تبليغاتX
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اراک
 
انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اراک
 
 
به Anjomannews.ir تغییر یافت.
 

 

 

کوچه ما تنگ نيست، شادمانه باش که شاهراه ما از منظر تمام

آزادی ها مي گذرد .

 

اخيرا تراکتهايي مبني بر تاسيس انجمن اسلامي مستقل دانشجويان دانشگاه اراک در سطح دانشگاه پخش گرديده که ابهاماتي رادر ميان دانشجويان ايجاد کرده است وسبب اشتباه گرفتن اين تشکل با انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اراک که سابقه اي طولاني در فضاي دانشگاه دارد،شده است. مطلبي که اين مسئله رادرميان افکار جامعه دانشجويي پر رنگ مي کند شباهت بسيار زياد نام وشعارهاي آنها با نام وشعارهاي انجمن اسلامي دانشجويان است.

با توجه به اين امر انجمن اسلامي دانشگاه اراک ارائه پاره اي توضيحات را ضروري مي داند:

انجمن اسلامي دانشجويان در دهه 30در شرايطي پا به عرصه دانشگاه گذاشت که تشکل هاي کمونيستي وفعالان حزب توده دانشگاه را جولانگاه عقايد خود ساخته بودند

دانشجويان روشنفکر در تقابل با اين تشکلها ازيک سو وتفکرات سنتي از سوي ديگر، نيازبه حرکت روشنفکري ديني را احساس کرده وبر پايه تفکرات بزرگاني چون آيت الله طالقاني ومهندس بازرگان انجمن اسلامي دانشجويان را پايه ريزي کردند. تحرکات جسورانه وتاثير گذار جنبش دانشجويي در 50سال اخير بر هيچ کس پوشيده نيست چه بسا بسياري از وقايع بزرگ در تاريخ اين مملکت رارقم زده است .

انجمن اسلامي ضمن تبريک به موسسان انجمن اسلامي مستقل دانشجويان و محفوظ بودن حق تاسيس اين تشکل متذکر مي شود که شما دوستان به هيچ وجه از اين حق برخوردار نيستيد که شعارها وايده ها ي جنبش پر افتخار دانشجويي که با نماد انجمن اسلامي در صحن دانشگاه شناخته مي شود استفاده کنيد آرمان هايي که براي به ثمر رسيدن آنها هزينه ها پرداخت شده است .

انجمن اسلامي دانشگاه اراک تاکيد دارد که نه فقط انجمن اسلامي مستقل دانشجويان بلکه هيچ تشکلي حق استفاده از تفکرات وشعار هاي جنبش دانشجويي ايران را ندارد. در شرايط کنوني انجمن اسلامي دانشجويي ضمن مباهات به پيشينه خود همچنان با شعار عرفان آزادي وبرابري وبا عزمي راسخ به فعاليت خود ادامه مي دهد وسرنوشت جنبش دانشجويي را تنها فعالان اين عرصه وانجمن اسلامي رقم خواهند زد.

در اين راستا دانشجويان انجمن اسلامي دانشگاه اراک به استحضار جامعه دانشگاهي وفعالان جنبش دانشجويي مي رساند که اين تشکل جديد التاسيس (انجمن اسلامي مستقل دانشجويان ) متمايز از انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه اراک مي باشد وانجمن اسلامي همچنان سردمدار جنبش دانشجويي ايران است.

در پايان از مسئولان تشکل مزبور تقاضا داريم که دراطلاعيه هاي خود براي جلوگيري از تداخل شعاري وسيرحرکتي مرزبندي خود را شفاف ومشخص سازند.

                        انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه اراک 

                            

 |+| نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 8 PM  توسط انجمن نیوز  | 
 
بیانیه شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت به دنبال حضور احمدی نژاد
 
در دانشگاه امیر کبیرو برخورد شدید دانشجویان با وی
 
انجمن نیوز: در حالي كه در روزهاي گذشته شاهد اعتراضات فراواني به سياستهاي دولت نهم دردانشگاههاي كشور بوديم.امروز دانشجويان به آن دليل در دانشگاه امير كبير به حضور رئيس دولت اعتراض نمودند كه گستردگي سركوب و فساد و تبعيض و بي تدبيري مسئولين قلب هر ايراني دوستدار سعادت و پيشرفت ايرانيان را مي فشارد و اينها همه نتيجه اقدامات مديران نالايق دولت نهم است .
در عرصه ازادي بيان مطبوعات مستقل توقيف شدند و سايتهاي فراواني مسدود گشته است وبسياري از احزاب بزرگ كشور فاقد نشريه مي باشند ، بسیاری از خبرنگاران و روزنامه نگاران محاكمه و راهي زندان شدند فشارها برفعالان سياسي فرهنگي و مدني دگر انديش افزايش يافت و تشكلهاي سياسي و صنفي با مشكلات فراواني روبه رو گشتند .
در عرصه اقتصادی جز انبوه شعار هاي عوامفريبانه از وعده هاي دور از واقعيت در تبليغات رياست جمهوري تا مصوبات بدون ضمانت در سفرهاي استاني ، طرحهاي غير کارشناسانه و تورم وبيكاري افسار گسيخته چيزي را شاهد نبوده ايم ، طرحهای دولت نهم بي شك ضربه هاي سنگيني به ساختار اقتصادي كشور وارد نمود ، در عرصه سياست خارجي درسايه ماجراجويها و بي درايتی هاي دولت نهم كشور در استانه تحريمهاي بين المللي قرار گرفته است و ضربات فراواني به منافع ملي وارد امده است. و در يك كلام همه طعم تلخ مهروزي دولت نهم را چشيدند و کشور نه تنها قدم درمسير پيشرفت وتوسعه به پيش نرفت بلكه بسياري از دستاوردهاي گذشته نيز در سايه بي تدبيري مديران ناکارآمد دولت نهم بر باد رفت و اين چنين است كه دانشجويان امروز مخالفت خود با سياستهاي دولت نهم را با صداي رسا اعلام مي نمايند .
از آغاز به قدرت رسيدن دولت نهم مديران نالايق وزارت علوم كوشيدند تا صداي اعتراضات به تدبيري هاي دولت و مجلس اصولگرا را خفه نمايند. اساتيد دگرانديش به اجبار بازنشسته و اخراج شدند و در راه تدريس و تحقيق بسياري از اساتيد مشكلات فراوان پديد آمد و روسا انتصابی نالايق دانشگاهها مشكلات فراوان صنفي و اموزشي در دانشگاههای کشور به وجود اورده اند ، شوراهاي صنفي ، انجمنهاي اسلامي و كانونهاي فرهنگي با مشكلات فراوان مواجه گشتند ، نشريات دانشجويي فراواني تعطيل گشت بيش از دويست تن از فعالان دانشجويي به كميته هاي انظباطي احضار شدند و در اقدامي بي شرمانه فعالان دانشجويي ستاره دار گشتند و در راه ادامه تحصيل آنها مشكلات فراوان پديد آمد امكانات رفاهي دانشگاهها به شدت كاهش يافته است و بسياري از دانشگاهها و خوابگهاي دانشجويي با مشكلات فراوان رفاهي روبرو هستند.
اما فرياد اعتراضي دانشجويان نشان داد كه به راستي دانشگاه زنده است . جالب انكه كه حضور دانشجويان گلچين شده از برخي نهادهاي خاص كه ازدانشگاههاي ديگر به دانشگاه اميركبير آمده بودند مانع بلند شدن صداي اعتراضي دانشجويان نگرديد. امروز در حالي دانشجوياني كه قصد صحبت در برابر رئيس دولت را داشتند مورد ضرب و شتم قرارگرفتند كه رئيس دولت بارها مخالفان خود از كشورهاي ديگررا به مناظره دعوت نموده است و ضرب وشتم امروز دانشجويان به خوبي توخالي بودن ادعاهاي وي را نمايان ساخت. هر چند در اين ميان اقداماتي نيز از سوي برخي افراد مشكوك روي داد كه در ماهيتاين افراد جاي سوال فراواني باقي است.
آري به راستي دانشگاه زنده است و همواره منتقد بي تدبيريهاي مسئولين خواهد بود ، بي شك وقت آن رسيده است كه وزير بي كفايت علوم كه تنها به واسطه سركوب دانشجويان و اساتيد و با وجود مشكلات فراوان صنفي و آموزشي بر سر كار است بركنار شود و بسياري از نمايندگان مجلس اصولگرا نيز كه دل خوش از اين سركوب هستند و حمايت اقاي باهنر را در پشت سروزير مي بينند به خود بيايند.
همچنين فرياد اعتراضي دانشجويان نشان داد كه رئيس دولت نتوانسته است با تبليغات فراوان جامعه دانشگاهي را فريب دهد و منافع گروهي خاص را به عنوان منافع ملي عرضه نمايد. اکنون دانشجويان ايران علم مبارزه با هرچه بي تدبيري ، آزادي ستيزي و عقل گريزي را برداشته اند و بي شك با تمام توان به راه خويش ادامه مي دهند و اميدواريم ساير دلسوزان كشور نيز با قاطعيت بيشتر قدم در اين راه نهند.
در پایان باید اضافه کرد که دانشجویان که برایند جمهور واقعی مردمند امروز خواستار محقق شدن تمامی حقوق خویش می باشند و در این راه لحظه ایی نیز درنگ نخواهند کرد.
بی تردید ملت ایران نیز در دفاع از آرمانها و مطالبات تاریخی خویش نیز همچون گذشته پایمردی خواهند کرد و از تمامی افراد . گروههایی که یرای آزادی و عدالت تلاش می کنند حمایت بی دریغی خواهد داشت.
از اینرو بر دولتمردان است تا دست از تجاوز و تعدی به حقوق فرزندان مردم ایران بردارد و اگر نه عواقب کسانی که باد می کارند ، جز طوفان نخواهد بود.

اتحادیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاههای کشور
                  دفتر تحکیم وحدت

 |+| نوشته شده در  سه شنبه چهاردهم آذر 1385ساعت 8 PM  توسط انجمن نیوز  | 
انجمن نیوز:دانشجویان قشر های آگاه و آزادی خواه که همواره علیه استبداد و نقض حقوق بشر در ایران مبارزه نمودند و در تاریخ میهنمان جایگاه خاصی دارند هر چند در این راه تعداد زیادی از آنها جان خویش را فدا نمودند و آخرین آنها تا کنون آقای توحید غفارزاده (دانشگاه سبزوار) بود ولی در یک سال و نیم اخیر بصورت فزاینده ای حرکت های سرکوبگرانه ادامه یافته است.
قبل از شروع سال تحصیلی با احضار دانشجویان به کمیته ها انضباطی و گرفتن تعهد ، اخراج و ممانعت از ادامه تحصیل ، احضار توسط دادگاه انقلاب و پرونده سازی علیه آنها ، دستگیری و زندانی کردن دانشجویان ( دکتر کیوان انصاری ، خیرالله درخشندی ، ابوالفضل جهاندار ، کیانوش سنجری ، احمد باطبی ) و شیوه های مختلف تهدید از سوی وزارت اطلاعات بر دانشجویان ادامه دارد از طرفی دیگر جایگزین کردن روئسای دانشگاه ها از افراد نظامی و اطلاعاتی که فاقد هر گونه پیشینه دانشگاهی هستند ، انحلال و تخریب انجمن های دانشجویی (امیر کبیر ) ، تقویت انجمن های بسیج برای سرکوب دانشجویان و نهاد های موسوم به نهاد رهبری که بازوی دیگر سرکوب بوده و هماهنگ کننده سیستم های سرکوبگرانه در داخل دانشگاه علیه دانشجویان می باشد .
با وجود اینکه کمتر از سه ماه از آغاز سال تحصیلی می گذرد ما شاهد شیوه های جدیدی از سرکوب دانشجویان در ایران هستیم که اشکال مختلفی به خود می گیرد . آنها با نسب دوربین های مدار بسته در دانشگاه سعی در پادگانی کردن دانشگاه دارند .
ستاره دار کردن دانشجویان ، اخراج اساتید دانشگاه ها ، خبر باز نشسته کردن ۵٣ تن از اساتید امیر کبیر مجموعه اقداماتی است که سعی در به وجود آوردن انقلاب فرهنگی دوم را دارند .
در هفته های اخیر با بقتل رساندن یکی از دانشجویان در سبزوار و عدم پیگیری جدی از سوی قوه قضائیه و وزارت علوم ، نشان از یک چراغ سبز برای اینگونه اقدامات است .
فعالان حقوق بشر در ایران ، روز ۱۶ آذر را گرامی می دارد و با حضور بخش دانشجویی و تمامی اعضای آن سعی بر هر چه گسترده تر گرامی داشتن این روز را دارد و خواهان از بین بردن سرکوب های سیستماتیک که توسط مدیران نظامی اطلاعاتی منتصب شده و همچنین نهاد موسوم به رهبری و بسیج دانشجویی و نیروهای اطلاعاتی می باشد. و خواهان خروج تمامی نیروی های نظامی امنیتی از دانشگاه های کل کشور است.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 10 PM  توسط انجمن نیوز  | 

انجمن نیوز:رضا عليجاني با اشاره به تجربه هاي قبل جنبش دانشجويي در ايران گفت: يكي از نقاط ضعف جنبش دانشجويي عدم پيگيري امور است كه برخواسته از ايمان و ايدئولوژي آنهاست و تداوم اين امر باعث وارد شدن ضربه به جبنش دانشجويي مي شود كه در اين مرحله نياز به صبر و اعتراض، انباشت و ارتباط داريم. به گزارش خبر گزاری دانشجویان ایران منطقه مرکزی امسال دانشجويان اراكي در حالي مراسم روز دانشجو را برگزار كردند كه لحظاتي قبل از برگزاري اين مراسم به آنها اطلاع داده شده بود كه فرمانداري به اين مراسم مجوز نخواهد داد، اما دانشجويان با اين استدلال كه برگزاري مراسم در زير سقف طبق قانون نياز به مجوز ندارد مراسم روز خود را برگزار كردند.

كساني كه تحولات دانشجويي استان را دنبال مي كنند هميشه به ياد دارند كه در سال‌هاي گذشته جنبش دانشجويي استان مركزي متشكل از دانشجويان دانشگاه‌هاي آزاد، اراك، علوم پزشكي، علمي كاربردي، علم و صنعت و پيام نور يكپارچه مراسم‌هاي متعددي را در اين روز در داخل و خارج از دانشگاه برگزار مي‌كردند . دانشجويان دانشگاه‌هاي دولتي در داخل دانشگاه و دانشجويان دانشگاه آزاد در خارج از دانشگاه روز دانشجو را همراه هم گرامي مي‌داشتند. اما امسال تنها يك مراسم و آن هم در خارج از دانشگاه از سوي جنبش دانشجويي استان مركزي برگزار شد و تنها دليل چنين امري از سوي دانشجويان رد شدن درخواست آنها از سوي شوراي نظارت دانشگاه براي برگزاري هر گونه مراسم دانشجويي اعلام شد.

