني‌‏پور نيز كه در دانشگاه تربيت مدرس پذيرفته شده است، فعاليت سياسي خود در طول دوران تحصيل در مقطع كارداني را كه به صدور حكم پنج سال حبس تعليقي منجر شده است، دليل ابرازي از سوي وزارت علوم براي منع ادامه تحصيل عنوان كرد.

فرهاد ذات‌‏علي‌‏فرد عضويت در شوراي صنفي و سعيد اردشيري عضويت در انجمن اسلامي را دليل محروميت از تحصيل خويش ذكر كردند.

سيامك كريمي، دانش‌‏آموخته رشته حقوق دانشگاه بوعلي سينا همدان و دانشجوي پذيرفته‌‏شده دانشگاه شهيد بهشتي نيز منع تحصيل خود را عضويت در انجمن اسلامي اعلام كرد و گفت: از سوي كميسيون گزينش وزارت علوم به بنده اعلام شده است كه در طي دوران تحصيل مقطع كارشناسي انحراف فكري پيدا كرده‌‏ام اما معلوم نيست اين انحراف فكري چيست.

غريب سجادي و سالار ساكت، نيز منع تحصيل خود را ناشي از فعاليت‌‏هاي قوميتي كرد عنوان كردند.

مهدي اميني‌‏زاده نيز با بيان اينكه وضعيتش مشخص است، گفت: دليل ردصلاحيتم را عضويت در دفتر تحكيم و پس از آن شوراي مركزي ادوار تحكيم مي‌‏دانم.

در ادامه اين جلسه، روزبه كريمي و مهدي زماني از اعضاي كميته پيگيري وضعيت دانشجويان محروم از تحصيل، به نمايندگي از اين دانشجويان، به شرح گزارشي از چرايي اين نشست و اقدامات انجام‌‏شده در جهت حل مشكل اين دانشجويان پرداختند.

روزبه كريمي بيان كرد: در طي دو سه سال اخير آقاي كروبي همواره يكي از شخصيت‌‏هاي سياسي كشور بوده كه به عنوان ملجايي براي آن دسته‌‏اي برشمرده مي‌‏شده كه حقوق بارزشان نقض شده است. امروز نيز با اطلاع از اين موضوع و اينكه آقاي كروبي به عنوان چهره مورد قبول طيف‌‏هاي سياسي شناخته مي‌‏شود، معتقديم كه ايشان مي‌‏تواند در جهت رفع مانع از تحصيل دانشجوياني كه جز در چارچوب نظام فعاليتي نداشته‌‏اند، مذاكراتي با مسؤولان امر داشته باشند و اميدواريم كه نهادهاي مسوول با تساهل و تسامح فرصت ادامه تحصيل دانشجويان را فراهم آورند.

وي همچنين جريان اخير را محصول مرزبندي‌‏هاي خودي و غيرخودي دولت نهم عنوان كرد و با انتقاد از جبهه مشاركت و فراكسيون اقليت مجلس در پيگيري اين موضوع، گفت: فراكسيون اقليت دير وارد موضوع شد و جبهه مشاركت نيز با بيان آن كه اين امر نتيجه تحريم انتخابات است كه دانشجويان تحكيمي سر مي‌‏دادند، در عمل خود را از موضوع كنار كشيدند.

ديگر عضو كميته پيگيري نيز اعلام داشت كه تا به حال با كميسيون گزينش وزارت علوم، وزارت علوم، كميسيون اصل ۹۰ مجلس و كميسيون آموزش مجلس و چندين و چند شخصيت برجسته ديدار و نامه‌‏نگاري كرده‌‏اند كه زحمات آقاي مشيري(نماينده مجلس) و آقاي دادخواه(وكيل دانشجويان) در اين ميان از سوي دانشجويان چشمگير و قابل تقدير و سپاسگزاري است.

بر اساس اين گزارش، مهدي كروبي نيز در طي سخناني در اين جلسه اعلام كرد: من هم از نخستين روزهاي اطلاع از اين موضوع، پيگير اين مشكل بوده‌‏ام.

وي با اظهار تاسف از اين موضوع، اين پديده را يك بدعت در تاريخ جمهوري اسلامي دانست كه تا به حال سابقه‌‏اي از آن را سراغ ندارد.

كروبي همچنين اضافه كرد: آيين‌‏نامه شوراي عالي انقلاب فرهنگي كه وزارت علوم به آن استناد مي‌‏كند، مربوط به وقايع سال ۶۷ و مجاهدين خلق و بهاييان است كه نسبتي با دانشجويان فعلي ندارد. بايد دقت كنيم كه وضعيت پيش‌‏آمده ناشي از فضاي فكري جمعي از مسؤولان است كه هيچ تناسبي با نظام ندارد.

