انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه بوعلي سينا درباره انحلال اين تشکل توسط رياست دانشگاه بوعلي سينا بیانیه صادر کرده است که در پی می اید:
باري ديگر با تعرض به حريم آزادي ، سوداي دانشگاه بدون منتقد را در دل هجي مي كنند و مي پندارند با حذف و خاموشي انديشه مي توانند به تركتازي خود در فضاي دانشگاهي و به تبع آن فضاي جامعه ادامه دهند.
هفته گذشته رياست انتصابي دانشگاه بوعلي سينا در حركتي نامتعارف - كه اين روزها از فرط نامديريتي هاي مسئولان وزارت علوم ، متعارف مي نمايد – اقدام به ارسال يك اطلاعيه به انجمن اسلامي دانشجويان در جهت انحلال اين تشكل با سابقه نمود.
تشكلي كه هم به اسم و هم به ماهيت متعلق به دانشجويان دانشگاه بوعلي سينا مي باشد. و سابقه حضور آن در دانشگاه از عمر حضور رياست دانشگاه در فضاي آكادميك بيشتر مي باشد.
بر كسي پوشيده نيست كه
اين حركات موذيانه ، حاصل تفكري فاشيستي و براي فرار از پاسخگويي و فرافكني براي پنهان نمودن ضعف مديران جديد است. آنان كه هر روز قانون را به نام عدالتخواهي و مهرورزي پايمال مي كنند ، به خوبي مي دانند كه انجمن اسلامي دانشجويان ، نه تنها قانون را نقض ننموده ، بلكه تمام تلاش خود را براي حل و فصل شبهات در چارچوب منطق و انصاف نموده است. اما دريغ كه انتظار صلاح از اين نو رسيدگان نمي رود .
به راستي اين چه روزگاري است كه به گفته حضرت امير جاهلان جلو افتاده اند و علما در عقب... ؟! اين چه خاري است در چشم و چه استخواني در گلو ؟!
سؤال اين جاست براي بيان پردغدغه عقيده و فعاليت پردردسر اجتماعي ، چه روزنه اي و چه مجالي باقي مانده است؟
تبديل دانشگاه به قبرستان چه سودي براي جامعه ايراني دارد؟ و سرنوشت دانشگاه ، دروازه روشنگري و آزادي خواهي در ايران به چه سمت رهنمون مي گردد؟
جاي تعجب نيست كه فرماندهان حمله به اميركبير در تابستان 85 دستور حمله را به ديگر دانشگاه هاي كشور صادر كنند ! و رياست دانشگاه بوعلي سينا مامور باشد و معذور !
اما چگونه؟
شباهنگام كه دانشجويان خوابند و كسي را ياراي مقاومت نيست. در ايام تعطيلي دانشگاه كه صاحبانش در آن حضور ندارند. آري ، حمله بايد شبانه باشد و همه در خواب باشند تا دفاتر انجمن اسلامي دانشجويان تسخير شوند.
سؤال اين جاست ، مگر از تعليق و تهديد و تحديد نتيجه اي حاصل شد؟ با اندكي تأمل مي توان پاسخ را يافت.
مگر دفاتر و نام تشكل داراي اعجاز و موهبت الهي است و يا مگر نام انجمنها جادو شده اند كه دانشجويان به آن ها اعتماد مي كنند؟
با اندكي تأمل ، شايد پاسخ را بيابند.
جنبش دانشجويي نيازي به دفتر و مهر و مجوز ندارد که اينگونه دست پاچه به سوي آن حمله مي کنند . اموال انجمن هاي اسلامي دانشجوياني هستند که در طول تاريخ کسي موفق به مصادره آنان نگرديده است . مگر نه دلخوش نباشد به دفتر و تابلويي در راهروها ...
اقدام غير قانوني مديران وزارت علوم و رياست دانشگاه بوعلي سينا از جند جنبه قابل پرداخت است كه اندكي از آن را به شرح زير توضيح مي دهيم:
1) عملکرد رياست دانشگاه علوم پزشکي همدان در انحلال دفتر پزشکي انجمن اسلامي دانشجويان و يورش و مصادره اموال آن دفتر ، اقدامي غيرقانوني بوده است که هنوز فرصت شکايت از هيئت نظارت دانشگاه علوم پزشکي همدان در مراجع ذي صلاح براي تشکل باقي است .