در اين مراسم رضا عليجاني از فعالين ملي مذهبي در جمع دانشجويان حاضر شد و روزهاي به ياد ماندني جنبش دانشجويي در گذشته را براي دانشجويان بازگو كرد. اينكه دانشجويان در گذشته با اقتدار به شرايط حاكم بر جامعه اعتراض مي كردند و امروز هم سن و سالانشان با سرخوردگي خاصي مسائل موجود در جامعه را نظاره گرند.

دانشگاه ها وجدان جامعه اند و بجز متخلفين هيچ كس با وجدان خود برخورد نمي كند. عليجاني در جمع دانشجويان گفت: جامعه اي كه جنبش دانشجويي را خفه كند، جامعه‌اي است كه عده اي در آن قصد خلاف داشته باشند و از اين واهمه داشته باشند كه مطبوعات و جنبش دانشجويي دست آنها را براي مردم باز كرده و آنها را نابود كند.

رضا عليجاني تصريح كرد: جنبش دانشجويي در ايران هميشه راديكال بوده است كه به دليل عدم تعلق مادي و عدم تعلق طبقاتي، صنعتي و شغلي و فارغ البال بودن دانشجويان، اين جنبش در پيگيري خواسته هاي خود بوده است.
وي دوران دانشجويي را دوران طلايي شخصيت سازي انسان ها دانست و گفت:در اين دوره شخصيت اصلي افراد شكل مي گيرد كه اگر چنين امري اتفاق نيفتد قطعا نقصي در ميان است كه بايد آن را شناسايي و برطرف كرد.

اين فعال ملي مذهبي با انتقاد از عدم استفاده دانشجويان امروز از تجارب دانشجويان دوره هاي گذشته جنبش دانشجويي گفت: اين مسئله كه همه چيز را افراد بايد شخصا تجربه كنند تفكر درستي نيست و در دوره اي كه جامعه ما در يك جمع بندي به سر مي برد و با انباشت تئوريك مسائل سياسي، فرهنگي، تشكيلاتي و اخلاقي مواجه‌ايم نمي‌تواند براي دانشجويان مفيد باشد و در اين ميان رابطه ميان دانشجويان با فعالان جنبش دانشجويي در دوره هاي قبل بسيار موثر است و باعث پايين آمدن هزينه ها مي شود.

اين فعال ملي مذهبي با دسته بندي دانشجويان به سه گروه صنفي، مدني و سياسي مذهبي گفت: اين كه دانشجويان بايد زيرشاخه احزاب فعاليت كنند و بار جنبش دموكراسي خواهي را به همراه مطبوعات به دوش كشند نگاه درستي نيست بلكه دانشجويان بايد از جايگاه مدني با مسائل كلان سياسي و اجتماعي قدرت برخورد كنند.
عليجاني با اشاره به تجربه هاي قبل جنبش دانشجويي در ايران گفت: يكي از نقاط ضعف جنبش دانشجويي عدم پيگيري امور است كه برخواسته از ايمان و ايدئولوژي آنهاست و تداوم اين امر باعث وارد شدن ضربه به جبنش دانشجويي مي شود كه در اين مرحله نياز به صبر و اعتراض، انباشت و ارتباط داريم .

اين فعال ملي مذهبي خاطرنشان كرد: جنبش دانشجويي بايد در مسائل سياسي، اجتماعي و فرهنگي در جامعه حضور داشته باشد اما نبايد خود را در جايگاه احزاب قرار دهد. چرا كه بزرگترين و مهمترين وظيفه جنبش دانشجويي نقد است و بايد به اين مسئله به صورت جدي بپردازد.
عليجاني با اشاره به نقش احزاب و دانشجويان در به دست آوردن دموكراسي در كشور گفت: صرف داشتن دموكراسي همه مسائل را حل نمي كند بلكه جامعه نياز به تحليل و بررسي بيشتري در اين زمينه دارد و فراهم آوردن زمينه هاي مختلفي براي دستيابي به جامعه ايده آل لازم است. وي با اشاره به مشكلات نهادهاي مدني در جامعه گفت: پس از روي كارآمدن دولت جديد فشار بر روي نهادهاي مدني بيشتر شده است و مباحث تا آنجا ادامه يافت كه عناصر افراطي طيف راست پيشنهاد انقلاب فرهنگي در دانشگاه را مطرح كردند كه بايد به شكل پيچيده تري نسبت به انقلاب فرهنگي اول انجام شود كه البته نتيجه چنين امري از قبل مشخص است.

عليجاني تصريح كرد: با توجه به مسائل روز جامعه دانشجويان نبايد نااميد شوند و با پيگيري امور بايد مسائل را بررسي و نقد كنند چرا كه دانشجو اگر مداومت داشته باشد مي تواند در حل مسائل موفق شود.

در ادامه اين مراسم  حامد ایرانشاهی دبیر سیاسی  دفتر تحكيم وحدت (طيف علامه) با اشاره به اين مطلب كه برنامه هايي كه از سوي دولت و دانشگاه ها اجرا مي شود تناسبي با ماهيت مسائل روز دانشجويان ندارد، گفت: در دولت جديد به جاي پرداختن به ذات و حقيقت روز جامعه مسائل كتمان يا فراموش مي شود كه البته هنگامي كه مديريت با هويت و ماهيت خود فاصله بگيرد اين مسئله يك امر طبيعي است. حامد ايرانشاهي تصريح كرد: از هنگام روي كارآمدن دولت جديد امكان برگزاري هرگونه مراسمي در دانشگاه‌ها از دانشجويان سلب شده است چرا كه حتي يكي از برنامه‌ها از فيلتر شوراي نظارت دانشگاه عبور نكرد و البته اين هزينه مديريت‌هاي ضعيف و انحصار طلبانه در كشور ماست.
وي با اشاره به اين مطلب كه بسياري از افراد در ايجاد گسست جنبش دانشجويي و جامعه دانشجويي از يكديگر دارند، گفت: دانشجويان بايد با برگزاري جلسات و ميتينگ‌ها ارتباط بين جنبش دانشجويي و جامعه دانشجويي را حفظ كنند.

وي تصريح كرد: جنبش دانشجويي بايد بر مطالبات صنفي تاكيد داشته باشد تا جامعه دانشجويي بيش از پيش تهديد نشود و در اين راه ما بايد تلاش كنيم تا بدون هزينه و به تدريج مسائل را بررسي كنيم.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 3 PM  توسط انجمن نیوز  | 

گزارشي از ديدار تعدادي ازفعالین دانشجویی  دانشگاه اراك با دكتر مصطفي معين

انجمن نیوز:هفته گذشته تعدادي از فعالان دانشجويي دانشگاه اراك با دكتر معين ديدار كردند. در اين نشست صميمانه كه در دفتر  دكتر معين برگزار شد بيشتر گفت و گوها، حول محور مسائل سياسي روز و جبهة دموكراسي خواهی بود.

به گزارش خبرنگار انجمن نيوز كانديداي رياست جمهوري دوره نهم در خصوص جبهه دموكراسی خواهی و حقوق بشر گفت: اين جبهه فعاليت خود را آغاز كرده و اساسنامه آن تدوين شده است.

دكتر معين افزود: مسئله حقوق بشر و دموكراسی امروز جهان، دغدغه اصلی ملت هاست و ما نبايد از اين جريان مثبت دور بيفتيم.

ايشان در پاسخ به سؤال يكي از اعضاي انجمن در خصوص رابطه دموكراسی و قوميت واقعيتها گفت: اقليتها و قوميتها به علت محروميت ها و دردهاي مشترك خود می توانند در صورت اتحاد اكثريتی از ملت ايران را تشكيل دهند و با توجه به اين كه مفهوم عدالت نيز در دموكراسي نهفته است در صورت وجود دموكراسي حقوق قوميت ها احيا مي شود.