وي ادامه داد: من از دانشجويان عزيز مي‌‏خواهم كه سياسي باشند اما سياسي‌‏كاري نكنند و همواره از افراط و تفريط دوري گزينند تا به كساني كه در قالب‌‏هاي رسمي مدعي پرهيز از افراط و تفريط هستند، حقيقت را اثبات كنند.

دبيركل حزب اعتماد ملي گفت: به عنوان يك خط امامي مي‌‏گويم كه وضعيت سياسي كه اينك شاهد آن هستيم و در آن فشار به نيروهاي سياسي از جمله دانشجويان بارز است، محصول سه چهار سال اخير است.

كروبي افزود: حكومت بايد تحمل و انعطاف داشته باشد، به‌‏خصوص در قضيه جوانان و دانشجويان چراكه وقتي مي‌‏گوييم چرخ‌‏هاي آينده مملكت را جوانان مي‌‏چرخانند، اين حرف نبايد در حد شعار بماند، در صورتي كه اين نحوه برخورد با جوانان و دانشجويان از جمله ستاره‌‏دار كردن آنان مخالف اين شعار است كه همواره از سوي مسؤولان داده مي‌‏شود.

در پايان نيز كروبي عنوان كرد كه هر كمكي از دسش برآيد، فروگذار نخواهد كرد و دانشجويان همواره دوستان نزديك وي بوده و در همين راستا با وزارت اطلاعات و ديوان عدالت اداري صحبت خواهد كرد.

همچنين سعيد رضوي فقيه، دبير انجمن اسلامي دانشجويان اروپا كه در اين جلسه حضور داشت، در صحبت‌‏هايي گفت: در دوران ستمشاهي براي مثال مرحوم شريف واقفي در حين مبارزه و پس از طي دوران حبس خود كه به دليل فعاليت به‌‏حق ايشان عليه شاه بود، ادامه تحصيل داد اما متاسفانه به دليل برخي خودسري‌‏ها اين موضوع در رابطه با دانشجويان ستاره‌‏دار اعمال نشده است.

سعيد اردشيري، مهدي امين‌‏زاده، زهرا جاني‌‏پور، حامد حسن‌‏دوست، فرهاد ذات‌‏علي‌‏فرد، روزبه رياضي‌‏مقدم، سالار ساكت، غريب سجادي، پيمان عارف، حنان عزيزي بني‌‏طرف، محسن فاتحي، منصور عزتي، ياشار قاجار، سيامك كريمي و شورش مرادي دانشجويان محروم از تحصيل يا همان دانشجويان موسوم به سه‌‏ستاره هستند كه علي‌‏رغم كسب رتبه‌‏هاي علمي ممتاز، هنوز موفق به ثبت نام شان نشده‌‏اند.

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 9 AM  توسط انجمن نیوز  | 
متن زیر ترجمه گزارش تصویری است که توسط خانم هریسون خبرنگار bbcدر تهران تهیه شده واز شبکه تلوزیونی bbc پخش شده است .

به گفته ي دانشجويان ايراني با توجه به بازنشسته کردن اجباري اساتيد دانشگاه و تهديد دانشجويان فعال سياسي به اخراج" دومين انقلاب فرهنگي" در حال شكل گيري است.

خشم و نفرت دانشجويان در ديدار محمود احمدي نژاد از دانشگاه امير كبير در 12دسامبر(20آذر) جلوه اي بيسابقه يافت. تصاويري كه با تلفن همراه گرفته شده حاكي از خشم دانشجوياني است كه بر ضد رئيس جمهور شعار داده و او را به عدم شايستگي متهم كرده و نماد بد اقبالي مي دانستند.آنها در حالي كه به نشان تمسخر تصوير احمدي نژادرا به صورت وارونه در دست گرفته بودند آن را به آتش كشيدند.

روز پيش از ديدار رئيس جمهورنیز دانشگاه مملو از فرياد اعتراض"مرگ بر ديكتاتور " دانشجويان بود.تلوزيون ايران تنها چند ثانيه از اغتشاش را نشان داد.آقاي احمدي نژاد در روزهاي بعد آن را نشان جسارت در بيان دانسته اطهار داشت:"اين اعتراض نشان داد در مقايسه امروز با روزهاي دانشجويي من در دوره شاه آزادي بيان وجود دارد"



در آستانه رياست جمهوری احمدي نژاد دانشگاه ها آرام بود اماتلاش او براي ممانعت دانشجويان ازشركت در مسائل سياسي آنها را بیشتر به مخالفت وادار كرده است.