2) ارسال اطلاعيه به دفتر انجمن اسلامي دانشجويان به جاي نامه نگاري رسمي ، از سوي رياست دانشگاه بوعلي سينا امري به دور از ادب و فاقد رعايت شئون نامه نگاري اداري است.
3) انحلال انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه بوعلي سينا با استناد به يك اطلاعيه و بدون در نظر گرفتن فرصت اعتراض و بدون ارائه هر گونه مستندات قانوني و تنها بر اساس يک استعلام ،اقدامي غير قانوني و جاي بسي تعجب است.
4) بحث انحلال انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه بوعلي سينا به دنبال جدا شدن تشكل از دانشگاه علوم پزشكي همدان ، امري تازه نمي باشد و حتي در خرداد 85 ، با طرح در جلسات هيئت نظارت ، مصوب نگرديد و اطلاعيه دكتر خزايي ، نقض مصوبات هيئت نظارت مي باشد.
5) بر فرض استعلام رياست دانشگاه از هيئت مرکزي وزارت علوم ، اين امر بايد به تصويب هيئت نظارت دانشگاه بوعلي سينا برسد و پس از ابلاغ اين تشکل اعتراض به حکم را حق قانوني خود مي داند و تا تاييد قطعي حکم انجمن اسلامي دانشجويان را قانوني و با اتکا به بيش از دوهزار راي در انتخابات خرداد ماه 85 خود مشروع مي داند .
6) بر ما پوشيده نيست که طرح مباحثي چون معرفي هيئت موسس براي انجمن اسلامي دانشجويان پروژه اي نخ نما شده ي وزارت علوم براي زمين گير کردن جنبش دانشجويي است و اين راه براي هموار کردن تسخير انجمنها توسط نيروهاي تشکلهاي همسو با حاکميت استفاده مي شود .
7) ارسال اطلاعيه رياست دانشگاه بوعلي سينا در انحلال انجمن اسلامي دانشجويان درست يک روز پس از افتتاح دفتر« انجمن اسلامي دانشجويان مستقل » که اين روزها جولان دهندگان دفتر رياست و خط دهندگان سياستها دانشگاه است ، چه معني جز جايگزين کردن يک تشکل قلابي به جاي يک تشکل با ساتقه و ريشه دار دارد ؟
8) چرا در مدت 7 ماه گذشته با اين تشكل به نام «انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه بوعلي سينا» نامه نگاري و تعامل (تقابل) مي گرديده است؟ اگر اين تشكل وجود نداشت ، از همان روز فاقد مشروعيت براي هيئت نظارت مي بود.
9) رياست دانشگاه بوعلي سينا در ماه هاي گذشته و با شروع سال تحصيلي تمام راه ها را براي گفت و گو با اعضاي انجمن اسلامي دانشجويان بسته اند و درخواست هاي مكرر اعضاي اين تشكل براي ديدار و گفت و گو با ايشان بدون پاسخ مانده است. به راستي براي گفتن و تنها گفتن به کدام مقام يا مرجع بايد مراجعه شود .
در پايان ضمن اخطار جدي به رياست دانشگاه بوعلي سينا و ديگر مديران استاني ، رسيدگي سريع و فوري همه مراجع ذي ربط ، دانشجويان فهيم و آگاه و احزاب و فعالان جامعه مدني در پايان دادن به اين بي عدالتي ها را خواستاريم و خاطر نشان مي سازيم كه ممكن است اندكي با اتكا به زور بتوانند صداي اعتراض در دانشگاه را خاموش كنند ؛ اما به زودي شاهد جان گرفتن جنبش دانشجويي و ديريدن پرده ريا و سرافكندگي خود مي باشند.
اندكي صبر
سحر نزديك است شوراي مركزي انجمن اسلامي دانشجويان
دانشگاه بوعلي سينا