دكتر معين ادامه دادند: امروزه دولت هاي مركزي اختيارات آنچنانی ندارند و حكومتها بيشتر به سمت فدرالی شدن پيش می روند همانطور در زمان حضور ما در وزارت بيشتر قدرت و مسئوليتهاي اجرايی به دانشگاهها آن هم نه فقط به رياست دانشگاه منتقل شده بود.

در پايان آقاي  دكتر معين درباره احتمال حضور مجدد در عرصه انتخابات رياست جمهوري اظهار كردند: جواب دادن به اين سؤال بسيار سخت است. چون شرايط حضور من در انتخابات دروه نهم يك حالت اضطراری بود و اگر فردی شايسته تر  از من  در انتخابات حضور داشت بنده كنار  می كشيدم. با اين حال ايشان از دوره انتخابات نهم، به عنوان خاطره ای خوب از حضور در عرصه سياسی ياد كردند.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم آذر 1385ساعت 2 PM  توسط انجمن نیوز  | 
انجمن نیوز:رييس نهاد نمايندگي رهبري در دانشگاه‌ها، تصريح كرد: هيچ محيطي مانند دانشگاه به طلبه‌ي فاضل و مخلصي كه زبان تبليغ براي جوانان را بشناسد، نياز ندارد.
حجت‌ا‌لاسلام محمديان، كه در جلسه مجمع فضلا و طلاب استان تهران در مدرسه عالي دارالشفاء قم سخن مي‌گفت با بيان اين مطلب، اظهار داشت: عطش و نياز به معنويت در جوانان به ويژه دانشجويان موج مي‌زند و اگر اين نياز با معارف ديني پاسخ داده نشود، عرفان‌هاي كاذب آن را به انحراف مي‌كشند.
رييس نهاد نمايندگي رهبري در دانشگاه‌ها، همچنين دانشگاه را بهترين مكان‌هاي تبليغي براي روحانيون توصيف كرد و افزود: دشمن بيشترين سرمايه‌گذاري خود را در دانشگاه‌ها انجام داده است، به طوري كه برخي تشكل‌هاي دانشگاهي كه يك روزي پرچم مبارزه با استكبار را در دست داشتند، تبديل به پيشگامان سجده كردن در مقابل آمريكا شده‌اند.
وي افزود: افرادي چون افشاري و عطري كه به دنبال رهبري جنبش دانشجويي در ايران بودند، به پارلمان آمريكا رفتند و امروز در پنتاگون مشغول مشاوره دادن براي براندازي جمهوري اسلامي هستند.
گفتنی است علی افشاری و اکبر عطری بارها اعلام کرده اند صرفا برای ادامه تحصیل از کشور خارج شده اند و هر گونه همکاری با دولت آمریکا را تکذیب کرده اند.
به نظر می رسد این اظهارات کذب نماینده رهبری به نوعی زمینه چینی و پرونده سازی برای برخورد با فعالین دانشجویی باشد. پیش از این نیز بسیاری از فعالین دانشجویی به اتهام ارتباط با بیگانگان دستگیر شده و در زندان تحت فشار قرار گرفتند اما پس از مدتی بدون آن که نیروهای امنیتی بتوانند این اتهام را در خصوص این افراد ثابت کنند از زندان آزاد شدند.
محمدیان با بيان اينكه، از ۷۵۰ دانشگاه كشور تنها ۱۵۰ دانشگاه داراي دفتر نهاد نمايندگي ولي فقيه است، گفت: بيشتر دانشگاه‌هاي بزرگ كشور داراي اين دفتر هستند، اما دانشگاه‌هايي چون پيام‌نور، جامع علمي – كاربردي و مراكز تربيت معلم، فاقد اين دفتر هستند كه بايد با حمايت حوزه، اين خلا پر شود.

لازم به ذکر است بسیاری از محدودیت ها و احکام انضباطی برای فعالین دانشجویی در دانشگاه ها در سال های اخیر با حمایت مسئولین نهاد رهبری به نتیجه رسیده است. محمدیان چندی پیش طی اظهاراتی خواستار برخورد شدید انضباطی با نحوه پوشش و آرایش دانشجویان در دانشگاه ها شده بود.


منبع: خبرنامه امیرکبیر
 |+| نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 8 PM  توسط انجمن نیوز  | 

انجمن نیوز: اتحادیه انجمنهای اسلامی دانشگاههای سراسر کشور( دفتر تحکیم وحدت) با صدور بیانیه  ضمن دعوت از دانشجویان، اساتید مستقل، روشنفکران، فعالین مدنی و سیاسی، احزاب و سایر نهادهای مدنی، جهت شرکت در تجمع و اعتراض آمیز در روز 15 آذر ماه در دانشگاه تهران دعوت کرد متن فراخوان این اتحادیه دانشجویی بدین شرح است:

نه اینکه خطر در کمین دانشجو بودنمان است، که کار ما از خطر گذشته و دانشجوبودنمان را در نبودنمان معنا کرده اند .
نه اینکه سه آذر اهورای مان را از یاد برده باشیم، که می خواهیم هر یکمان آذری باشیم اهورایی در آذر سرد یکهزار و سیصد و هشتاد و پنج.
نه اینکه به دنبال پاسداشت روزمان از سوی ایشان باشیم، که خود روزمان را با فریاد زنده بودن دانشگاهمان و شرفمان پاس خواهیم داشت.
پس در پاسداشت شهادت سه آذر اهورایی در ۱۶ آذر ۱۳۳۲ به دست عمله استبداد تاریخی، حیاط دانشگاه تهران را به نشانه حیات دانشگاه به زیر گام های خویش می گیریم. و از سرِ زنده بودن دانشگاه،فریاد زنده بودن مان بر سر آنانی خواهیم کشید که تیشه کهنه و پوسیده خویش را به ریشه های جوان اما تنومند دانشگاه فرود آورده اند.
به نام استقلال خواهی سه آذر اهورایی، و به نام سر در انقلابی دانشگاه، و به نام دانشگاهیان شهید مدافع وطن.
و با یاد مظلومیت عزت ابراهیم نژاد،
و با نگاه بر معصومیت اکبر محمدی، و با نگاه بر دشنه فرود آمده در سبزوار، و با نگاه بر جولان سفیر مرگ در دانشگاه های علم و صنعت و علامه،
و با یادآوری ستاره های نشسته بر سینه دانشجویان و خطوط قرمزتر از همیشه نظام، و با یادآوری تصفیه اساتید مستقل و زرخرید آزادی و استقلال دانشگاهیان ،
و در آرزوی آزادی و استقلال برای دانشگاه ؛ با تجمع در برابر مسلخ گاه سه آذر اهورایی بر وقوع انقلاب فرهنگی دوم اعتراض می کنیم.
فریاد بر می آوریم که دانشگاه زنده است و نسبت به :
سلب حق تحصیل و تدریس
تعرض به حریم دانشجویان
سلب حق فعالیتهای صنفی و سیاسی تشکلهای دانشجویی
صدور احکام سنگین کمیته های انظباطی
اعتراض می کنیم.
دفتر تحکیم وحدت با دعوت از دانشجویان، اساتید مستقل، روشنفکران، فعالین مدنی و سیاسی، احزاب و سایر نهادهای مدنی، جهت شرکت در تجمع و اعتراض «دانشگاه زنده است»، بار دیگر بر لزوم تشکیل «جبهه فراگیر مقاومت مدنی در دفاع از دانشگاه» تاکید می کند.
زمان: چهارشنبه ۱۵ آذر ۱۳۸۵ ـ ساعت ۱۲ ظهر
مکان : میدان انقلاب- دانشگاه تهران ـ مقابل سر در دانشکده فنی .
(ورود به دانشگاه تهران را از درب ۱۶ آذر)

 |+| نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 8 PM  توسط انجمن نیوز  | 

انجمن نیوز:دو تن از کارشناسان دایره قتل آگاهی تهران که یکی از آنها به نام ” سرگرد علیرضا کرمی ” بود، صبح امروز شنبه مورخ ۱۱/۹/۸۵ به سالن سیاسی اندرزگاه ۳۵۰ اوین آمدند تا جزئیات بیشتری از مرگ اکبر محمدی را دریابند.