علي نيكو نسبتي اظهار داشت:"آنها با اعمال فشار سعي دارند دانشجويان را تهديد كنند.آنها مي خواهند ما را بترساننداز اينكه اگر از نظر سياسي فعال باشيم دچار مشكل خواهيم شد."

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 9 AM  توسط انجمن نیوز  | 
سفر برنامه ريزي شده هاشمي رفسنجاني به قم، اولين ديدار وي بعد از هفت ماه به شهري که آخرين بار طلاب هوادار مصباح يزدي با جنجال و ناسزاگوئي سخنراني وي را متشنج کردند، لغو شد. گرچه وي در بيانيه اي سرماخوردگي را علت لغو اين سفر اعلام داشت اما شايعات فراواني حساسيت هاي سياسي و امنيتي را عامل اصلي لغو اين سفر مي دانند.

هفته گذشته در حالي که شايعات مربوط به درگذشت آيت الله خامنه اي همه جا را پر کرده، از مرزهاي کشور هم گذشته و در رسانه هاي بين المللي هم انعکاس يافته بود، آيت الله خامنه اي فرصت عيد غدير را غنيمت شمرد و در حالي که علاوه بر جفيه اي که از سال ها قبل به نشانه رزمندگي و مبارزه جوئي برگردن مي بندد، شال گردن سبزي هم به نشانه سيادت [در اشارت به عيد غدير که عيد سيدهاست] انداخته بود. اما از آن پس شايعات ابعاد ديگري گرفته و گفته شده که با توجه به جدي شدن تهديد هاي جهاني عليه کشور، و نارضايتي بيش تر چهره هاي با تجربه از دخالت هاي دولت در روند حرکت پرونده هسته اي، سامانه اي براي تجديد نظر در سياست هاي هسته اي و هيات گفتگو کننده ايجاد شده که هاشمي رفسنجاني اداره کننده آن است.در همين ارتباط گفته مي شود بالابودن درجه حساسيت ها باعث شده که حضور رييس مجمع تشخيص مصلحت نظام در تهران لازم جلوه کند.

دو روز پيش همزمان با اعلام تاريخ رسمي سفر هاشمي رفسنجاني به قم که اولين ديدار وي بعد از حادثه پانزده خرداد و تشنج در قم بود، معاون سياسي استانداري قم ضمن اعلام اين نکته که هيچ حادثه سوئي رخ نخواهد داد اعلام داشت سخنراني رييس مجمع در بين طلاب اعزامي قطعي است اما جلسات ديگري هم در دو روز بازديد وي از قم برپا خواهد شد. ديدار از مراجع بزرگ هم که از ابتدا بخش اصلي ديدار بود. اما شب پيش اين اطلاعيه منتشر گرديد:


«بسم الله الرحمن الرحيم
همزمان با سالگرد به خاك و خون كشيده شدن مردم مسلمان و انقلابي قم، سفر به شهر خون و قيام، قم و زيارت مرقد مطهر حضرت معصومه(س) و ديدار با مراجع عظام، جامعه مدرسين، علماي اعلام و طلاب عزيز و شركت در برنامه‌ي اعزام مبلغان به دعوت دفتر تبليغات اسلامي در مدرسه‌ي فيضيه و نيز شركت در مراسم بزرگداشت مشروطه كه توسط مجمع مدرسين و محققين حوزه در دانشگاه مفيد برگزار مي‌شود و برنامه مذاكره با استادان حوزه در دبيرخانه مجلس خبرگان رهبري، براي من كه خود را فرزند و پرورده حوزه علميه‌ي قم مي‌دانم، فرصتي مهم، شيرين و جذاب است كه همواره منتظر چنين فرصتي بوده و هستم.
برنامه‌ريزي‌هاي قبلي انجام و مقدمات اين سفر نيز فراهم شده بود، اما متاسفانه كسالت ناشي از سرماخوردگي، اين سعادت و توفيق را از من سلب كرد.

با عرض خالصانه‌ترين پوزش‌ها، اميدوارم در اولين فرصت ممكن از فيوض برنامه و زيارت اساتيد و مراجع عظام بهره‌مند شوم.»

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و سوم دی 1385ساعت 9 AM  توسط انجمن نیوز  | 
 
  بالا