مسئولین زندان که این دو عضو کمیته تحقیق را شدیداً تحت کنترل داشتند، به اتاق زنده یاد محمدی بردند که با توجه به اعضای جدید اتاق که از فرآیند اعتصاب و مرگ مشکوک اکبر محمدی بی اطلاع بودند اتاق را ترک کردند در این راستا مسئولین زندان از بیم مواجهه و افشای حقایق قتل اکبر محمدی از سوی سایر زندانیان بهیچ اتاق دیگری مراجعه نکردند. ولی آقای خالد هردانی و دکتر ناصر زرافشان با مراجعه به کمیته تحقیق از آنها خواستند به نقطه نظر آنها توجه شود، کمیته بعد از استماع نظرات خالد هردانی و دکتر ناصر زرافشان ، تحقیقات خود را نیمه کاره به روز دیگری موکول کردند.

لازم به توضیح است که قتلهای مشکوک زندانیان سیاسی در زندان با مرگ زهرا کاظمی، اکبر محمدی، و بدیع ا… فیض مهدوی روبه افزایش است و این در حالی است که مجامع جهانی و بویژه اتحادیه اروپا با سرعت و سبقت درگیر معاملات اقتصادی با جمهوری اسلامی است.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 11 AM  توسط انجمن نیوز  | 

انجمن نیوز:زندانیان سیاسی در زندان رجایی شهر کرج که ازهفته ی گذشته در اعتراض به برخورد صورت گرفته از سوی مسئولین زندان دست به اعتصاب غذا زده بودند، در حالی وارد دومین هفته اعتصاب خود می شوند که “حاج کاظم” رئیس زندان رجایی شهر آنان را تهدید نموده در صورت پایان ندادن به اعتصابشان، اقدام به پرونده سازی علیه آنان خواهد کرد. بی توجهی و عدم رسیدگی به شرایط زندانیان اعتصابی درحالی صورت میگیرد که طی دو ماه گذشته ” اکبر محمدی” و ” ولی الله فیض مهدوی” در اثر اعتصاب غذا در زندان جان باختند. گفته می شود اعتصاب غذای زندانیان سیاسی در زندان رجایی شهر در پی حمله گارد ویژه زندان به این افراد آغاز شد. بهروز جاوید تهرانی، علیرضا کرمی خیر آبادی، جعفر اقدامی و امیر ساران از جمله زندانیانی هستند که به دلیل عدم امنیت جانی در زندان دست به اعتصاب غذا زده اند.

گفتنی است پیش از وقوع این حادثه و ضرب و شتم زندانیان سیاسی در رجایی شهر، در اقدامی مشابه عده ای از زندانیان خطرناک دربند ۳۵۰ زندان اوین؛ با حمله به زندانیان سیاسی اقدام به ضرب و شتم آنان کردند که درجریان این درگیریها، سعید شاه قلعه به بند ۲۴۰ زندان اوین منتقل گشت.

خبرهای رسیده از زندان اردبیل نیز حاکی است، زندانیان سیاسی در این زندان  به جهت اعلام حمایت از زندانیان رجایی شهر و شرایط مشابه، دست به اعتصاب غذا زده اند.

با این حال قوه قضائیه و مسئولین زندانها، در رابطه با این اقدام اعتراض آمیز زندانیان سیاسی تاکنون هیچ گونه عکس العملی ازخود نشان نداده اند و درحالی که وضعیت جسمانی زندانیان اعتصابی در زندان رجایی شهر رو به وخامت می رود، همچنان مسئولین زندان از رسیدگی به وضعیت زندانیان سیاسی و پیگیری مطالبات آنان خودداری می کنند.

ذکر این نکته قابل توجه است که اعتصاب غذای زندانیان سیاسی درزندانهای ایران، تنها برای دستیابی به ابتدایی ترین حقوق قانونی آنها صورت میگیرد. بطوریکه اکبر محمدی تنها با خواست اعطای مرخصی استعلاجی جهت درمان بیماریهایش اعتصاب غذای خود را آغاز کرد و ولی الله فیض مهدوی خواهان روشن شدن وضعیت پرونده و ملاقات با وکیلش شده بود.

منبع: كميته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر

 |+| نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 11 AM  توسط انجمن نیوز  | 

من نظرات کلی خود را درباره انتخابات و تا حدودی دو مورد پيش رو قبلاً بيان کرده‌ام که تحت عنوان «سياست‌های انتخاباتی مطلوب» در سايت هست، اما به دليل خبری‌تر شدن انتخابات برخی از دوستان و خوانندگان خواسته‌اند که در مورد ۲۴ آذر بيشتر صحبت کنم، به ويژه آن که برخی هم به اشتباه تصور کرده‌اند که من طرفدار شرکت در انتخابات موجود هستم. بنابراين می‌کوشم که در حد اجمال به مسأله بپردازم با اين توضيح که برای پرهيز از طولانی شدن مطلب دوستان می‌توانند ابتدا مطلب “سياست‌های انتخاباتی مطلوب» را نيز مطالعه نمايند، تا دچار پرسش‌هايی نشويم که پاسخ آنها در آن مطلب داده شده است.

۱ـ در ميان اين دو انتخابات طبعاً توجه اصلی به شوراهای شهر است در حالی که اهميت شوراها در برابر خبرگان چيزی نزديک به صفر است، اما از آنجا که معيارهای واقعاً موجود انتخابات خبرگان به نحوی است که مفهوم انتخاب رادر مورد آن برآورده نمی‌کند، وفقط در حدودی حق انتخاب وجوددارد که از نظر مردم تفاوتی جدی ميان گزينه‌های موجود نيست. لذا به خبرگان پرداخته نمی‌شود. و اصولاً يکی از دلايل اجازه دادن به رقابتی‌تر شدن شوراها در همين کم اهميت بودن اهميت آن است،البته اين انتخابات وقتی مهم خواهد شد که بتواند نماد مسايل ديگری قرار گيرد.
هم‌چنين هر نوع اظهارنظر مصداقی درباره شوراها متوجه تهران است و نمی‌توان موارد مصداقی گفته شده را برای ديگر شهرها هم تسری داد، البته اظهارنظرات کلی درباره همه موارد می‌تواند صادق باشد. با اين توضيح خبرگان را از دستور بحث خارج می‌کنيم و صرفاً به شوراها پرداخته می‌شود.
۲ـ همان طور که در سياست‌های انتخابی مطلوب گفته شد، شرکت و عدم شرکت آگاهانه در انتخابات يک رفتار است که بايد برحسب سود و زيان يا هزينه و فايده تحليل شود. چه افرادی منطقاً و برحسب ارزيابی هزينه و فايده بايد در انتخابات شوراها شرکت کنند؟ برای پاسخ بايد به اصول زير توجه کرد:
ـ هر نوع شرکتی در هر انتخابات، رأيی است که به آن ساختار داده می‌شود، مگر آن که در بطن رأی داده شده (برحسب افرادی رأی گيرنده يا برحسب شعارها و برنامه‌های آنها) نوعی اعتراض نسبت به چنين ساختاری با هدف اصلاح آن وجود داشته باشد واين برداشت برای همه قابل فهم باشد.
بنابراين افرادی که ساختار را قبول دارند، می‌توانند از اين مرحله عبور کنند و خود را آماده شرکت نمايند. اما افرادی که هدف اعتراضی واصلاحی دارند، به ناچار بايد پيام اعتراض و اصلاحی خود را به نحوی منعکس کنند که قابل درک عمومی باشد. تفاوت استنباط از رأی دوم خرداد ۱۳۷۶و بيست و هفتم خرداد ۱۳۸۴ در همين نکته کليدی مستتر است.
برای افرادی که نسبت به روند کلی اعتراض دارند و آن را به نفع جامعه و کشور نمی‌دانند، مشارکت در انتخابات افرادی، برای اداره امور شهر، حتی اگر به بهبود وضع اداره شهر منجر شود (که الزاما نخواهد شد) ناقض هدف اصلی آنان برای اصلاح روند کلی است، زيرا موجب استحکام روند کلی خواهد شد، مگر آن که هدف انتخابات را به نحو روشنی متوجه اين روند کلی نمايند.
ـ هرگونه شرکتی لزوماً می‏بايد به نحوی همراه با تضمين سلامت انتخابات باشد. اگر از کارخانه‌ای خودرو می‌خريم، طبعاً ‌تضمين و گارانتی آن را هم درخواست می‌کنيم، اگر ما حاضر نيستيم خودرويی را بخريم که هيچ تضمينی ندارد، و خريدهای قبلی هم به نحوی بوده که عيب خودرو کاملاً مشخص بوده و به سرعت از رده مصرف خارج شده، آيا حاضريم که پول خود را صرف خريد چنين خودرويی کنيم؟ البته شايد نتوان چنين تضمينی رانقدا اخذ کرد، اما هر گروهی که مردم را به مشارکت دعوت می‌کند، بايد چنين ضمانتی را در سياست‌های خود اعلام کند، نمی‌توان پس از انتخابات نتيجه را محصول حزب پادگانی، تقلب دانست، اما همزمان نتيجه را پذيرفت و هم برای انتخابات بعد آماده شد. اگر با حضور اصلاح‌طلبان در وزارت کشور و رياست جمهوری آن اتهامات به انتخابات زده می‌شد، اکنون چه انتظاری برای انجام انتخابات سالم داريد؟ اگر واقعاً انتخابات سالم برگزار شد، آيا همين دليل بر صلاحيت اين افراد نيست که کارها را خوب و عاری از نقص انجام می‌دهند(و بر عکس)؟
ـ هرگونه مشارکتی بايد پاسخ به موثر و کارآمد بودن نهاد در دست گرفته شده را نيز داشته باشد، نمی‌توان به شوراها رفت و سپس کار مردم به دليل بروز دوگانگی در ساختار حکومتی و شهرداری با اختلال مواجه شود و دود آن به چشم مردم برود و روز از نو روزی از نو.
۳ـ اگر مسأله اصلی فرد، اصلاح ساختار موجود نيست و آن را کمابيش می‌پذيرد، در اين صورت می‌تواند صرفاً با هدف اصلاح امور شهر وارد انتخابات شود، و طبيعی است بايد افرادی را برگزيند که کارآيی بيشتری در اداره بهتر شهر از خود نشان می‌دهند، اما اين افراد به صفت فردی لزوماً کارآيی بيشتری ندارند، بلکه در تعامل و ارتباط با کل ساختار است که توانايی آنها سنجيده می‌شود. اگر من با بهترين راننده دنيا مسابقه بدهم ولی او يک ژيان و من يک بنز آخرين مدل داشته باشم، احتمالاً من برنده مسابقه خواهم بود، اما اين دليل توانايی برتر من در رانندگی نيست، بلکه من و بنز بر او و ژيان چيره شده‌ايم.بنا براين برای کارائی و تاثير بايد عناصر منسب با زمينه را برگزيد.
۴ـ وقتی که شهردار اسبق (آقای ملک‌مدنی) انتخاب شد، در جلسه‌ای گفتم که اگر شهرداری بتواند يک کار کوچکی انجام دهد، نشان از شروعی خوب است، و آن کار هم برداشتن و جلوگيری از نصب دوباره برچسب‌های تبليغی از روی ديوارها و درهای منازل مردم است که شهر را کاملاً زشت کرده و به حقوق مردم نيز تجاوز شده است. اما روشن بود که با آن تعارضات يا دوگانگی حاکميت که اراده‌ای جدی هم پشت قضيه نبود، آن شهرداری قادر به انجام اين مسأله نبود، در حالی که شهر تهران مسايل بسيار بسيار مهم ديگری هم داشت که به دليل اين دوگانگی قادر به حل هيچکدام از آنها نبود، و اين چنين بود که اگر افرادی بسيار ضعيف و با اتلاف منابع فراوان پس از آن جماعت در مصدر کار قرار می‌گرفتند نزد مردم چنان کارآمد و حتی به لحاظ ذهنی افلاطون شمرده می‌شدند که همه را به تعجب وامی‌دارد.
۵ـ به طور مشخص در انتخابات شوراها تصوير و شعاری که معطوف به اموری فراتر از اداره امور شهر باشد، مشهود نيست، و کسی که بخواهد از منظری برتر از مسايل شهری برای شرکت در اين انتخابات تصميم بگيرد، طبعاًرمينه ای ملموس و جدی نمی بيند. شايد اصلاح‌طلبان خود را در اين مقام تعريف کنند، اما با توجه به عملکرد گذشته آنان و نيز عدم تغيير سياست‌هايشان (حتی عقب‌گرد از گذشته) طبعاً با وضع موجود آنان نمی‌توانند مصداق چنين تحولی باشند، و لذا بايد آنان را هم فقط از منظر اداره امور شهری با ديگر گروه‌ها مقايسه کرد و نه از حيث اصلاح ساختار کلی کشور. بنابراين شايد به لحاظ اداره امور شهر ترجيح دارد که طيف قاليباف عهده‌دار امورشهر شود و شايد به همين دليل است که برخی از اصلاح‌طلبان اعلام کرده‌اند که در صورت کسب اکثريت ،قاليباف را شهردار می‌کنند، در اين صورت می‌توان پرسيد پس چرا از ابتدا به ليست قاليباف رأی نمی‌دهيد که منافع ديگری هم دارد، زيرا پيروزی اصلاح‌طلبان موجب حساسيت و اتحاد راست می‌شود و در همان حد هم در امور شهر کارشکنی می‌کنند، در حالی که با روی کار آمدن طيف قاليباف دعوای درون جناح حاکم تشديد می‌شود و آنان زبان يکديگر را هم بهتر می‌فهمند.
البته بايد پذيرفت که اصلاح‌طلبان به دلايلی نمی‌توانند خود را کنار بکشند و نيازی هم نيست که احزاب و گروه‌ها به طور رسمی وارد فاز تحريم شوند، و کوششی هم برای جلب نظر آنها در اين زمينه مفيد فايده نيست.
۶ـ از منظر تأثيرگذاری بر سياست کلان کشور می‌توان احتمالات متعددی را نيز در نظر گرفت که يکی از احتمالات ،پيروزی کامل طيف حاکم بر دولت است که در اين صورت سياست‌های جاری در دولت (در همه زمينه‌ها) به امور شهری هم تسری پيدا می‌کند، و همه اين سياست‌ها با شدت و اعتماد به نفس بيشتری پيگيری و اجرا خواهد شد. طبيعی است که بجز طيف مذکور، عده‌ای ديگر هم خواهان تشديد روند جاری برای به بن‌بست رسيدن سريع‌تر ساختار هستند، از اين گزينه استقبال می‌کنند.
احتمال ديگر هم پيروزی کامل طيف قاليباف است که از حيث تعارضات درونی نيروهای حاکم می‌تواند جالب باشد و طبعاً انعکاس‌هايی هم بر اوضاع نهادهای ديگر و حتی انتخابات آينده خواهد داشت.
احتمال ديگر پيروزی اصلاح‌طلبان است، که شروع مشکلات برای مجموعه کلان و امور شهری و حتی برای اصلاح‌طلبان است، گرچه اين شروع می‌تواند مبنای اقدامات مثبت باشد، مشروط بر اين که اراده‌ای برای تداوم راه آغاز شده باشد، اما با توجه به تجربه گذشته، احتمالاً اداره امور شهر و رابطه درونی اصلاح‌طلبان و رابطه‌شان با مردم بيش از پيش دچار اشکال و نابسامانی خواهد شد. احتمال ديگری هم وجود دارد که ،تشکيل شورای شهر از ترکيبی از سه طيف است، که اين حالت مطلوبت‌ترين شکل برای اصلاح‌طلبان است که هم از زير بار تحمل شکست رهايی يابند و هم اين که در ايجاد شکاف درون جناح‌های حاکم نقشی را ايفا کنند، و از آنجا که بخشی از طيف حاکم بسيار بی‌تجربه و کم‌حوصله و زيادخواه است،تشديد چنين شکافی در صورت بروز اين احتمال متصور است.
با توجه به جميع شرايط هر فردی می‌تواند برحسب پيش زمينه‌های فکری خود در انتخابات شرکت کند يا نکند، و تصور می‌کنم که با توجه به پيش زمينه‌های تحليلی من، می‌توان نتيجه گرفت که برحسب منطق مذکور در متن معتقدم که هزينه‌های شرکت قطعی است ولی منافع آن اندک و غير محتمل است. هم‌چنين اين که تضمينی برای سلامت آن ارايه نمی‌شود. ضمن اين که فضا برای بروز شکاف ميان جناح حاکم را نبايد از بين برد.

 |+| نوشته شده در  شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 8 PM  توسط انجمن نیوز  | 

انجمن نيوز: نهضت آزادی با انتشار بيانيه ای تحت عنوان”چرا در انتخابات مجلس خبرگان شرکت نمی‌کنيم؟” اعلام نمود با توجه به اينکه در شرايط فعلی مجلس خبرگان به نهادی غير مردمی و ضد دموکراسی و حتی ناقض آموزه‌های اسلامی تبديل شده است. نهضت آزادی حضورش را در انتخابات مربوط به چنين مجلسی، با توجه به شيوه انتخاب نمايندگان و نيز کارکرد آن، نه تنها در راستای گسترش دموکراسی ارزيابی نمی‌کند بلکه آن را حتی مانعی بر سر راه مردم‌سالاری می‌داند.

متن کامل بيانيه نهضت آزادی:

هم‌ميهنان گرامی،

همان گونه که مطلع هستيد، تا چندی ديگر انتخابات دوره سوم شوراهای اسلامی شهر و روستا همزمان با دوره چهارم مجلس خبرگان رهبری برگزار خواهد شد. نهضت آزادی ايران در بيانيه شماره ۱۹۹۴ مورخ ۶/۸/۸۵، با عنوان “چرا در انتخابات شوراها شرکت می‌کنيم؟”(۱)، ضرورت حضور مردم در پای صندوق‌های رای و شرکت در هرگونه انتخابات‌ را بنابر دلايل مختلف، ازجمله به دليل لزوم تمرين دموکراسی در کشور‌های جهان سوم، برشمرد. از ديد نهضت آزادی ايران، در صورتی که امکان رقابت در يک انتخابات، حتی به ميزان حداقلی وجود داشته باشد، ملت بايد از همان حداقل ممکن برای ايستادن در برابر تمامت‌خواهان صرف‌نظر نکرده، با شرکت در انتخابات و دادن رای، دموکراسی را هم خود بياموزد و هم به حاکمان تحميل کند. به همين دليل، نهضت آزادی ايران در آن بيانيه از مردم خواست که به رغم شرايط نامطلوب موجود، در صورت امکان وجود حداقل رقابت در هر شهر و روستا، به منظور تقويت نهاد شورا در انتخابات دوره سوم شوراها شرکت کنند.

اما در مورد انتخابات مجلس خبرگان رهبری، نهضت آزادی ايران در دو نشريه تفصيلی، يکی مورخ ۲۷/۲/۱۳۸۵ با عنوان “مجلس خبرگان رهبری و حقوق اساسی ملت” و ديگری مورخ ۱۰/۷/۱۳۸۵ با عنوان “مجلس خبرگان و مردم”(۱)، درخصوص مبانی، عملکرد، تناقض‌ها و ابهامات آن توضيح داده، پيشنهادهايی نيز برای اصلاح فرايند اين انتخابات عرضه کرد تا برگزاری چنين انتخاباتی معنا و مفهوم پيدا کند و مردم بتوانند با ميل و آگاهی در آن شرکت کنند. متأسفانه هيچگونه اقدامی در اين باره صورت نگرفته و برخورد حاکميت به گونه‌ای است که به هيچ وجه امکان حضور صاحبان انديشه‌های مختلف و غير همسو با جريان فکری حاکم را فراهم نمی‌کند. مثلاً در انتخابات پيش‌رو، از آنجايی که در برخی از شهرها تعداد نامزد‌های نمايندگی برابر با تعداد نمايندگان مورد نياز آن شهرها است و در شهرهای ديگر نيز رقابت ميان کسانی خواهد بود که از نظر انديشه دينی و سياسی تفاوتی ماهوی با يکديگر ندارند، عملاً انتخابی از سوی مردم صورت نخواهد گرفت، بلکه انتصابی از سوی شورای نگهبان به دست مردم خواهد بود. نکته جالب توجه و باعث تأسف ديگر در گزينش نامزد‌های انتخابات مجلس خبرگان اين است که صلاحيت آنان بايد به وسيله نهادی (شورای نگهبان) تأييد شود که در جايگاهی به‌ مراتب پايين‌تر از مجلس خبرگان قرار دارد، چرا که فقهای شورای نگهبان از سوی مقام رهبری منصوب می‌شوند، در حالی که مجلس خبرگان بايد بر جايگاه رهبری نظارت ‌کند.

از سوی ديگر، عملکرد سه دوره گذشته مجلس خبرگان نشان داده است که امر نظارت بر رهبری به وکالت از سوی مردم، که مهمترين وظيفه نمايندگان آن مجلس است، عملاً از وظايف آنان حذف شده و قايل بودن به نوعی قداست برای مقام رهبری، اجازه هرگونه پرسشگری در اين حوزه را از نمايندگان ستانده است. به همين خاطر، تاکنون هيچگونه گزارشی از عملکرد دوره‌های گذشته اين مجلس به مردم ارايه نشده و مردم از مباحثات انجام يافته در آن کاملاً بی اطلاع هستند. بدين ترتيب، مشاهده می‌شود که مجلسی که بايد نماد اقتدار مردم، دموکراسی و ارزشهای اسلامی باشد، در عمل به نهادی کاملاً غير مردمی و ضد دموکراسی و حتی ناقض آموزه‌های اسلامی تبديل شده است. به همين دليل، نهضت آزادی حضورش را در انتخابات مربوط به چنين مجلسی، با توجه به شيوه انتخاب نمايندگان و نيز کارکرد آن، نه تنها در راستای گسترش دموکراسی ارزيابی نمی‌کند بلکه آن را حتی مانعی بر سر راه مردم‌سالاری می‌داند.

نهضت آزادی ايران به صاحبان انديشه محدود کردن قدرت و دامنه انتخاب مردم و بانيان برگزاری اين گونه انتخابات، هشدار می‌دهد که به سخره گرفتن رأی مردم و تضعيف رکن جمهوريت نظام حتی اگر در کوتاه مدت و در ظاهر باعث بروز بحران نشود، قطعاً کليت نظام را دستخوش بحران‌های جدی خواهد کرد. والعاقبه للمتقين

نهضت آزادی ايران

 |+| نوشته شده در  شنبه یازدهم آذر 1385ساعت 8 PM  توسط انجمن نیوز  | 
انجمن نیوز:حق تحصيل در دانشگاه براي همه شهروندان به عنوان يکي از بديهي ترين حقوق شهروندي در همه کشورها پذيرقته شده است. حتي در حکومتهاي غير دموکراتيک امروز دنيا نيز فردي را به دليل بيان اعتقادات و انتقاد از هيات حاکم  از تحصيل محروم نمي نمايند.
در سال جاري و همزمان با ظهور دولت نهم  دانشجويان کشور شاهد تغييراتي در روند پذيرش و برخورد با دانشجو در دانشگاههاي کشور مي باشند که يادآور تجربه تلخ و شکست خورده دهه ۶۰ ايران مي باشد. هسته هاي گزينش عقيدتي و سياسي مجددا فعال شده اند و شرط تاييد صلاحيت عمومي توسط اين هيات ها علاوه بر قبولي در آزمون علمي به شرايط ورود به دانشگاه در مقاطع کارشناسي ارشد و دکترا اضافه شده است.
مواردي که تا کنون منجر به محروميت دائمي و يا موقت از تحصيل توسط وزارت علوم شده است به شرح زير مي باشد:
۱)دوره کارشناسي: بسياري از فعالين دانشجويي در دانشگاههاي کشور ازسوي کميته هاي انضباطي و به دلايل واهي به محروميت موقت از تحصيل محکوم شده اند. احکام کميته انضباطي در حالي از سوي مسئولين وزارت علوم قانوني تلقي مي شود که بسياري از آنها توسط اساتيد دانشگاهها و وکلاي دادگستري کشور غير قانوني دانسته شده است. به عنوان نمونه فقط در دانشگاه اميرکبير ۳۰ دانشجو حکم يک ترم محروميت از تحصيل دريافت نموده اند. از سوي ديگر در حالي که مشکلات آموزشي به عنوان  بهانه اي براي اخراج برخي از فعالين دانشجويي مطرح مي شود، موارد مشابه اين مشکلات  براي ديگر دانشجويان در کميسيون موارد خاص دانشگاه حل شده است، ولي در مورد فعالين  دانشجويي حتي اجازه مطرح شدن پرونده در کميسيون داده نشده است.
۲)کارشناسي ارشد: وزارت علوم با همکاري وزارت اطلاعات اقدام به تقسيم بندي دانشجويان به ستاره دار و بدون ستاره نموده است و براي دانشجويان ستاره دار متناسب با تعداد ستاره هايي که براي آنها در نظر گرفته است(۱تا۳) محروميت هايي ايجاد نموده است.
ثبت نام دانشجويان يک ستاره مشروط به اخذ تعهد بوده است، تعداد اين دانشجويان بسيار زياد است به گونه اي که صرفا در دانشگاه اميرکبير ۸۳ دانشجوي يک ستاره در مقطع ارشد وجود دارد.
دانشجويان ۲ ستاره ابتدا امکان ثبت نام نداشتند و ثبت نام آنها مشروط به نظر مثبت وزارت اطلاعات در مورد ادامه تحصيل ايشان بوده است. پس از ۲ يا ۳ هفته تاخير، وزارت علوم علي رغم اينکه ابتدا اصل موضوع را تکذيب مي کرد در اثر فشار عمومي جامعه دانشگاهي، مطبوعات و خبرگزاري ها ناچار به تاييد اين موضوع و نهايتا ثبت نام دانشجويان در دانشگاه شد. اگر چه به اين دانشجويان اعلام شد که هر زمان وزارت علوم تشخيص دهد فردي صلاحيت عمومي ادامه تحصيل ندارد، مي توان وي را از دانشگاه اخراج نمايد و به قيد چنين تعهدي دانشجويان ۲ ستاره ثبت نام شدند.
دانشجويان ۳ ستاره علي رغم قبولي در دانشگاه (مطابق کارنامه ارسالي از سازمان سنجش) نامشان در روزنامه پذيرفته شدگان اعلام نشد. در کارنامه اين افراد در مقابل رشته اي که قبول شده اند کد ۲ به نشان عدم داشتن صلاحيت عمومي درج شده است. وزير علوم با وجود اين همه سند و مدرک و نيز نامه اي که سازمان سنجش به اين افراد داده است، وجود چنين دانشجوياني را تکذيب مي کند. با وجود آنکه ديوان عدالت اداري حکم ثبت نام اين دانشجويان را داده است، وزارت علوم در اقدامي بي شرمانه و غيرقانوني از اين کار سرباز مي زند.
۳ )دکترا: در مقطع دکترا در سال جديد هيچ کدام از دانشجويان پذيرفته شده در سال جاري ثبت نام قطعي نشده اند و ثبت نام قطعي آنها منوط به انجام تحقيقات محلي وتاييد صلاحيت آنان از سوي هيات تحقيق مي باشد.
در اين تحقيقات شخصي ترين اعتقادات افراد از جمله ميزان پايبندي آنان  به مسائل مذهبي، اعتقاد به جمهوري اسلامي، مسئله حجاب براي دختران و … مورد بررسي قرار گرفته است.
در اين مورد اتفاق ناشايست ديگري که رخ داده است، لغو بورس تحصيلي و اخراج برخي از دانشجويان دکترا که فعاليت سياسي انتقاد آميز داشته اند مي باشد. اين در حالي است که اين دانشجويان در حال اتمام دکتراي خود بوده اند و رزومه علمي  آنان بسار پربارتر از زاهدي، وزير علوم کنوني مي باشد.
۴)ممنوع الورود نمودن افراد به دانشگاه: يکي از بي شرمانه ترين اقداماتي که در دوران اخير صورت گرفته است ممنوع الورود نمودن برخي دانشجويان و فارغ التحصيلان عضو انجمن اسلامي مي باشد. تنها در دانشگاه اميرکبير ۳ دانشجو و تعدادي زيادي از فارغ التحصيلان عضو انجمن اسلامي بر خلاف قوانين دانشگاه، توسط مديريت دانشگاه ممنوع الورود اعلام شده اند.
موراد فوق شايد تنها بخشي از مسائلي است که در دوران دولت نهم اتفاق افتاده است. به منظور اعتراض به موارد فوق و نيز اطلاع رساني و کار سازمان يافته در اين زمينه،کميته دفاع از حق تحصيل وابسته به انجمن اسلامي دانشجويان پلي تکنيک تهران، اعلام موجوديت نموده و فعاليت رسمي خود را آغاز مي کند.
اين کميته ايجاد محروميت تحصيلي براي دانشجويان را مصداق بارز ظلم دانسته و از تمام ظرفيت هاي موجود، از جمله دادخواهي به مراجع داخلي و بين المللي و نيز اعتراضات دانشجويي گسترده براي اعتراض به اين مسئله استفاده خواهد نمود.

کميته دفاع از حق تحصيل
انجمن اسلامي دانشجويان
پلي تکنيک تهران

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه هشتم آذر 1385ساعت 11 AM  توسط انجمن نیوز  | 
 
  بالا